سلام . برای آقای کرمی است امٌا شما هم اگر خواستید بخوانید . حُسن نیٌت جناب عالی را سپاس می دارم . مسلٌما" نوشته های سیزده ماهه ی گذشته بنده در این سایت را مطالعه نفرموده اید که « ابتداء به ساکن » به قضاوت پرداخته اید و واکنشم را به احوالاتم ! نسبت داده اید . حال آنکه واکنش بنده مبتنی بر آموزشها و پژوهشهای بیش از نیم قرن در ایران و فرانسه است . نقد کردن شعر گفتن نیست که بیشتر ذوقی و شوقی باشد . روش های نقد ادبی در جهان شناخته شده و تدوین شده اند و موضوع تز هزاران دکترا قرار گرفته اند . حدٌ اقل ده عنوان کتاب معتبر هم به زبان فارسی دارند . باید فراگرفت ! . امٌا کسی که مثلا" سه سال در یک کلاس دبیرستان درجا زده است و موفق به کسب حتی یک دیپلم متوسطه نشده است و چون فالگیران هرچه را که می نویسد از روی کتاب می نویسد چگونه ممکن است نقد کردن را حتی فراگیرد ؛ که حال به نقد کردن هم بپردازد . بنده روش علمی نقد کردن را به این سایت آوردم تا اینکه سرگروهشان که تحت حمایت بی چون و چراست به بنده فحٌاشی کرد و نوشت : « رشحات قلم » که مطمئن هستم بدون اینکه به اهمیٌت این فحش واقف باشد . متوجه شدم که تا تحت حمایت « صاحب » ها نباشد چنین کاری نمی کند و بحث را خاتمه دادم . ایشان نشان داد که تفاوت بین مفهوم ( عمومی - جهانی ) افسانه و مفهوم ( مذهبی - اسلامی ) اسطوره را هم نمی داند . اگر به فرض محال نقد کردن را می دانستند و نیٌت خیر داشتند کامنت مینهادند تا پاسخ بگیرند . امٌا آنان طی این یک سال همیشه به دنبال ... و شاید از آنجمله اینکه چرا بنده ذیل نوشته ها و اشعار سایت گاه اظهار نظرهای تشریحی میگذارم که احتمالا" به انحصار دکان آنان لطمه می زند ؟! . اگر کسی به بنده بگوید دماغم نسبتا" بزرگ است یا سنٌم از شصت گذشته است می پذیرم ؛ چون واقعیٌت دارد و به آن آگاهم . اگر کسی ایرادی بگیرد که منطق داشته باشد می پذیرم و تشکٌر هم می کنم : « من علٌمنی حرفی » . شعر در نفسِ شعور است و اگر شاعر خود شعور نداشته باشد شاعر نیست . امٌا اگر بروند جای دیگری مطرح کنند و جنجال به راه بیاندازند مفهومش چیست ؟ غرض ورزی نیست ؟ . جنجال سازی وبازارگرمی شاید برای مقاصد دیگر هم ... نیست ؟ . بحث در اینجا به هیچ وجه نقد ( که هیچ یک از این گروهک بر آن عالم نیستند و تکنیکهای دستورزبان فارسی و بدیع و عروض و قافیه هم فقط درصدی از نقد را تشکیل می دهند ) شعر نیست . غرائض دیگری است که حدود یک سال است که ادامه دارد و تا به اینجا کشیده شده است . این گروه کوچک کار دروغ ها و تهمت ها و افتراء هایش را به اینجا رسانده است که شاید در جهت منافع حرفه ای خود و « صاحب » ها جنجال سازی کند که این روزها لازم مینماید . امٌا در مقابل بنده ؟! . هیچ یک از شولاهای این گروه استعداد این که روزی ناقد شوند را هم ندارند - چه رسد به نقد نویسی کنونیشان . پاسخ به آنان خاموشی است . امٌا از سوی سراینده شعرهای خوب و عالی اگربحثی باشد بنده در خدمتم .
