ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: اختصاصی : گزارشی از برگزاری شب شعر بزرگ قدس در گروه بین المللی هندیران در واتساپ
۞ :: نشست ادبی «از آزادسازی خرمشهر تا آزادسازی قدس»
۞ :: شاعران و نویسندگان برای «فلسطین آزاد» قلم می‌زنند
۞ :: اختصاصی : محمدعلی عجمی، شاعر تاجیک درگذشت.
۞ :: نخستین دوره مجازی کارگاه تخصصی شعر هیأت برگزار می‌شود
۞ :: سروده‌ای از رضا اسماعیلی؛ تو ارتفاع شهادت، «مُطهری» بودی
۞ :: اختصاصی : هفتادو هشتمین جلسه انجمن ادبی بیدل دهلوی در تاریخ 29 فروردین 1399 به نام "شب سعدی"
۞ :: «دکتر حسن انوشه» سرپرست گروه نویسندگان دانشنامه ادب فارسی درگذشت
۞ :: شاعران، چهلم یاور همدانی را مجازی برگزار کردند
۞ :: اختصاصی : برنامه شب زنده یاد استاد دکتر سید حسن حسینی شاعر و منتقد ادبیات انقلاب اسلامی در گروه بین المللی هندیران
۞ :: اختصاصی : حاج محمود اکبرزاده شاعر و مداح مشهدی درگذشت
۞ :: تمدید مهلت ارسال آثار به کنگره شعر نرجسیه تا ۲۲ فروردین‌ماه
۞ :: دل‌نوشته نغمه مستشار نظامی در سوگ سردار سلگی
۞ :: با حضور جمعی از شاعران مطرح کشور؛ دومین جلسه مجازی «محفل ادبی فیض» برگزار شد
۞ :: اسماعیلی در گفتگو با آنا:شعر سپید؛ قالبی مناسب برای جهانی‌شدن ادبیات مقاومت
۞ :: اختصاصی : قصیده ی فاخری از دکتر علیرضا قزوه
۞ :: «محفل ادبی فیض» با حضور شاعران مطرح کشور به صورت مجازی برگزار شد
۞ :: اختصاصی : استاد احمد نیک‌طلب مشهور به یاور همدانی درگذشت.
۞ :: شریف حسین قاسمی مطرح کرد؛ ایرانیان در انتقال تجربه تاریخنگاری به هندی‌ها نقشی اساسی داشتند
۞ :: حجت‌الاسلام سیدهادی خسروشاهی درگذشت



امروز با بیدل




خم قامت نبرد ابرام طبع سخت كوش من
گران شد زندگي ،امّا نمي افتد ز دوش من


تسلي گشته ام چون موج گوهر ، ليك زين غافل
كه خاك است اين كه مي نوشد زبان بحر نوش من



غم عمر تلف گرديده تا كي بايدم خوردن ؟
ز هر امروز ، شامي دارد استقبال دوش من


چنين ديوانه ي ياد بناگوش كه مي باشم ؟
كه گوش صبح محشر ،پنبه دارد از خروش من


گريبان بايدم چون گل دريد از لب گشودن ها
ز وضع غنچه حرف عافيت نشنيد گوش من


چه مي كردم اگر بي پرده مي كردم تماشايت؟
تو را در خانه ي آيينه ديدم، رفت هوش من


نشاندن نيست آسان همچو موج گوهر از پايم
محيط از سر گذشت ، آسوده تا يك قطره جوش من


به رنگي بي زبانم در ادبگاه نگاه او
كه گرد سرمه فريادي ست از وضع خموش من


قيامت بود اگر خود را چنين آلوده مي ديدم
مرا از چشم خود پوشيد فضل عيب پوش من



نمي دانم شكفتن تا كجا خرمن كنم بيدل
سحر در جيب مي آيد تبسم گلفروش من


تاریخ ارسال :   1391/8/5 در ساعت : 11:13:39       تعداد مشاهده : 2245



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 10,465 | بازدید دیروز : 22,753 | بازدید کل : 120,406,583
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی