ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: اختصاصی : فراخوان «جشنواره داخلی فلسطین»
۞ :: رضا اسماعیلی: معرفی برترین و جدیدترین‌ آثار ادبی با موضوع فلسطین
۞ :: اختصاصی : فراخوان نخستین کنگره ملی شعر فاطمی
۞ :: اختصاصی : مسابقه شعر «حماسه گوهرشاد» فراخوان داد
۞ :: یادی از «طاهره صفارزاده» ‎در «‎چمدانت چه قدر جا دارد»/ جشن امضای اینترنتی
۞ :: اختصاصی : ناصر امامی، شاعر مرواریدهای غلتان درگذشت
۞ :: اختصاصی : کنگره شعر مادر انقلاب برگزیدگان خود را شناخت
۞ :: اختصاصی : دومين دوره مسابقه شعر حماسه گوهرشاد
۞ :: مطالعه کم و تکیه بر شنیدارها از آفت‌های شعر آئینی است
۞ :: احوالپرسی از «محبت»/ روزگار امروز شاعری که در کتاب‌های درسی خوش درخشید
۞ :: بیماری عجیب حسین آهی
۞ :: کنگره شعر امام حسن(ع) فراخوان داد
۞ :: شب شعر «در محضر كريم اهل بيت(ع)» برگزار می‌شود
۞ :: فراخوان جشنواره داخلی فلسطین منتشر شد
۞ :: ضرورت ارائه تصویری از شعر جوان و پیشرو کشور در دیدار شاعران با رهبر انقلاب
۞ :: عرض ارادت شاعران به ساحت حضرت خدیجه (س)
۞ :: ۱۰ اثر برگزیده جشنواره شعر «مادر انقلاب» (مرضیه دباغ) مشخص شدند
۞ :: محمدرضا هاشمی‌زاده درگذشت
۞ :: پيش از شعبان و صفر، بيش از شوال و رجب/ هست به درگاه خدا از همه بهتر رمضان
۞ :: سروده رضا اسماعیلی در توصیف ماه مبارک رمضان



بشنو از نی

🌺🌿محسن_نقدی.

پا در رکاب راه و دوچرخه، با چشم‌های خواب گرفته
از چـــرخ روزگار بـــریـــده، تـا دور‌هـــا شتاب گرفته

بر ترک او نشسته خیالت، هرجا سرک کشیده همان که
در پیچ گیســـوان تو دیده صـد راه پیچ و تاب گرفته

دل می‌زند به دشت و بیابان، پا می‌زند به سمت توهرچند
هر دشت را کویر تکانده، هرچشمه را سراب گرفته

عمری نفس گرفته و رفته، از تو نفس نفس نبریده
حتی کنــــار هـم نگرفته این پـــای در رکاب گرفته

شب بر سرش خراب شد، امااز جاده‌ها جواب شد، اما
او از شبت طلوع چشیده، از خواب تو جواب گرفته
#
می‌گفت: اگر تب تو بتابد، می‌چرخم از هزار خیابان
تا دیدن تو تـــــاب ندارند این چرخ‌های تاب گرفته

ای سوروسات روز و شبم تو! نقل و نبات روی لبم تو!
تو زنده‌ای هنوز... اگرچه در خاطرات قاب گرفته

از بعد تو بهار نیامد، بعد از تو کوچه‌ها همه زردند
هر نور را «سیاه» ربوده، هر خانه را «خراب» گرفته

باران گرفت کوچه‌ به کوچه، هی دست و پا زدیم اگرچه
شد غرقْ راه بین من و تو در کوچه‌های آب گرفته
#
از شهررفته است جهانگرد، درچشمهای مستِ جهانگرد
هر کافه‌ای که گوشه‌ی جاده ست ازموی تو شراب گرفته

آن گل میان دشت و بیابان، یا آن گلِ کنار خیابان
یا آن که غنچه کرده در ایوان، از عطر تو گلاب گرفته

هرجا رسیده از تو سروده، رازی مگو ست بر لب او که
از قلب او قرار ربوده، از چهره‌اش نقاب گرفته

در دورهای باطل میدان، دنبال ردپای تو گشته
پرسیده روی گندمی‌ات را از چرخ آسیاب گرفته-

تا چرخ‌های خسته‌ی گاری یا چرخ‌های گیج سواری
اما سراب‌های سر راه او را از آب و تاب گرفته

اما کجاست راه تو؟ شاید باید تو را سراغ گرفت از
این بغض بی‌دلیل شکسته، این دل که بی‌حساب گرفته

حالا نشسته بر لب ساحل، چشم از تو برنداشته سایه
از دوری‌ات نکرده گلایه ای ماه آفتاب گرفته!


تاریخ ارسال :   1397/8/19 در ساعت : 16:14:1       تعداد مشاهده : 152



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 18,032 | بازدید دیروز : 25,075 | بازدید کل : 109,667,562
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی