ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



راه شيري - نثر ادبي براي حضرت امير(ع)


*برای تنهايي حضرت امیر (ع)

اذان سحر را دوست دارم چون عطر نام تو را در جان‌ها مي‌پراكند.

اما سحري كه تو اذان آن را نگفته باشي، از شام بي ستاره هم سياه تر است.



اي امير!

نام بلند تو با با رويش دل‌ها همراه است.

به راستي چه شد كه زمين تحمل چشم‌هاي دور انديش تو را نداشت؟

جز‌اينكه براي هر كور دلي‌ايينه‌اي هديه آوره بودي!



بي شك در سراشيبي شب فرو رفت، تيغ بدستي كه فرق ماهت را نشانه رفت.



اي امير با عظمت!

ديروز تو راه شيري را به ما نشان دادي!

و امروز، كودك دلم با ظرفي از شير به بالينت آمده است.



چشم‌هايت را بر ما مبند!

                                ما اهل كوفه نيستيم!


کلمات کلیدی این مطلب :  راه ، شيري ، - ، نثر ، ادبي ، براي ، حضرت ، امير(ع) ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1390/5/29 در ساعت : 23:50:0   |  تعداد مشاهده این شعر :  1182


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

عباس خوش عمل کاشانی
1390/5/30 در ساعت : 0:26:51
با سلام .این نفیسه بیشتر به شعر می ماند تا نثر ادبی.هرچه هست جالب است و صمیمی و دلنشین.
مصطفی پورکریمی
1390/5/30 در ساعت : 3:42:9
سلام جناب استاد سعیدی راد

اي امير با عظمت!

ديروز تو راه شيري را به ما نشان دادي!

و امروز، كودك دلم با ظرفي از شير به بالينت آمده است.


چشم‌هايت را بر ما مبند!

ما اهل كوفه نيستيم!

بسیار زیبا،حزین و دلنشین بود .التماس دعا
بازدید امروز : 19,118 | بازدید دیروز : 33,979 | بازدید کل : 128,640,117
logo-samandehi