ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



شهدای هسته ای (E=mc² )


گونه هایت  اگرچه  یخ  می بست   پایت  امّا  نداشت  تردیدی

می رسیدی  به قلّه واز  نُو، خوشه ها را  دوباره  می چیدی
 

کوچه های  مسیر پُر می شد  از  دعا  و  نگاه  و  دلشوره

می نشستی  خیالِ   ماهت   را   می کشیدی   کنار  ناهیدی
 

چه قَدَر  نور و موج حل کردی، چه قدر جبر و ایده و اِبهام

چه قَدَر هم گذشتی از تحریم  تا رسیدی به موج  تهدیدی
 

تبِ  داغ ِ  جنوبی ات کم شد  سهمت  آن  روز از شمال آمد

قطبِ  آهنربا  عوض  می شد   مثلِ حال  و  هوای  تبعیدی
 

می رسد پشت  این  خیابان ها ، خطّّی  از  سازمان  امنیّت

خطّ   قرمز   نمی رسد   امّا ،  به   مفاهیم   سبز  تجریدی
 

به غنایی  رسیده  بودی که؛ نرسیدی   به   نیمه ی  عمرت

رسمِ  منظومه ی  شما  این است  انفجار و طلوعِ  جاویدی
 

رفتی  از  این  مدارِ  تو در تو ...... وحده  لا  اله  الا  هو

آیه  آیه  ستاره ی  توحید  آنچه  نادیدنی ست آن  دیدی

*********

" دلِ  هر  ذرّه  را که  بشکافی  آفتابیش  در  میان  بینی "

بی تو من ذرّه ذرّه می سوزم در دلِ  سال های خورشیدی

 

کلمات کلیدی؛ خوشه ، نور ،موج ، جبر، ایده ، ابهام، قطب، غنا، نیمه عمر،مدار،منظومه، ذرّه و.... از اصطلاحات فیزیک هسته ای و ریاضی اند

کلمات کلیدی این مطلب :  شهدای هسته ای ، مصطفی پورکریمی ،

موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1391/12/2 در ساعت : 11:54:29   |  تعداد مشاهده این شعر :  2833


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

سیاوش پورافشار
1391/12/11 در ساعت : 10:33:55
بنام خدا
آنچه از نقد در نظر اول به ذهن متبادر مي شود، اشكال تراشی از يك كار است، اما در واقع نقد نه ايرادو اشكال تراشي، بلكه علم ارزيابي ميزان اعتبار ادبی یا علمی يك اثر است. *یکی از مباحث فصاحت و بلاغت کلام ((مناسبت)) است وآن این است که میان لفظ و معنی رابطه و نسبتی حاصل آید در این شعر استفاده از الفاظ فیزیکی و ماورایی به نوعی این بحث را دامن زده است.در یک نگاه شعر را از لحاظ عناصر اصلی به شرح زیر بررسی کنیم:
عنصر معنا=در شاعرانی که خود را ملزم به تعهد می دانند یا جهانبینی تکامل گرایانه نسبت به انسان و جهان هستی دارند معمولا معناها نیز تحت تاثیر آن تعهد و جهانبینی قرار می گیرند شاعر این غزل از شاعران متعهد و دارای جهانبینی توحیدی است بنابراین در این شعر که به ارزش تقدیر از شهیدی که برای آرمانهایش شهید شده است پرداخته شده است معنا در جایگاه ممتازی قرار دارد
عنصر خیال=ایماژهای بکار برده زیبا و متناسب بکار برده شده اندمثل
تبِ داغ ِ جنوبی ات کم شد سهمت آن روز از شمال آمد

