ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر حضرت استاد - غزل شورانگیز متفاونی است از شما با درونمایه ای از سبک هندی....دستمریزاد. -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
پس آن شاعری که آنچه دیگران نمی بینند می بیند کجاست پس رسالت شاعر را کدام پیامبر و در کدام پیامرسان ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - با آوردن توضیح زیر شعر موافق نیستم - به مخاطب احترام بگذارید تا خودش محل منازعه و چالش    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - اینکه فقط شاعر یک بیت شعر تولید کند در حقیقت مرتکب تک بیت گویی نشده است -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر ارجمند جناب سلیمانپور - ای کاش می شد - در بیت ششم - ای دل - حذف و بجای ان عب   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«راهی پر از سنگلاخ»
« راهی پر از سنگلاخ »
 
نگاه روشنش، مانند یک صبحِ نشابوریست!
نشاط انگیز تر از هر شراب سرخ انگوریست!
 
به این خورشید، در این فصل ها، بسیار محتاجم 
اطاعت کردن از چشمان او انگار مجبوریست...
 
ندایی می رسد از دور دست از ناکجا آباد :
که این وادی، سرانجامش پشیمانی و معذوریست
 
به دنبال چه می گردی، چنین گمراه و سرگردان؟
سزای عاشقی، آخِر برایت  دارِ منصوریست!
 
بیا صرف نظر کن، زودتر برگرد از این راه
سرانجام این مسیرِ سنگلاخ، ای عشق، رنجوریست
 
من اورا می شناسم، از قدیم از سال های دور
من اورا می شناسم، کار این طاووس، مغروریست
 
به یک احساس خالی، سال های سال، دل بستی
ولی  پایان کار، این کارِ بی فرجام، مهجوریست
 
به هرسو که  نگاهی می کنی، دیوار می بینی
سزای عاشقی، در انتهای راه، محصوریست
 
برای این پلنگ پیر، غیر از صخره سهمی نیست!
نصیبت، از بهار چشم های او، فقط دوریست ...
 
مبادا روی برگردانم از میدان که جایز نیست!
 در این هنگامه، تنها  کارِ هر عاشق، سلحشوریست!
 
ازاین احساس، از این  راه، هرگز  برنمی گردم
دلم پیوسته خواهانِ شرابِ سرخِ انگوریست!
 
کلمات کلیدی این مطلب :  نیشابور ، انگور ، سنگلاخ ، پلنگ ، مغرور ، صخره ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1397/11/14 در ساعت : 10:20:34   |  تعداد مشاهده این شعر :  401


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 14,880 | بازدید دیروز : 32,500 | بازدید کل : 123,266,556
logo-samandehi