ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن این مصرع ایراد دارد - تبريك گفت به خويش و سپس سريع - شاید به این شکل بوده - تبری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن بسیار سختی را انتخاب نموده اید و البته به خوبی هم از پس آن برآمده اید - - اما سرود   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام شاعر - سعی کنید از زمین کنده شوید و بیستر از عشق های آسمانی بنویسید تا اشعارتان عمیق تر و مان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل زیبایی است - اگر دو بیت آخر را از عشق های زمینی پاک می کردید بهتر بود - برقرار باشی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما شاعر توانمند - غزل های بسیار خوبی دارید احسنت! - اما در این غزل ، - وزن مصرع اول ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما - در مصرع دوم بیت اول بعد از "هست" یک هجای کوتاه کم است می توانید به این شکل مشکل را ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



دیدار






در یکی از روزهای بهاری ( نود و شش یا هفت ) به یکی از دوستان شاعرم در چهارباغ اصفهان برخوردم .آقای استاد ......شاعرامروز منتقد ادبی و مترجم چیره دستی است . آخرین باری که ایشان را دیده بودم ,هشتاد شش یا هفت بود بدیهی بود ,یک دهه دلتنگی دوجانبه باشد که بود و از هر دری سخن برود که رفت . تا آنجا که یک هو. وسط قلیان کشیدن ما ( چرا دروغ ) در انداخت وَ گفت :
_ "عباس خوش عمل " را می شناسی ؟
_بله می شناسم ؟
_ جدی جدی می شناسی ؟
_بله , اسمم شاعر باشد " عباس خوش عمل "را نشناسم .چطور مگر؟
گفت : سال ها پیش (اواسط هشتاد ) در یکی از جلسات انجمن ادبی .... ( .شعر خوانی و نقد اشعار ) کنار دست یک شاعر جوان نشسته بودم . گرماگرم جلسه جوان ِ شاعر مرد بلند بالایی را با انگشت به من نشان داد و گفت: این "عباس خوش عمل " است
_ خوب .. اما بعد
_خوب من بی درنگ و با خوشحالی گفتم : به به ! استاد "عباس خوش عمل " عزیز با اشعار فاخرو ماندگارش از سال های دور آشنا هستم اما به چهره ایشان را نمی شناختم
_ خوب , خوب , آفرین ! اما بعد .
_بعد چه عرض کنم این جوانک شاعر به ناله درآمد : که استاد کدام است آقا ؟ . این ضد شعر امروزاست (دور از جانش )
ضد شعر جوان است این آدم ////
پابرهنه دویدم وسط حرف دوست شاعرم که مبادا این حرف ها را قبول کنی در جایی که استاد " قزوه" ایشان را تمجید و تحسین می نماید. این حرف ها یعنی چه ؟. . اما بعد....
دوست شاعرم همچنانکه غمگنانه سرتکان می داد , نالید: بله , من هم نپذیرفتم که استاد "عباس خوش عمل"( ببخشید) سرکوبگر شعر جوان باشد اشعار استاد جان را .( به قول معروف ,( بسیار تا بسیار دوست  می دارم .
از دوستان ِ جان چه پنهان از همان تاریخ ( نود و شش یا هفت) تا امروز (نود و نه ( نو) عقب مدرکی متفاوت می گشتم (به علاوه ی مدارک موجود) که جناب استاد "عباس خوش عمل "را در نقش یک حامی واقعی بی رنگ و ریای بی منت شعر جوان نشان دهد . یعنی همان شخصیتی که هست . این هم مدرک.بیش از این وقت نگیرم که نقل خاطره ام با عکس و پست ("عباس خوش عمل " نوشت ,) بیشتر می چسبد آی می چسبد
محمد یزدانی جندقی
"عباس خوش عمل "نوشت :
امید آینده ی شعر سپید و بیماری صعب العلاج!
«سید جواد رحمتی» شاعر سپید سرای کاشانی و صاحب مجموعه شعر «حرفسردگی» مدتی است
که به بیماری صعب العلاجی مبتلا شده است.
برای «سید جواد» آینده ی درخشانی پیش بینی شده است و این با توجه به سروده های زیبا و فاخر اوست.
«سید جواد» سی و پنج ساله شغل آزاد دارد.مجموعه شعر «حرفسردگی» اش را انتشارات فصل پنجم چاپ و منتشر کرد.استدعا می کنم در لیالی قدر این شاعر جوان کاشانی را دعا کنید...ذیلآ دوشعر برگرفته از «حرفسردگی» تقدیم می شود :

(1)
من اگر پیراهن چهارخانه هم بپوشم
گوشه ی یکی از خانه هایش تنهایم
جایی که هیچ خطّ اتویی را
بر هم نمی زند
هیچ دکمه ی هرزی تهدیدش نمی کند
مطمئنم بعد از مرگ
اگر پیراهن سفید هم بپوشم
جایی در آن
خودم را به تنهایی دوخته ام.

(2)
از دوربین تفنگ شکاری
به کوچ مرغابی ها نگاه می کنم
به این که چگونه آسمان را ورق می زنند
که سال به سال بزرگتر می شدیم
نگاه می کنم
به کوچ مرغابی ها
که هر روز آسمان را ورق می زنند
باید
تیرانداز ماهری باشی
تا بفهمی
شلیک نکردن هم هدف می خواهد!

سیدجواد رحمتی



 
کلمات کلیدی این مطلب :  دیدار ، استاد ، شعر ، سپید ،

موضوعات :  اجتماعی ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1399/4/6 در ساعت : 19:7:20   |  تعداد مشاهده این شعر :  386


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 5,858 | بازدید دیروز : 21,099 | بازدید کل : 138,294,575