قطبِ آهنربا عوض می شد.........................
در مورد خیال ماهت که استعاره ای زیباست بر من مخاطب معلوم نیست از چه جنسی است اصلا ماه روی آسمان چه خیالی دارد شاعر بهتر بود به گونه ای به متن این خیال اشاره ای می کرد.
یا یخ بستن با خوشه چیدن ممکن است سازگاری نداشته باشد چرا که خوشه چه انگور باشد چه غلات(که معولا این موارد به ذهن خطور می کند) در فصل تابستان یا پائیز است و در زمستان است که ممکن است گونه یخ بزند
عنصر زبان= باید به شاعر برای یک زبان بروز و امروزی تبریک گفت. فقط حال و هوای تبعیدی تنافر معنایی با رسیدن سهم از شمال دارد
عنصر آهنگ= موسیقی بکار رفته با توجه به وزن دوری بودن شعر و نیز تناسب کلمات زیباست اگرچه ((ی)) در قافیه گاهی نشانه ضمیر شخصی(می چیدی) و گاهی نشانه نسبت(تبعیدی) و.. کمی این ضرب آهنگ را کند می کند.
عنصر فرم=با توجه به اینکه از دو فاعلاتن مفاعلن فعلات استفاده شده است غزل خوش فرمی شده است. البته به نظر من در این گونه وزنهای طویل اگر ردیف بیاید غزل بهتر و ایجاز بهتر به منصه ظهور می رسد
در پایان استاد پور کریمی را باید تحسین گفت ایشان علاوه بر اینکه شاعری مسلط هستند از نظر مکارم اخلاقی برای ما جوانتر ها الگو هستند برایشان آرزوی سعادت و سلامت دارم.
محمد یزدانی جندقی
1391/12/11 در ساعت : 21:36:41
جناب پور افشار در تجزیه و تحلیل شعر به عناصر مختلفی به خوبی و درستی اشاره کرده است در قسمت عنصر آهنگ اجازه می خواهم چند کلمه بر نوشته ایشان اضافه کنم
نوشته اند :عنصر آهنگ= موسیقی بکار رفته با توجه به وزن دوری بودن شعر و نیز تناسب کلمات زیباست اگرچه ((ی)) در قافیه گاهی نشانه ضمیر شخصی(می چیدی) و گاهی نشانه نسبت(تبعیدی) و.. کمی این ضرب آهنگ را کند می کند.//....
نظر ایشان در زیبایی و تناسب کلمات و کند شدن ضرب آهنگ و هم تغییر کارکرد یای متصل به قافیه در ست است اما ) یای ) مورد اشاره تاثیرچندانی در این ریتم ندارد انچه بیشتر تاثیر گذار است نوع تجرد یا ترکیب قافیه گاهی در هم نشینی با کلما ت پیش از خود است به طور مثال در بیت اول میان / نداشت تردیدی /مصرع اول و "دوباره می چیدی" مصرع دوم / دوباره می چیدی از ضرب آهنگ بهتری برخوردار است در باره یای پایان قافیه گاهی این یاء از حروف ملحق به قافیه و گاهی ردیف متصل پنهان است این دیگر نشینی ردیف به نظر خیلی ها ضعف شمرده نمی شود به خصوص اگر در محور افقی با پرداخت خوب در هم نشینی مواجه شویم با تمام این اوصاف اگر حروف متصل به قافیه همانند سازی شود بهتر است در این شعر
یای می چیدی در بیت اول یای جاویدی در بیت ششم به معنی تو" انفجار و طلوعِ جاویدی" یای دیدی در بیت هفتم ردیف مضمر و به قول حقیر ردیف متصل پنهان شمرده می شود سایر یاها حروف ملحق به قافیه می باشند چه نسبت صفت داشه باشند مانند یای خورشیدی چه نکره باشند مانند یای ناهیدی با توجه به معنی خیال ماهت را می کشیدی کنار یک ناهید
از نکات مهم قابل اشاره شیوه ورود وخروج در اینگونه از اشعار سهل و ممتنع است که شاعری با تجربه قادر به انجام ان است و این شاعر با تجربه و اندیشمند نیز در این زمینه موفق نشان می دهد