|
سلام بر استاد نبوی عزیز شرح و تفسیر عالمانهیی بود البته یکی دو نکتهی مبهم در متن مورد شرح هنوز باقی است که به نظرم مربوط به ذات هنر و ادبیات است و اگر حسن محسوب نشود عیبی هم نیست. روشنگریهایتان را سپاس. اگر اجازه بفرمایید همینجا از فرصت استفاده کنم و توضیحی بدهم: عیب هایش کو؟! مانده است نهان ؟ بنده هم قبول دارم که متن بر اساس دیالوگ است: چون یکطرف مناظره، حضرت سلام الله علیها را انسانی عادی فرض کرده که دربارهی خصائلش افسانهپردازی شده است؛ از دید خودش میگوید: اگر افسانه نیست و حقیقت تاریخی دارد باید عیب و حسن او هر دو ثبت در تاریخ شده باشد و چون همه حسن است پس لابد با شخصیتی افسانهیی مواجهیم و نه حقیقی (همانچیزی که امروزه به خاکستری دیدن اشخاص معروف است). توضیحات دقیقتر و فنیتر را حضرتعالی فرمودهاید؛ بنده فقط خواستم اشاره کنم: اگر دیالوگ را هم ـ حتی برخلاف فرم نوشتاری اثر ـ نپذیریم و سؤالکننده خودِ شاعر باشد باز هم وهنی در کار نیست زیرا پر واضح است که سؤال، استفهام انکاری و مفید و مؤکد معنی نفی است. با این همه بندهی کمترین این اثر را جزو بهترینهای استاد آیت اللهی نمیدانم؛ اما بزرگوارانی را که نظر دیگری دارند هم واجب الاستغفار نمیخوانم. ضمناً آقای خصلتی گرامی در «تساهل و بیتوجهی در شعر فاطمی» اشاره یا اعتراضی به این دو سطر نداشتند و بنده هم اصلِ کار ایشان را تأیید کردم نه اعتراضی که به این دو سطر شده بود زیرا آن اعتراضات را وارد نمیدانم ـ نه نثرش را و نه نظمش را. مثلاً ایراد به جمع بستن حسن با "الف و نون فارسی" که واضح است در "حسنان" علامت تثنیه است در حالت رفعی، در فارسی غریب هست اما غلط نیست و صورت مأنوسترش "حسنین" است ـ ... هر چند دغدغههای آن بزرگواران نیز در جای خود ستودنی است. مستدام باشید
حمید خصلتی
1392/1/27 در ساعت : 17:19:56
با سلام بر همه ی عزیزان.تابه حال نشده است که در جواب نقد یا نظر تند یا توهینی که به بنده شده باشد جوابیه ای یا دفاعیه ای بنویسم .امادر مورداین شعر گونه ی جناب آیت اللهی حتی هیچ اشاره ای درمتن نوشته ام نکرده ام چه اگر قرار بود اشاره ای به این نوشته بکنم به شعر بودن یانبودن آن باید اشاره می کردم..اما ای کاش جناب آیت اللهی به جای وهن مستقیم عزیزانی که در سایت فعالیت میکنند قدری با گوشه کنایه صحبت میکردند.من برای جناب شان احترام زیادی قائل هستم و بیرون از این سایت هم مراوده ی وبلاگی داریم.اما ای کاش قدری بزرگوارانه تر برخورد می کردند ودر این باره نیز که فرموده اند نقد ادبی را وارد سایت کرده اند من منظورشان را نفهمیدم . بسیاری از کسانی که گاهی دست به قلم میشوند ومی نویسند را می شناسم وبه ادب ونزاکت وقدرت علمی شاننه من که بسیاری از شاعران سایت واقف هستند.هرچند اینجا شاید جای صحبت کردن در مورد نوشته یآقای آیت اللهی نباشد ولی فقط یک جمله عرض کنم .من اگر نگویم از شاعرانگی خالی میدانم ولی از ضعیف ترین نوشته های آقای آیت اللهی میدانم.مگر اینکه با نگاهی بزرگ منشانه واز منظری دیگر مثل جناب نبوی به آن نگاه کنیم.
|
|
حق با شماست جناب نبوی بهتره نرم تر و محترمانه تر با هم سخن بگوییم
|
درود بر استاد نبوي عزيز دست مريزاد باشد كه از نقد هايي اين چنين روشن وسازنده بتوانيم بهره ببريم وبر ظرفيّت گفتمان ها بيافزاييم ان شا اللاه.
