ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  

مشخصات شاعر

نام شاعر :  اکرم بهرامچی
وب سایت شخصی
شغل : مشغول تماشای روزگار
تحصیلات:  بی سواد م حاصلی نبود از کتاب هاو مدرسه
تاریخ عضویت در سایت :   1390/3/4 در ساعت : 12:46:57

کد حمایت از من برای وبلاگ شما

چه کسی گفت خدا شاعر نیست؟؟
زندگی رقص نجیبی ست که بر چشمه ی بودن جاریست ........... رقص ِ یک شاپرک بازیگوش .... لای یك دسته گل ِ یاس ِ معطر در باغ......... رقص ِ یک نغمه ی آرام ِ اذان .... که شبی باد میان من و این قبله پراکنده کند............ رقص ِ کِرمی شب تاب، که شبیه ِ تپش ِ خورشید است... زندگی شعر ِ نجیبی ست که در دفتر ِ اندیشه ی این گنبد ِ دَوار پر از قافیه است.. چه کسی گفت خدا شاعر نیست؟؟
زندگی نامه شاعر

...........از روز ازل در هنگامه ی انفجار و طوفان زاده شدم و در ذرات عالم خواهم ماند خواهم سرود و زمان را در واژه هایم خاموش خواهم کرد
دومجموعه شعر تا کنون از اشعارم ( مجموعه ی جای پای خدا و انگار باران حرف دارد)چند سال پیش به چاپ رسید البته در بیش از 17 مجموعه شعر از اشعارم به چاپ رسیده مثل شهر سیب ها-حکایت باران- کازیوه- زخم سیب- امواج ارغوانی اشعار برگزیده ی غدیریه منطقه ای اشعار برگزیده ی انتظار - همراه با پاییز اشعار برگزیده ی انجمن کلیم کاشانی- اشعار برگزیده دفاع مقدس و عاشورایی ووو و آخرین مجموعه ی در دست چاپ سرزمین کاوه ها می باشد بیش از 17 سال تدریس شعر و داستان نویسی در کانون فرهنگی تربیتی فدک و مدتی در اداره ارشاد داشته ام
بی سوادم الفبای زندگی را هیچکس به من یاد نداد
لنگان لنگان در جاده ای پر از فراز و نشیب می روم ایستا نیستم خداوند مرا پویا خلق کرد
دنیا برایم دانشگاه بزرگیست که بدون کنکور اجبارا مرا در خود جای داده است  تا آزمون های سنجش را درونش بسنجم دنیایی که همیشه رنگ عوض می کند می چرخد تا بچرخیم واحد هایش را پاس می کنیم چه بخواهیم و چه نخواهیم


وقتي قدم ميزد خدا   ساز ِ  غزل را....... من
فرصت نميشد بشنوم فرياد ِ  اين دفتر

ديدم رقم خورده ست در من عشق طوفاني
ديدم كه جان ميگيرم از ميلاد ِ  اين دفتر

يك شب ميان خط خطي هايش نوشتم من
اين آخرين برگ است از غم باد ِ  اين دفتر

اما نشد تكرار شد موج ِ  غزل در من
دريا شدم در آبي ِ آزاد ِ اين دفتر


و اينگونه بود كه  شروعش را نفهميدم  و بي شك پايانش را نيز................

اكرم بهرامچي


 
اشعار ارسالی کاربر
:: در پاسخ به سوال آقای عبداله بیخود در رابطه تصوف با طبیعت ؟ اگر علاقمند به این موضوع باشید این مقاله بسیار جالب است
:: تجربه شايد براي قامت ِ گنجشك نيست
:: زَمهَریر...............تقدیم به آنان که چشمهایشان در سنگرها ی عشق جا ماند
:: این ترجمه ی لفظ به لفظ ِ ملکوت است
:: امروز يك سلام است ،فرداخدانگهدار...................
:: نیلوفرانه پیچید سر بند ِ سرخ ِ غیرت
:: این هفته به یاد هفته ای طوفانی..............
:: زیر چترم با خیالت زیر بارانی که نیست
:: غدیر می چکد به روی چتر گل
:: فریاد هایم .....سجده هایم.............آه هایم...............
:: نغمه های رباعی..........................
:: صدای پای باران باش
:: نشانی ِ علی در سایت های آسمان باقیست....................
:: عرشِ نجیب...........
:: خواب ماندیم و ندیدیم .......پرستو پر زد
:: پرستو و بهار................از سر ِ کوچه گذشتند.....وباز..........
:: تو را از عطر نرگس ......از نسیم........ از شانه ی باران
:: گفتم ای کاش کاش ... ،یک روزی............، یک نفر هم بیاید از باران...............غزل انتظار
:: رو به فردای قشنگ..................برای ایرانیان سرفراز
:: یک لقمه نان.........................

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16



بازدید امروز : 17,812 | بازدید دیروز : 49,039 | بازدید کل : 135,419,886
logo-samandehi