صادق ایزدی گنابادی
1391/12/11 در ساعت : 23:6:28
سلام بر شاعر محترم
يك باور غلط براي بسياري از اهل ادب و شعر ايجاد شده است كه هر موضوعي را مي توان در مديوم شعر ارايه داد و اين باور غلط مي آورد آنچه را كه بر سر اين شعر اورده است
به گمان حقير موضوع شهيد مي تواند تبديل به تصوير هاي شاعرانه شود اما اگر به شهيد پسوند ديگري مثل هسته اي و ... الحاق شود و بخواهد در فرم شعر ارايه شود كار سخت مي شود كه شاعري بسيار توانا مي طلبد شاعري كه علاوه بر اگاهي از اصطلاحات خاص مثل آهن ربا و .. توانايي اين را داشته باشد كه بتواند به شكلي با اشيا ء بر خوردكند كه در پايان شعر توليد شود نه اينكه فقط يك تئوري علمي آن هم با ناجور از نظر بيان به نظم در آيد
شعر بالا تا هنگامي كه در مسير تصوير سازي در خصو ص شهيد به معناي عام حركت مي كند موفق است
و در هرجا كه شاعر كد هاي مربوط به يك شهيد هسته اي را مي خواسته است به مخاطب القا كند متاسفانه نا موفق است يعني اين ابيات دچار ضعف تاليف و ضعف بياني شده است و اين گناه شاعر نيست بلكه جزييات و كدهايي كه شاعر به ان متوسل شده است بار شاعرانه و احساسي لازم را ندارند و شاعر نيز نتوانسته است با نبوغ و استعداد خود برايشان احساس افريني كند كه البته در اين خصو ص خطر پذيري شاعر قابل ستايش است شايد پرداختن به شهداي هسته اي در قالب سينما بهتر باشد
احساس شاعر خود نيز گواه همين مطلب است چرا كه در دو بيت مانده به اخر شعر دست به دامان هاتف اصفهاني و فضاي عرفاني شده تا بتواند با تغيير فضا شعر را نجات ببخشد كه نمي دانم تا چه حد موفق بود ه است
من به شاعر گرامي پيشنهاد مي كنم هرچه در توان دارد در مفاهيم تاريخ مصرف دار مثل مفهوم شهادت و شهيد به كار ببندد و لازم نيست شهدا به طبقات مختلف تقسيم و هر كدام در فرم شعر ارايه شوند چرا كه كلام و شعر نمي تواند به دست هر كسي وارد هر هزار تويي گردد
شعر ي از استاد بزرگ محمد كاظم كاظمي شاعر عزيز افغانستاني در مورد شهيد هست كه گرچه حتما شاعر با آن اشناست براي دل خودم آن را مي نوسم "واتش چنان سوخت بال و پرت را / كه حتي نديديم بال و پرت را / بدنبال دفترچه خاطراتت / دلم گشت هر گوشه ي سنگرت را / و پيدا نكردم در ان كنج غربت / به جز اخرين صفحه دفتر را /همان دستمالي كه پيچيدي بودي / در ان مهر و تسبيح و انگشترت را / همان دستمالي كه يك روز بستي / به ان زخم بازوي هم سنگرت را /همان دستمالي كه پولك نشان شد / وپوشيد اسرار چشم ترت را / سحر گاه رفتن زدي با لطافت / به پيشاني ام بوسه اخرت را / و باغربتي كهنه تنها نهادي مرا /مرا اخرين پاره ي پيكرت را / و تا حال مي سوزم از يادروزي /كه تشييع كردم تن بي سرت را /كجا مي روي اي مسافر در نگي /ببر با خود پاره ي ديگرت را / "
د ر اين شعر شاعر از المان هايي استفاده مي كند كه ضمن نو بودن قدرت كشيدن بار شاعرانگي را نيز دارند و شاعر هم به لحاظ قدرت بسيار خوب از پس به كار گيري و ارتباط با اشياء درون شعر بر امد ه است شاعر خود عنوان كرد ه است كه براي دوست شهيدش در افغانستان شعر را گفته است اما شعر قابل تعميم بر كل شهداي تاريخ هست
دستمالي كه شاعر از ان صحبت مي كند در صحنه عاشورا بر پيشاني حر بسته شده است و مي ايد به افغانستان ايران و فلسطين و ...
مصطفی پورکریمی
1391/12/12 در ساعت : 5:35:20
سلام علیکم

