ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: تازه‌سروده‌هایی تقدیم به بانوی دو عالم: «زهرا(س) به نام زن جلال و منزلت داد»
۞ :: برگزیدگان جشنواره ادبی چهل‌چراغ در دو بخش شعر و داستان معرفی شدند
۞ :: هجدهمین دوره جشنواره قلم زرین فراخوان داد
۞ :: «جلوه فجر سلیمانی» در «سرچشمه»
۞ :: برگزاری کارگاه شعر و داستان کودک و نوجوان
۞ :: اختصاصی :  زادروز علیرضا قزوه روز شعر جوان ایران باد / به مناسب یکم بهمن زادروز دکتر علیرضا قزوه
۞ :: سروده استاد دانشگاه بنارس برای سپهبد سلیمانی/ تشکر شاعر ایرانی با یک شعر
۞ :: اختصاصی : عرض ارادت شاعران پارسی زبان به شهید قاسم سلیمانی
۞ :: شعر "علیرضا قزوه" برای سردار قاسم سلیمانی
۞ :: شب شعر پارسی‌زبان به یاد سردار سلیمانی در تسنیم برگزار می‌شود
۞ :: شاعران مطرح کشور در مراسم شعرخوانی «سردار آسمانی» جمع می‌شوند
۞ :: سروده حماسی شاعر هندی برای سردار سلیمانی/ یزیدانِ معاصر را بگو این خون نمی‌خوابَد
۞ :: سازمان بسیج هنرمندان کشور «خاتم سلیمانی» را منتشر می‌کند
۞ :: اختصاصی : دکتر قزوه: خون سردار سلیمانی پس از خون سیدالشهدا (ع) تأثیرگذارترین خونی است که در عراق به زمین ریخته شد
۞ :: اولین کنگره شعر آئینی ـ انقلابی «کوثر ناب» فراخوان داد
۞ :: فراخوان شعر «فاطمی» هیأت «میثاق با شهدا» اعلام شد
۞ :: آیین بزرگداشت مقام ادبی علامه فیض کاشانی و مراسم آغاز به کار محفل ادبی فیض برگزار شد.
۞ :: اختصاصی : آغاز به کار محفل ادبی فیض
۞ :: دعوت عمومی برای مشارکت در بازسازی کتابخانه تفکر شهریار
۞ :: نگاهی به مجموعه‌شعر «شرحه» اثر مرضیه فرمانی؛ جغرافیای زیستی در بسامد واژگان



خاطرات


294
شعر عاشورایی ندارم...!
مصطفی رحماندوست

مرحوم حاج حسین فرهنگ در شیراز هر سال شب شعر عاشورا را برگزار می‌کرد و در آن دوران از من هم دعوت می‌کرد که حضور پیدا کنم و من هم می‌گفتم شعر عاشورایی ندارم. تا اینکه شبی از من دعوت کرد که حضور پیدا کنم. از خانه بیرون آمدم و ناراحت بودم که چرا تا به حال شعر عاشورایی نگفته‌ام. در همان زمان شعر «گنجشک‌لالا»ی من از رادیو پخش می‌شد و شنیدم. به خودم گفتم فقط بلدی شعر لالایی بگویی؛ امام حسین (ع) طلبت. اما همین حال و هوا، این حس را در من برانگیخت که چرا امشب یک لالایی ویژه برای بچه ها نگویم. همانجا برای نخستین بار شعر کودکانه عاشورایی گفتم. آن زمان می‌گفتند این نخستین شعر عاشورایی برای بچه‌هاست.

«لالایی عاشورا»

مدینه بود و غوغا بود
اسیرِ دیوِ سرما بود

محمد سر زد از مکه
که او خورشیدِ دلها بود

لا لا خورشیدِ من لا لا
گلِ امیدِ من لا لا

خدیجه همسرِ او بود
زنی خندان و خوش خو بود

برای شادی و غم ها
خدیجه یارِ نیکو بود

لا لا لا شادیم لا لا
غمم آزادیم لا لا

خدا یک دخترِ زیبا
ه آنها داد لا لا لا

به اسمِ فاطمه زهرا
امیدِ مادر و بابا

لا لا لا کودکم لا لا
قشنگ و کوچکم لا لا

علی دامادِ پیغمبر
برای فاطمه همسر

برای دخترِ خورشید
علی از هر کسی بهتر

چراغِ خانه ام لا لا
گلِ گلدانِ من لا لا

علی شیرِ خدا لا لا
علی مشکل گشا لا لا

شبِ تاریک نان می برد
برای بچه ها لا لا

لا لا مشکل گشای من
گل باغِ خدای من

حسن فرزند آنها بود
حسن مانندِ بابا بود

شهیدِ زخم دشمن شد
حسن یک کوه تنها بود

لا لا کوه بلند من
تو شیرین تر ز قند من

علی فرزند دیگر داشت
جوانی کوه پیکر داشت

همیشه حضرت عباس
ه لب نامِ برادر داشت

لا لا نازک بدن لا لا
عصای دستِ من لا لا

گلِ پرپر حسینم کو
گلِ سرخ و گل شب بو

کنار رود و لب تشنه
تمامِ غنچه های او

لا لا لا غنچه ام لا لا
لا لا لا لا گلِ تنها

حسین و اکبرم لا لا
علی اصغرم لا لا

کجایی عمه جان زینب
سکینه دخترم لا لا

لا لا لا لا گل لاله
نکن گریه نکن ناله

شبی سرد است و مهتابی
چرا گریان و بی تابی

برایت قصه هم گفتم
چرا امشب نمی خوابی

لا لا لا جان من لا لا
گل باران من لا لا


.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
تاریخ ارسال :   1397/6/27 در ساعت : 12:41:27       تعداد مشاهده : 489



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 22,965 | بازدید دیروز : 27,251 | بازدید کل : 117,170,380
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی