ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: اختصاصی : برنامه شب زنده یاد استاد دکتر سید حسن حسینی شاعر و منتقد ادبیات انقلاب اسلامی در گروه بین المللی هندیران
۞ :: اختصاصی : حاج محمود اکبرزاده شاعر و مداح مشهدی درگذشت
۞ :: تمدید مهلت ارسال آثار به کنگره شعر نرجسیه تا ۲۲ فروردین‌ماه
۞ :: دل‌نوشته نغمه مستشار نظامی در سوگ سردار سلگی
۞ :: با حضور جمعی از شاعران مطرح کشور؛ دومین جلسه مجازی «محفل ادبی فیض» برگزار شد
۞ :: اسماعیلی در گفتگو با آنا:شعر سپید؛ قالبی مناسب برای جهانی‌شدن ادبیات مقاومت
۞ :: اختصاصی : قصیده ی فاخری از دکتر علیرضا قزوه
۞ :: «محفل ادبی فیض» با حضور شاعران مطرح کشور به صورت مجازی برگزار شد
۞ :: اختصاصی : استاد احمد نیک‌طلب مشهور به یاور همدانی درگذشت.
۞ :: شریف حسین قاسمی مطرح کرد؛ ایرانیان در انتقال تجربه تاریخنگاری به هندی‌ها نقشی اساسی داشتند
۞ :: حجت‌الاسلام سیدهادی خسروشاهی درگذشت
۞ :: تازه‌سروده‌هایی تقدیم به بانوی دو عالم: «زهرا(س) به نام زن جلال و منزلت داد»
۞ :: برگزیدگان جشنواره ادبی چهل‌چراغ در دو بخش شعر و داستان معرفی شدند
۞ :: هجدهمین دوره جشنواره قلم زرین فراخوان داد
۞ :: «جلوه فجر سلیمانی» در «سرچشمه»
۞ :: برگزاری کارگاه شعر و داستان کودک و نوجوان
۞ :: اختصاصی :  زادروز علیرضا قزوه روز شعر جوان ایران باد / به مناسب یکم بهمن زادروز دکتر علیرضا قزوه
۞ :: سروده استاد دانشگاه بنارس برای سپهبد سلیمانی/ تشکر شاعر ایرانی با یک شعر
۞ :: اختصاصی : عرض ارادت شاعران پارسی زبان به شهید قاسم سلیمانی
۞ :: شعر "علیرضا قزوه" برای سردار قاسم سلیمانی



خاطرات


306
نذر عجیب مرد عرب!
حامد عسکری

چندسال پیش که توفیق راهپیمایی اربعین حسینی به سمت حرم حضرت سیّدالشهداء علیه السّلام نصیبم شده بود ظهر هنگام در مقابل موکبی برای استراحت و صرف غذا توقف کردم.نشسته بودم غذای خوشمزه ای را می خوردم که ناگهان دیدم عرب عظیم الجثه ی دشداشه پوشی بسیار نزدیک به من مقابلم ایستاد و لبخند زد.با خود گفتم شاید مرد شیرین عقلی است که قصد اذیت دارد.جای خود را تغییر دادم وبه صرف غذا ادامه دادم که دیدم آن مرد باز لبخندزنان مقابلم ایستاد.برای بار سوم که چنین کرد با ناراحتی به موکب دار گفتم برای آسایش و آرامش خاطر زوّار خوب است از مزاحمت چنین افرادی جلوگیری کنید.موکب دار لبخند زنان گفت:این مرد قصد اذیت ندارد.چون بسیار تنگدست وفقیر است و نمی تواند از زوّار امام با مواد غذایی یا هر چیز دیگر پذیرایی کند ، سایه اش را نذر کرده است!یعنی خود را بین تابش آفتاب و زائر قرار می دهد تا حرارت خورشید باعث آزار زائر نشود و اوهم نذرش را ادا کرده باشد.حالم دگرگون شد و چشمانم به نم اشک نشست.می خواستم از آن مرد عظیم الجثه ی عرب ونذر ایثارگرانه اش تعریف و تمجید و تشکر کنم ولی افسوس که او بر خلاف موکب دار زبان فارسی نمی دانست.


.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
تاریخ ارسال :   1398/7/26 در ساعت : 20:45:7       تعداد مشاهده : 109



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 27,052 | بازدید دیروز : 52,125 | بازدید کل : 118,931,640
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی