ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ترانه دروغ

دروغ


از این سفر دروغ برایم بیاورید
چشمان ِ بی­فروغ برایم بیاورید
دستان ِ من کم­ند برای گره شدن
از تو شروع شد دل ِ در لحظه له شدن
در ابتدای راه همین زندگی بس است
در سینه یک کس است، به ولله یک کس است
از متن ِ بیقرار فلش پشت ِ خاطره
من در گیومه­ها من ِ در هر محاصره
زندان شدم شبی و شبی در میان ِ من
حل شد تمام شهر ِ تو در استکان ِ من
یک خلسه بعد ِ خواب، توی تختی قاب ِ عکس
یک لحظه فکرو بعد دو لحظه سکوت و مکث
زندان حقیقت است در این جمعه­ی سیاه
من پشت ِ میله­های شبی مانده زابه راه
من فارغ از دلی که به تو بسته تر شده
لعنت به عاشقی که تو را همسفر شده
از بهت کردنم به صدایی که در گلوست
شلیک قلب های تپنده که در پتوست
شلیک ِ ذهن ِ شعر به دنیای گم شده
دنیای  دست و پا زدن و پای گم شده
دنیای جر زدن به گناهی که عشق بود
چشم ِ سیاه و قصه­ی بد، گنبد کبود
زیر ِ پناه ِ چتر، بیابان کویر شد
خورشید ِ بی گناه شبی سر به زیر شد
البته مرده است گناهی که در من است
شرمنده ام عزیز از آهی که در من است
حسرت کشیده ام/قد و بالای ناز را
یک حرف مانده تا که بفهمم نیاز را
از این سفر دروغ برایم مقدّس است
هرچه کشیده ا­م به خداوندی­َش بس است
 
سراینده:آمنه نقدی پور




 

کلمات کلیدی این مطلب :  شعری از آمنه نقدی پور ، ترانه دروغ ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1392/6/22 در ساعت : 20:37:45   |  تعداد مشاهده این شعر :  1070


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

مجتبی خرسندی
1392/6/23 در ساعت : 5:59:33
سلام
دست مریزاد بانو
بازدید امروز : 5,713 | بازدید دیروز : 35,742 | بازدید کل : 128,562,340
logo-samandehi