ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«خانه ام آباد نیست»
«خانه ام آباد نیست»
 
بیستونِ دردهایم کمتر از فرهاد نیست
سهمم از شیرین، دراین بیغوله، جز بیداد نیست
 
مرغکی بی جفت را مانم که در این آشیان
سایه ای روی سرم جز پنجه ی صیاد نیست
 
بختکی انگار روی سینه ام افتاده است
هیچ راهی هم برای یک نفس فریاد، نیست
 
می گشایم چشم، می بینم که دیگر نیستی
سینه ای را، درد سنگین تر ازاین رخداد نیست
 
حسرتی، در جانِ من این فصل ها گل داده است
رد پایی دیگر از آن باغ و آن شمشاد نیست !
 
دست و بال شعر هایم را  به سختی بسته اند
بعد تو، فکرم در این جا لحظه ای آزاد نیست !
 
همچو بم، ویرانه ای از من فقط  جامانده است
خانه ام، دور ازتو! در این روزها، آباد نیست !
 
دیرگاهی می شود میخانه ها را بسته اند
جاده ای، دیگر در این جا، رو به عشق آباد نیست
 
هیچ کس باور نخواهدکرد، از آن شورو شوق
در کفم، سرمایه ای، بعد از تو، غیر از باد نیست
 
سهم من، از دلبری های تو، حالا سال هاست
جزخیال و خواب در این ناکجا آباد نیست !
 
کلمات کلیدی این مطلب :  بیستون ، بیغوله ، صیاد ، بختک ، رخداد ، عشق آباد ، ناکجاآباد ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/7/5 در ساعت : 10:19:42   |  تعداد مشاهده این شعر :  108


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

علی نظری سرمازه
1399/7/5 در ساعت : 13:0:11
درودشاعرگرامی
عجب عاشقانه ی دلنشینی...
خلیل ذکاوت
1399/7/5 در ساعت : 14:6:4
سلام
احسنت استاد
جسارتاً، در مصرع اول بیت اول، بیستون دردهایم کمتر از فرهاد نیست، خیلی رسا نیست؛ بعنی حدااقل بنده نتوانستم بفهمم که دردهای شاعر کمتر از خود فرهاد نیست یا کمتر از دردهای فرهاد؟
اما روی هم رفته؛ غزلی خوش و خواندنی است. توفیقاتتان افزون.
رضا محمدصالحی
1399/7/5 در ساعت : 16:56:37
درود استاد
بازدید امروز : 34,677 | بازدید دیروز : 39,774 | بازدید کل : 124,251,418
logo-samandehi