ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



فاطمه اطهر
#حضرت_زهرا
 
فاطمه اطهر(ع)
 
فلک چو خون دل زهرا در سبو می کرد
دلش غمین شده و غصه در گلو می کرد
🍀
نظر بروی علی کرد فاطمه آن دم
که بسته بازوی وی؟ شکوه از عدو می کرد
🍀
پی حقایق حق و کمک به مولایش
زسیلی ستمِ کین سیاه رو می کرد
🍀
پی ثبات حقش فاطمه به مسجد شد
همی زکینه آن قوم گفتگو می کرد
🍀
زدند آتش کین بردر شرافت حق
به پیش شوهر خود حفظ آبرو می کرد
🍀
صدای ناله بلند بین در و هم دیوار
هزار مرتبه مرگ خود آرزو می کرد
🍀
نشسته خواند نمازش بروز آخر عمر
بخون دل زفراق پدر وضو می کرد
🍀
شکست پهلوی او رفت از جهان دیگر
به آب دیده دل خویش شستشو  می کرد
🍀
نهان بخاک بقیع جسم اطهرش گردید
علی عزیز دلش را چو جستجو می کرد
🍀
زشعر دلکش تو سوخت «خوشنوا»عالم
بگو دوباره که او غصه در گلو می کرد
🍀
محمدحسین محمدی(خوشنوا)
کلمات کلیدی این مطلب :  فاطمه ، زهرا ، علی ، مسجد ، سبو ، هدیه یار ، محمد حسین محمدی ، خوشنوا ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/9/25 در ساعت : 18:37:54   |  تعداد مشاهده این شعر :  146


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 13,125 | بازدید دیروز : 26,092 | بازدید کل : 135,199,329
logo-samandehi