|
سلام و درود عزیز: زیبا نگاشته اید و توضیحاتتان عالی بود وظیفه شاعر در شعر بیان کدها در بیان خلاقانه است و کلیدواژه ها باید خواننده را به تفکر وادار کند و اگر قرار باشد همه چیز را شسته و رفته بیان کند که مقاله بسیار شفاف این کار را می کند شاعر این اثر همان قدر مسلمان است که ناقدان ...و نباید در مقام نقد ترازوی ارزشی بودن و نبودن صاحبان سخن به میان آید هر چند که متاسفانه بسیار شاهد بوده وهستیم .درود بر ژرفای فهمتان ملاصدرا را بگو اندیشه ام تاول زده است کمی فلسفه می خواهم برایِ درمانش
|
سلام بر جناب نبوى تحليل زيباى شما را از شعر استاد محترم جناب آيت الهى بسيار پسنديدم. عقيده دارم كه دوستى اهل بيت نقطه ى مشتركى براى محكمتر شدن دوستى ووحدت ماست چه زيباست كه نكته ها ى شعرى يكديگر را زير ذره بين قرار ندهيم وبه نقدى منصفانه و محترمانه بسنده كنيم. البته اين نظر شخصى بنده است .....
|
باسلام خدمت همه ی دوستان و اساتید گرامی اینجانب به عنوان کوچکترین عضو سایت و کسی که آمده است تا شاگردی همه ی عزیزان را بکند از وضعیت به وجود آمده راضی نیستم آن چه در این صفحه و در صفحات دیگر از این قبیل منتشر شده است بیشتر از آن که جنبه ی نقد داشته باشد عرصه ی دعوا و درگیری و متاسفانه انتقام گیری است. در شرایطی که نویسنده ی مطلب(جناب آقای علیرضا آیت اللهی عزیز) حضور دارند منطقی نیست افراد دیگر نوشته ایشان را توجیه و تفسیر کنند. سخن پایانی این که آیا واقعا همه ی ما حضرت صدیقه طاهره(س) را آن گونه که است شناخته ایم؟ اگر شناخته ایم آن را خوب به مخاطبانمان ارائه کرده ایم؟ اگر کرده ایم که اجر همه ی ما با حضرتش اما اگر نکرده ایم-که متاسفانه نکرده ایم- واقعا به خودمان بیاییم، با این همه کار نکرده ای که ما با آن مواجهیم چه نیازی است این همه حس لطیف و وقت شریفمان را صرف درگیری بر سر موضوعات جنبی بکنیم و از آن طرف با آن همه سخن نگفته ای که درباره حضرت فاطمه(س) و همه ی معصومین(ع) وجود دارد واقعا چه نیازی است بر لبه تیغ حرکت کنیم و طوری بنویسیم که برداشت غیرصحیح و متفاوت از نوشته مان بشود. چرا واضح و شفاف با مخاطب حرف نمی زنیم؟ چرا اندیشه هایمان را صاف و صادقانه با مخاطب درمیان نمی گذاریم؟
|
درود استاد گرامی بسیار بهره بردم از تحلیل ارزشمندتان که خود نیز چون بر این باور بودم امضای خوشم آمد را زدم حال اگر دیگر دوستان شتابان به ناکجا آباد رفته اند دلیلی ندارد که از دیگران بخواهند استغفار کنند که چه؟ که دوستان شتابزده راه گم کرده اند و ما باید تاوان دهیم؟ دوستان البته اگر کسی مرا دوست خود بداند چون در اینجا ظاهرا ادیان دیگر نفی میشوند بارها در پیامهای خصوصی مرا دعوت به اسلام کرده اند اما نمیدانند دین نامی است که ما بر کردار و رفتار و وجدان خود نهاده ایم مسلمان باشیم یا مسیحی یا زرتشتی و یهودی وقتی ظالم باشیو دل بشکنیم دزدی کنیم مال یتیم بخوریم خون به نا حق بریزیم وووووو هیچ نیستیم هیچ.این را لازم دانستم توضیح دهم در ضمن مطالعه عات من در زمینه ی مذاهب بیش نباشد از بسیاری فصیح تر است اگر مرا نیز دوستی کوچک میدانید بهتر است عجولانه به قضاوت هم ننشینیم و تامل بیشتری داشته باشیم تا شبه و دوگانگی برای هیچ کس ایجاد نشود مانا باشید و ماندگار دادار یار
|
سلام بر استاد بزرگ جناب اکبر نبوی
توجیهه خوبی بود گرچه از درون اثر نمی توان به چنین توجیهی دست یافت
