ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پای چپاول
نصف شب است وگوشی من   زنگ می زند
آن سوی خط کسی سخن از جنگ می زند
انگار  خط  به  روی  خط  افتاده، سالهاست
دیگر  سر  زمین  و   زمان    منگ   می زند
انباشتست   گوش   زمان   از  صدای جنگ
این  بوم   شوم   بانگ    بد  آهنگ می زند
طبل بزرگ  ، عاشق   پای   چپاول   است   
هنگام   غارت است   و   هماهنگ می زند
****
ظهر است و من گرفته دلم از هوای شهر
اینجا  ستم   به   دامن  حق انگ می زند
اینجا  عناد کرده   کمین  در   کنار  راه  
برهرچه هرکه می گذرد سنگ می زند
پا  را   نهاده   بر   سر   فرهنگ    مدعی
صحبت از ارتقای چه ؟فرهنگ! می زند
دیوارهای    فاصله  سر    بر   نموده اند
حتی صدای گوشی مان  زنگ می زند
همدرد   رستمیم   در  این روزگارآه!!
وقتی   برادرت  به  تو  نیرنگ می زند
صادق کجاست معتمد شهر؟مدتی است 
صادق به جوجه های خودش رنگ می زند
باور کنید   وقت عمل ،  فارغ  از  شعار
پای  ارادت    همگی    لنگ   می زند
****
با  اینهمه   ترانه   و حجم   سپید و نو
تنها فقط  غزل به دلم چنگ می زند
علی شهودی
تبریز – 12 تیرماه 1397
کلمات کلیدی این مطلب :  جنگ ، چپاول ، طبل ، گوشی ، آهنگ ،

موضوعات :  اجتماعی ، طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1397/4/12 در ساعت : 22:1:47   |  تعداد مشاهده این شعر :  561


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

صمد ذیفر
1397/4/13 در ساعت : 14:33:33
سلام
درود و دستمریزاد جناب شهودی عزیز
زیباست
قلم تان همواره توانا ....ماجور باشید
ان شاء الله
علی شهودی
1397/4/14 در ساعت : 2:29:56
سلام علیکم
جناب آقای ذیفر
از لطف و محبت حضرتعالی سپاسگزارم
بازدید امروز : 21,865 | بازدید دیروز : 23,683 | بازدید کل : 128,518,030
logo-samandehi