ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
سلام برشاعر گرامی - جناب بحرانی بزرگوار - زیبا و دلنشین... - فقط یک سوال - آوردن همیشه وزن ر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



دو غزل مظلوم
آیه ی استقامت

به دزفول قهرمان و بردباری هایش

 
نخل، پیش از تو نشان استقامت را نداشت
شهرتی در شهر جز شیرینیِ خرما نداشت
زیرِ چنگ اهلِ غارت گُرده ی زخمی تو
جز متاعِ صبر و خون در سفره ی یغما نداشت
سیل خون آنقدر جاری شد که دشت شورِ تو
غیر رنگ سرخ فرقی با خودِ دریا نداشت
چاه های نفت هر باری که مثل شمع سوخت
غیرت پروانه ات از شعله ها پروا نداشت
زخم خوردی،درد بُردی،دم فرو بستی،تو را
حضرت ایّوب بودن برچه کاری وانداشت!؟
حرف شد از استقامت، نام تو آوازه شد
جز تو فهمیدم مثال بهتری دنیا نداشت
هشت سال جنگ ثابت کرد، جغرافیِ ما
مثل تو در سینه کم از این دلاورها نداشت
آیه های استقامت کم نشد نازل ولی
مثل دزفول ، استقامت، آیه ای گویا نداشت
جز مرام عشق - این جانمایه ات - ختم کلام
قیصرِ شاعر پیام دیگری با ما نداشت
 
 
مسعود طاهری عضد
 
 
 
 
دزفول یعنی پاک و پیروز

تقدیم به شهیدان دزفول
 که تا ابد هم دین به گردن ما دارند
هم حرف های بی شماری برای ما...

آتش چنان بارید هر سال ، دی ماهمان خرما پزان شد
احوال نخلستان به هم ریخت ، هنگام تابستان خزان شد
 
حتی علی رغم دعا ها ، کمتر جوانی پیر میشد
تا آخر عمرش جوان ماند ، هر نوجوانی که جوان شد
 
آژیر قرمز نسبتی داشت ،آن روز ها با لاله ی سرخ
با آن تناسب دشت دزفول ، با لاله پروردن عیان شد
 
ما خانه هامان با صفا بود ،هر جای آن نور خدا بود
ما با خدا ماندیم اما ، آن خانه ها بی خانمان شد
 
بازی غایم باشک تو ،غایم شدن در پشت تیر است
ما پشت تیر غیب رفتیم ، جایی که صد کودک نهان شد
 
من رد خون ها را گرفتم ،می رفت تا نزدیکِ اروند
سیلی به راه افتاد آنجا ،وقتی که خون ما روان شد
 
دشمن "الف"را فتح اول ... ، ما استقامت خوانده بودیم
تفسیرهای بیشماری ، از این الفبا همزمان شد
 
آیینه داران ولایت ، راهی برای ما گشودند
آئین صبر و سعی ازآن روز ، آیینه ی آیندگان شد
 
لبخند امروز شما را، ما با نثار جان خریدیم
ما سهممان یک تکه از خاک ، سهم شما هم آسمان شد
 
دزفول یعنی پاک و پیروز ، ایران بمان همواره دزفول
تو هرچه می خواهی همان است ، می خواستی هر چه همان شد
 
مسعود طاهری عضد
کلمات کلیدی این مطلب :  برای دزفول و مقاومت ،


   تاریخ ارسال  :   1394/8/20 در ساعت : 6:23:10   |  تعداد مشاهده این شعر :  1009


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,052 | بازدید دیروز : 29,351 | بازدید کل : 133,410,676
logo-samandehi