ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



گنبد ماه
نزدیک حرم پر شدم از جلوه ی ماهش//
گویی که دلم مست شد از شوق نگاهش

از دور چو دیدم حرمِ پاک و طلایش 
پروانه شدم دور و برِ گنبدِ ماهش 

صد بار مسافر بشوم سوی خراسان 
هرگز نشوم خسته و افتاده ی راهش

درمانده نگردد،نشود زار و گرفتار
هرکس که شود آل علی پشت و پناهش

او نیست غریب الغربا،کاین همه عاشق 
هستند هواخواه و مریدان و سپاهش

موجیست که افتاده به ره در طلب او
ای شاعر شوریده بگو شوکت جاهش

علیرضا حکیم
کلمات کلیدی این مطلب :  حرم ، بارگاه ، دل ، نگاه ، پروانه ، مسافر ، علی ، پناه ، غریب ، مریدان ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1398/8/8 در ساعت : 3:14:10   |  تعداد مشاهده این شعر :  641


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

ابراهیم حاج محمدی
1398/8/12 در ساعت : 2:0:32

مولانا «ابو ذئیب ذئب بن کلب بن سنّور بن فاره» در محفل جمعی از اصحاب ادب ، غزلی آیینی از شاعری حکمت آشنا قرائت فرمود بدین مطلع:

نزدیک شدم چون به حریم بارگاهش

گوئی که دلم مست شد از شوق نگاهش

«ابی مجرّد حامی حمامه» که اوستادی خِرّیت در علم عروض و معتقد به انجام فروض بود اشکال کرد که مصراع نخست این سروده را در وزن خللی آشکار و دل آزار است که همّت سراینده را در رفع و دفع آن می طلبد. و هم از این جهت که این مصراع، مطلع غزل است و مطلعِ هر سروده ای را شایسته و بایسته این است که از حُسن تمام برخوردار و چون زهرالرّبیع گل سرسبد ازهار باشد، اهتمام در رفع این خلل تام ضروری تر است.

«ابو ذئیب ذئب بن کلب بن سنّور بن فاره» همچون آتش پر شراره بر آشفت و رخساره برافروخته چنین گفت: چه یاوه می بافی و چون مدعیان نابخرد بیچاره می لافی که سراینده این اثر فاخر و عاطر خود جناب حکیم است که در فنون و صنایع ادب مردی علیم و فهیم است و سیر تا پیاز علم عروض را اگر بیشتر از چون توئی نداند، کمتر نمی داند. معظّم له که زنگ حقد و کین از آیینه ی دل سترده و کار خود از ابتدا به کاردان ازل و ابد سپرده دراین وادی پر سنگلاخ با گامهایی شمرده از اختیارات شاعری بهره برده است و تو ندانی که یکی از این اختیارات، قاعده ی قلب است که گویی قوّه ی درکش از همچو تویی سلب است .شک ندارم که در رکن سوم از مصرع نخست اختیار قلب اعمال گردیده و حکیم از این بابت بسی خوشحال گردیده است و هیچ خللی در وزن این سروده ی فاخر که حاصل طبعی نادر و خاطری عاطر است نیست.

«ابی مجرد حامی حمامه» از این برآشفتگیِ ابو ذئیب به قهقهه افتاد و داد سخن چنین داد: عزیز جانم و ای حکیم بخرد سخندانم . این سروده را وزن (( مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن)) است و بحرش (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) است که بین عروضیون معروف است.

و اختیارِ قلب آنجاست که شاعر به ضرورت چه در معنا و چه صورت دو هجای کوتاه و بلند را که در جوار هم و یار و مددکار همند جابجا کند و سخن بدین شیوه انشا کند. نه آن که خود هجای بلندی را بی اندکی اکراه کوتاه یا هجای کوتاهی را بلند و به زعم خود خاطرپسند کند.

و تو ای «ابو ذئیب» پر فریب. از این اصطلاحات سر در نیاوری که بضاعتت مزجاة و زنگهای عجیب و غریبت برمرآة است. لیکن اگر امری میسّر و کاری بی دردسر است سراینده ی سروده و آن خوش آینده ی آزموده را که به قول تو خود حکیم است و بر سیر تا پیاز علم عروض علیم و از چون منی بهتر می داند و اشتر به تبحر و تمهر می راند، بگو که «ابی مجرد حامی حمامه» گفته است که:

شاعران را اختیار است که در برخی اوزان بی اندکی خوف از خسران به جای «-U»، «U-» بیارند، و یا به عکس آن عمل نمایند. و این کار را در اصطلاح «قلب» گویند. که در تبدیل مفتعلن به مفاعلن و یا در تبدیل مفاعلن به مفتعلن دیده و پسندیده شود. یعنی شاعر اگرچه بی کار یا پر کار است به طبق قاعده مختار است به جای مفتعلن، مفاعلن و به جای مفاعلن، مفتعلن بیاورد؛ یعنی جای «- U» را با «U -» و بالعکس عوض کند و اگر مریض به تمارض است ترک مرض کند و از این عمل خویش بی نهایت حظ کند.

و او را بگو که ای حکیم علیم و فهیم در مصراع مطلع سروده که بدان نحو بسی ناهنجار بوده، اثری از اختیار قلب دیده نمی شود و نزدارباب ادب برگزیده نمی شود و در رکن سوم این مصراع وزن بی هیچ شکّ و شبهه ای دارای خلل است و مؤید ادعای کمین قول جناب خوش عمل است.

و نیز او را بگوی که حکیم را شایسته و بایسته چنین است و موافق آیین و دین و امری وزین و رزین است که وقتی ذیل سروده اش نظری از سوی هر شاعر رهگذری باشد آن نظر را تایید و بل صاحب نظر را تبجیل و تمجید کند تا آن شاعر ناچار از آن نگردد که مبالغی فسفر مغز خرج نماید ونظر خویش را در بخش نقد درج نماید.
بازدید امروز : 13,092 | بازدید دیروز : 32,000 | بازدید کل : 125,659,728
logo-samandehi