از این که عزیزان فاضل و ادیبم برای نقد این شعر وقت شریف را هزینه کرده اند بسیار تشکر می کنم استاد ایزدی بزرگوار نگاهی کلی به اینگونه سروده ها داشته اند که مورد تقدیر است اما علت پرداختن به این شعر موضوع خاص آن است من نمی خواهم از خودم دفاع کنم اما شرحی که برخی از دوستان نوشته اند مرا متعجب می کند من دو بیت اول را شرح می دهم و منتظر نظر دوستان می مانم :شعر با تحقیقات دانشمند هسته ای شروع می شود او افق روشنی را پیش رو دارد و برای رسیدن به نتیجه ی نهایی مشکلات زیادی را تحمل می کند...." سرما" و رسیدن به " قله " کنایه از همین تلاش و آزمون هاست که موانع و شکست های بین راه از اراده ی او کم نمی کند " خوشه " کنایه از خوشه های اتم است و " چیدن" مرتب کردن یا به قولی غنی سازی اورانیوم است و ربطی به انگور و میوه چیدن در زمستان ندارد در بیت دوم نزدیکان شهید که منظور من بیشتر " مادر" و "همسر" شهید هستند و من از آنها به عنوان " ناهید " یاد کرده ام مورد نظرم هستند به این صورت : در مسیر رسیدن به هدف با توجه به خطراتی که همه از آن آگاهی داشتند ؛خانواده همواره نگران شهید بوده اند و برای سلامتی او دعا می کنند و شهید برای آرام کردن آنها هدف والا و افق زیبای پیش رو را تعریف و تصویر می کند پس " خیال ماه " کنایه از اندیشه والا و افق آینده ی پیش روی شهید است که آن را برای همسر و مادرش " ناهید " تعریف می کند و پیوندی بین اندیشه ی خود و آینده ی روشن آنها برقرار می کند و ............. در مورد " ی " هم این را به نظر مبارک استاد جندقی بزگوار اظافه می کنم که اولا آگاهانه بوده است و از کم دانشی نبوده است و من معتقدم برخی از غل و زنجیرهایی را که به پای شعر کلاسیک بسته شده است را باید شکست وقتی قافیه شنیداری به راحتی و زیبایی در شعر امروز رایج شده است و بد هم نیست مثل " نریز با مریض " و " ماه با مباح " و چراغ با اتاق و.... استفاده از " ی " های مختلف را جایز می دانم و تعمدا به آن پرداخته ام با این توضیح مختصر و با بیان این نکته که مطمئنم نقد اساتید سبب ارتقاء و رفع مشکل از کارهای آینده است با کمال میل منتظر اظهار نظر دوستان عزیز می مانم ..... موفق و مؤید باشید
محمد یزدانی جندقی
1391/12/12 در ساعت : 7:36:37
سلام و درود جناب پور کریمی و سپاس از توضیح شما حقیر هرگز نسبت بی دانشی بر شاعر فرهیخته و جان آگاهی چون شما وارد نکرده ام در تجزیه قافیه و ردیف به خصوص در یای ضمیریا نسبت یا نکره صرف نظر از توضیح حضرتعالی در نقد حقیر نشانه ای از انکار قافیه پردازی موفق شما دیده نمی شود اما در باره یای نکره ناهید نمی توانستم وقتی یای نسبت صفت به خورشید را می پذیرم یای نسبت به ناهید را نیز حمل بر صفت کنم و حتی شرح حضرتعالی نیز احتمال نکره بودن یای ناهید را کاهش نمی دهد به علت پیشوند ) کنار ( ناهیدی /
اما ضعف نقد حقیر در این است که به مردف بودن شعر اشاره نکرده ام
به هر حال این مطلب بدیهی بود ه و هست که در این شعر مشکل قافیه وجود ندارد و در بحث دیگر نشینی ردیف انتقادی هم اگر هست از ارزش والای ادبی این اثر نمی کاهد و چنین دیگر نشینی ردیف برای پیشبرد مفهوم خاص اجتناب ناپذیر بوده است و همچنانکه در نقد پیشین نوشتم به خصوص که در محور افقی /
کلمات از هم نشینی خوب برخوردارند بنا براین در مجموع با یک شعر موفق روبرو هستیم
سیاوش پورافشار
1391/12/12 در ساعت : 9:24:40
یا علی مدد
درمورد نظرات شاعر محترم که ظاهرا روی انتقادشان فقط با نقد این جانب بوده است! در حالی که شاید دیگر دوستان بیشتر دید انتقادی به این شعر داشتند بنده حقیر از نظر هر 4 عنصر اصلی شعر شعر ایشان را تائید کرده و توصیف کردم بنده منظورم از استفاده انواع یا در آخر ابیات به عنوان یک ضعف نبوده است ونظرم بار منفی روی این قضیه نبوده نظرم براین است که انواع یا در آخر مصرع فقط حس موسیقیایی که در آخر ابیات غزل جریان دارد را غیر یکنواخت تر می کند همچنان که استفاده از " نریز با مریض " و " ماه با مباح " نه تنها آن یکنواختی موسیقیایی آخر ابیات غزل را به هم می ریزد بلکه از نظر صوری و عینی نیز تو ذوق می زند اگرچه امروزه این گونه قافیه ها پذیرفته شده است. همچنین منکر زیبایی ترکیب خیال ماه نیستم و همچنین خوشه منظور این جانب این بود که رمزی برای گره گشایی باید می آمد که مخاطب المعنا فی البطن شاعر را دریابد یک نقد هدفش کمک به ارتقا اثر است و لا غیر...