جناب نبوی مستی و خلسه و حوصله نداشتن و.....را می توان در فیلم با دروبین و تصویر برداری به مخاطب القا کرد اما در دنیای مکتوب با ید این حالات و سکنات ، محل و موضع طرفین گفتگو با کلمات بیان شود که متاسفانه در اثر مورد اشاره شاعر نتوانسته است آنچه را که شما می فرمایید در عرصه ی عمل به ظهور برساند
ساده ترین برداشت از این شعر این است که یکی از طرفین گفتگو به نسبی بودن شخصیت حضرت زهرا و زمینی بودن آن حضرت اعتقاد دارد (حتی در مورد الگوها ) وطرف دیگر نیز ضمن تایید تلویحی این اعتقاد آنچه را که موجب الگو شدن حضرت زهرا شده است بیان می کند دیگر ان خلسه و مستی و اینکه طرف دوم بی حوصله است و...دریافتش بسیار مشکل و غیر ممکن است
البته در همین جا اعلام می کنم که مطب بنده در خصوص این شعر تند و توهین آمیز بود و بنده اولا از اقای آیه الهی عذر می خواهم که بنده را ببخشند و هم از درگاه خداوند تبارک تعالی طلب استغفار می کنم ضمنا جناب نبوی این آخرین مطلبی است که حقیر در مقام نقد و نظر می نویسم اگر به نظر بدرد بخوری رسیدم خصوصی برای شاعر خواهم فرستاد
خداوند شما را حفظ داشته باشد
|
باسلام خدمت همه ی دوستان و اساتید گرامی اینجانب به عنوان کوچکترین عضو سایت و کسی که آمده است تا شاگردی همه ی عزیزان را بکند از وضعیت به وجود آمده راضی نیستم آن چه در این صفحه و در صفحات دیگر از این قبیل منتشر شده است بیشتر از آن که جنبه ی نقد داشته باشد عرصه ی دعوا و درگیری و متاسفانه انتقام گیری است. در شرایطی که نویسنده ی مطلب(جناب آقای علیرضا آیت اللهی عزیز) حضور دارند منطقی نیست افراد دیگر نوشته ایشان را توجیه و تفسیر کنند. سخن پایانی این که آیا واقعا همه ی ما حضرت صدیقه طاهره(س) را آن گونه که است شناخته ایم؟ اگر شناخته ایم آن را خوب به مخاطبانمان ارائه کرده ایم؟ اگر کرده ایم که اجر همه ی ما با حضرتش اما اگر نکرده ایم-که متاسفانه نکرده ایم- واقعا به خودمان بیاییم، با این همه کار نکرده ای که ما با آن مواجهیم چه نیازی است این همه حس لطیف و وقت شریفمان را صرف درگیری بر سر موضوعات جنبی بکنیم و از آن طرف با آن همه سخن نگفته ای که درباره حضرت فاطمه(س) و همه ی معصومین(ع) وجود دارد واقعا چه نیازی است بر لبه تیغ حرکت کنیم و طوری بنویسیم که برداشت غیرصحیح و متفاوت از نوشته مان بشود. چرا واضح و شفاف با مخاطب حرف نمی زنیم؟ چرا اندیشه هایمان را صاف و صادقانه با مخاطب درمیان نمی گذاریم؟
|
سلام استاد نازنین تحلیلی زیبا و ادیبانه است. دست مریزاد. زنده باشید
|
|
درود درباره اینکه بررسی شما دقیقا درست بوده یا خیر و اینکه واقعیت همانگونه هست که می فرمایید یا نه صحبتی ندارم، اما در مورد نوع نگاهتان با شما موافقم. پير ما گفت خطا در قلم صنع نرفت ... آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد نیاز به توضیح نیست، اما دوستان واقفند که این بیت حضرت حافظ بحث ها و جنجال های بسیاری به همراه داشته، و در منظر اول معنای بیت بسیار کافرانه به نظر میرسد! اما مطمئنا برداشت های دیگری هم از بیت می شود.حال آنکه منظور حافظ کدام بوده و چه بوده تنها خود حافظ می داند. درحالی که به واسطه ارادتی که اهل ادب به ایشان دارند کاملا خوشبینانه به شعر حضرت نگاه می کنند. در آخر با احترام به نظر جناب خوش عمل،اگر هم روی "خوشم آمد" کلیک می کنیم لزوما به واسطه موافق بودن با کل مطلب نیست.لذا نسیبت دادن شاعران فهیم "تنها" به عزیزانی که تایید نکرده اند چندان شایسته نیست. با احترام مجدد
|