ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



برای حضرت سبزقبا

بر اساس زندگی  حضرت محمد بن موسی الکاظم  ملقب به سبزقبا
بارگاه آن حضرت در دزفول است
می گویند سید محمد جوانی 19 ساله بوده که از مدینه به دزفول می آید و در کوچه ای صدای سوزناک صوت قرآن از خانه ای می شنود. در می زند معلوم می شود صاحبخانه زنی به نام زبیده است که دخترش به دلیل بیماری شدید ، دارد از دست می رود.  سید محمد وضو می گیرد و از آب وضویش به آن بیمار می خوراند و آن بیمار خوب می شود. از آن پس در دزفول ساکن می شود و سقایی می کند و قبای سبز می پوشد و لقب سبزقبا را به او می دهند.
هنوز هم بارگاه این بزرگ شفا بخش دل بیماران است.

1
جوانی بوده او همواره مسئول
به راه دین خود پیوسته مشغول
مسیر سبز خود را اینچنین گفت:
مدینه، بصره، خرمشهر، دزفول

 2
کسی از دور آمد نیک فرجام
غریبی سبز پوش و لاغر اندام
کسی آمد که در تنهایی خویش
تمام فکر و ذکرش بود اسلام

 3
صدای صوت قرآن... مرد، خسته
صدا از خانه ای در غم نشسته
«زبیده» در کنار دختر خود
نشسته، آه... اما دلشکسته

 4
کسی با عشق پیمان دارد امروز
نشان از نسل طوفان دارد امروز
غریب و خسته در زد خانه ای را
«زبیده » باز مهمان دارد امروز

 5
«زبیده » دختری بیمار دارد
از این رو ناله ی بسیار دارد
نمی داند ولی این مرد مهمان
شفا در لحظه ی دیدار دارد

 6
تمام شهر سیراب از سبویش
زمین سبز است از نام نکویش
تمام خلق اگر بیمار باشند
شفا گیرند از آب وضویش



کلمات کلیدی این مطلب :  سبزقبا ، سعیدی راد ، دوبیتی ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1394/6/2 در ساعت : 20:50:32   |  تعداد مشاهده این شعر :  715


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  فرزانه صادقی نیا     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
بسیار زیباست.
بازدید امروز : 2,859 | بازدید دیروز : 33,979 | بازدید کل : 128,623,858
logo-samandehi