ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



قصیده واره آتش

هنوز می چکد از چشم آسمان آتش
زمین و هر چه در آن می کشد فغان آتش

صدای طبل عزا بین کوچه می پیچد

دوباره سنج و دهل بسته بر دهان آتش

صدای شیون شمشیر می رسد برگوش
میان معرکه برپاست بی‌گمان آتش

فغان و آه بلند است و العطش جاری
به جان خسته دلان بانگ: الامان آتش!

کنار علقمه افتاده دست ساقیِ
مست
کنار خیمه ولی، آه، ارغوان، آتش

چقدر شکوه کند رود، با لبی تشنه
چقدر گریه کند مشکِ بی زبان آتش

گلوی کودک شش ماهه ای غزلخوان شد
دمی که تیر، بخون خفت و شد کمان آتش

کسی ندیده چنین رسم میهمانداری
کسی نداده چنین دست میهمان آتش

چه شعله ها که به پاهای کودکان پیچید
چه زخمها که چنین می زند به جان آتش

چه کرده شمر به گودال قتلگاه مگر
که ناگهان شده دلهای شیعیان آتش

مگر چه آمده بر نعش های در گودال
که شعله می کشد از عمق استخوان آتش

صدای ناله ای از عرش می رسد برگوش
رسیده است مگر تا به کهکشان آتش؟

گمان مبر که در آن سرخی غروب و عطش
رسیده است به پایانِ داستان آتش

چه ها گذشت بر آن کاروان نیزه و سر
گذشته است گمانم، ز هفت خوان آتش

چه ها گذشت به بانوی صبر و بی تابی
دمی که داشت به لب چوب خیزران آتش

بپاست خطبه آتش میان کاخ یزید
تمام شام بلا سوخت از همان آتش

کلمات کلیدی این مطلب :  قصیده ، آتش ، سعیدی راد ، عاشورایی ،

موضوعات :  عاشورایی ،

   تاریخ ارسال  :   1393/8/18 در ساعت : 8:38:40   |  تعداد مشاهده این شعر :  990


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

سید حسن مبارز
1393/8/18 در ساعت : 9:16:7
طیب الله انفاسکم. خیلی خوب بود و محکم تمام شد و حماسی. دستتان درست استاد. یاعلی

***
سلام. التماس دعا
نغمه مستشارنظامی
1393/8/18 در ساعت : 9:17:58
بپاست خطبه آتش میان کاخ یزید
تمام شام بلا سوخت از همان آتش/

احسنت استاد آتش به دلها می زند این قصیده
***


سلام. دعا بفرمایید.
رضا محمدصالحی
1393/8/18 در ساعت : 9:49:39
گمان مبر که در آن سرخی غروب و عطش
رسیده است به پایانِ داستان آتش

چه ها گذشت بر آن کاروان نیزه و سر
گذشته است گمانم، ز هفت خوان آتش

سلام و درود

ماجور باشید ... عالی است
*************************



سلام برادر. ممنونم التماس دعا
افرا عسکریان
1393/8/18 در ساعت : 10:11:29
سلام بر هم استانی عزیزم
چون همیشه زیبا و دلنشین بود

مشتاق دیدار استاد ارجمند

امید که همواره سربلند باشید

یا حق

**********

\


سلام. منم مشتاق دیدارم. دعا بفرمایید.
محمدرضا کوزه گر کالجی (قنبر ثانی)
1393/8/18 در ساعت : 10:13:22
سلام

چه شاعرانه و زیبا از عاشورا سرودی.عاشورایی که تا ابد در زمین و زمان جاریست. به فرموده ی ششمین حجت خدا قرآن ناطق امام صادق سلام الله علیه کل یوم عاشورا و کل عرض کرببلا

آری عاشورا تا هماره در بستر زمان جاریست و خون حسین بن علی علیه السلام است که هماره ی لحظه ها درخت جوانمردی و فتوت و عشق و و ایثار و توحید را آبیاری می کند .حسین سرخ ترین نامی است که بر صفحه ی قلب هر شیعه ی عاشقی حک شده است.و حسین ثارالله است .

السلام علیک یا سید الشهدا

یا علی مدد

**********
سلام.... یا حسین (ع)!
وحیده افضلی
1393/8/18 در ساعت : 13:7:14
گمان مبر که در آن سرخی غروب و عطش
رسیده است به پایانِ داستان آتش

عالی ست استاد... التماس دعا


*****

سلام. متشکرم.
محمد حسین انصاری نژاد
1393/8/18 در ساعت : 17:10:30
سلام استادسعیدی رادعزیز.
قصیده ی پرحس وشیوایتان رازمزمه کردم.
قبول حضرتش باد.


****



سلام برادر..... یا حسین.
سید علی اصغر موسوی
1393/8/18 در ساعت : 21:48:6
کسی ندیده چنین رسم میهمانداری
کسی نداده چنین دست میهمان آتش!
***
عظم الله اجورکم
جزاکم الله خیرا
موفق باشید

************

متشکرم.
علی اصغر اقتداری
1393/8/18 در ساعت : 21:50:50
به گوش می رسد ازعرش ناله ای جانکاه
به گوش می رسد ازدور شیون شمشیر
درود بر شما
قصیده ی آتش گونی بود وبه دلم نشست ولی از شاعری چون شما انتظار می رود که به جای به از بر استفاده نکنید مگر به ضرورت وزن
دومصراع پیشنهادی را اگر پذیرفتید جای گزین کنید
یا هو


*****
سلام. بسیار ممنونم از تذکر بجایتان
مرضیه عاطفی
1393/8/19 در ساعت : 10:24:46
بپاست خطبه آتش میان کاخ یزید

تمام شام بلا سوخت از همان آتش
****



یا زینب (س)!
محمدمهدی عبدالهی
1393/8/19 در ساعت : 15:20:24
سلام و عرض ادب استاد بزرگوارم
درود بر شما
بسيار زيبا بود
عظم الله أجورنا و اجوركم
لحظاتتان سرشار از شاعرانه هاي زيبا و ماندگار براي حضرات آل الله عليهم صلوات الله باشد و توفيقاتتان مستدام باد
پيروز و سربلند باشيد
****


سلام و سپاس
بازدید امروز : 9,753 | بازدید دیروز : 22,534 | بازدید کل : 143,670,752
logo-samandehi