حسین نبی زاده اردکانی
1391/12/2 در ساعت : 12:35:5
گشت هموار راه ناهموار عزمتان رهنمای این ره شد
سوخت را ساختید در تحریم و رها شد وطن ز نومیدی.
روحشان قرین شادی و راهشان پر رهرو باد.
حمیده میرزاد
1391/12/2 در ساعت : 12:56:57
سلام استاد
زيبا ومفهومى .......
عبدالله امان
1391/12/2 در ساعت : 14:3:14
درود بر استاد عزيز
شعر تان روح تازه به من بخشيد
سید علمدار ابوطالبی نژاد
1391/12/2 در ساعت : 14:34:51
سلام استاد پورکریمی عزیزوارجمند
غزلی بسیارزیبا وفاخرسروده ای وشکوهمند بامضامین نو وبدیع. لذت وافربردم
همه ابیات بیت الغزلند وحیفم آمد ازانتخاب .دست مریزاد
سربلندباشید
بهشاد امامی
1391/12/2 در ساعت : 17:31:13
سلام بر شاعر روشن ضمیر روشن بین
ان شاءالله که با شهداء هسته ای محشور شوید.
گاهی که نام دانشگاه صنعتی شریف را می شنوم یاد شما و امثال شما می افتم.
من استادانی نخبه را در این دانشگاه دیده ام که همواره دقایقی از کلاسشان را به مباحث مرتبط با نور پرداخته اند.
در سایهء نور بمانید.
علی اکبر مقدم
1391/12/2 در ساعت : 19:28:38
سلام
درود بر شما كه يادي ازين جوانمردان عرصه جهاد و ايثاروشهادت كرديد
وبسيار زيبا مفاهيم را در قالب كلمات ريختيد
و واژه را قشنگ استخدام كرديد

اجرتان با شهدا و سيد وسالارشان

لذت بردم از سروده زيبايتان
سید حسن مبارز
1391/12/2 در ساعت : 20:30:43
دست مریزاد ...
محمد شکری فرد
1391/12/2 در ساعت : 21:9:34
سلام استاد...بسیار غزل زیبایی بود...خواندم و آموختم....

ممنون.
علی‌رضا پیش‌بین
1391/12/2 در ساعت : 22:49:39
با سلام به استاد عزيز

شعر زيبايي بود و اي كاش كلماتي مانند انرژي، جرم و توان را هم در شعر به كار مي برديد. سپاس بزرگوار
محمد حسین انصاری نژاد
1391/12/3 در ساعت : 5:15:31
سلام شاعرروشنی ها
بسیارخوب ومحتوامند.دست مریزاد.
سیاوش پورافشار
1391/12/3 در ساعت : 5:59:30
درود بر استاد پورکریمی
با احساسی قوی و مفاهیمی جالب غزلی پر شور آفریدید
بدرود
محمد وثوقی
1391/12/3 در ساعت : 6:5:34
سلام استاد پورکریمی گرامی

به غنایی رسیده بودی که؛ نرسیدی به نیمه ی عمرت
رسمِ منظومه ی شما این است انفجار و طلوعِ جاویدی

غزلی روایی با این همه تصاویر نو و منظم و مرتبط، محتوایی عارفانه و عالمانه، موضوعی سرنوشت ساز و بنیادین، بزرگداشت مقاومت و مردان خون و آتش ... لمثل هذا فلیعمل العاملون و فی ذلک فلیتنافس المتنافسون
مستدام باشید
علی گیاهی
1391/12/3 در ساعت : 7:34:54
خوبست ممنون /
ابراهیم حاج محمدی
1391/12/3 در ساعت : 7:56:1
سلام و رود استاد عزیز جنااب پور کریمی
سروه ای محکم و استوار و سلیس و شیوا با مضامینی عالی خواندم و بهر ه بردم . شاعرانگی تان مستدام باد
م. روحانی (نجوا کاشانی)
1391/12/3 در ساعت : 9:20:56
سلام و عرض ارادت خدمت استاد پور کریمی عزیز
شعری زیبا با حال و هوایی تازه و پر از هیجان ، دست مریزاد و برقرار باشید
مصطفی پورکریمی
1391/12/3 در ساعت : 9:36:8
سلام علیکم جمیعا و رحمه الله و برکاته

از این که به سبب عدم دسترسی به اینترنت نتوانسته ام پاسخگوی تک تک عزیزانم باشم معذرت می خواهم از الطاف برادران عزیزم استاد خوش عمل و استاد حاج محمدی که با ارسال پیامک تذکر به جایی داده اند تشکر ویژه می نمایم امیدوارم قدردان مراحم همه ی شما دوستان خوبم باشم
حمیدرضا اقبالدوست
1391/12/4 در ساعت : 3:6:31
بسیار عالی استاد پورکریمی / شاد و سلامت باشید / یاحق
علی رضا آیت اللهی
1391/12/4 در ساعت : 8:16:51
سلام به شاعر گرامی و ادیب ارجمند
گذشته از این که سروده ای است بس زیبا ، روان ، دلنشین و دلنواز ، عنصری است از نور درخشان معرفت به سرنوشت مقدٌر جامعه ئی مسلمان و استقلال طلب ، و نخبگان ِ آن ، و آنچه که میبایست گفت و گفت و گفت ... حال به هرزبان : از خرد جمعی و وجدان اجتماعی تا معاش و معاد و فیزیک هسته ای :
« شهدای هسته ای» جان و تن این ملٌت اند
کوری چشم حسودان جهان را علٌت اند
به قرار مسموع لطفی بسیار داشته اید؛ و بنده در قصور خدمت به دلیل عدم دسترسی ( دوماهه ) به اینترنت که حال متاسفانه خود شخصا" به این مسئله گرفتار آمده اید . بینهایت سپاسگزارم و ممنون ومدیون . مرحمت عالی کم مباد که به حق ادیب هستید و استاد ادب و ادبیٌات . بشناسیم حقٌ بزرگانی چون جناب عالی را .
استوار و پایدار باشید انشاء الله
مهدی سیدحسینی
1391/12/4 در ساعت : 8:22:39
سلام
بهره بردم
درود برشما
عبدالله امان
1391/12/5 در ساعت : 2:51:23
درود بر استاد ارجمند
مى شود اين فورمول را بريم تشريح نمايي

شهدای هسته ای (E=mc² )
ممنون تان
میلاد سلطانی آزاد
1391/12/9 در ساعت : 3:3:20
رفتی از این مدارِ تو در تو ...... وحده لا اله الا هو

آیه آیه ستاره ی توحید آنچه نادیدنی ست آن دیدی


درودتان استاد

دلنشین است.
.......................
سلام برادر عزیز سپاسگزارم
علی سعادتخانی
1391/12/13 در ساعت : 10:24:48
درودتان باد استاد بسیار شیوا و غنی بود این غزل
.......................
سپاسگزارم جناب استاد سعادتخانی عزیز همیشه از لطف نگاهتان بهره مند می شوم
بازدید امروز : 3,710 | بازدید دیروز : 35,110 | بازدید کل : 128,702,089
logo-samandehi