ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



خانه ،یا سلول،یا یک گور جمعی قشنگ
کم کم و آهسته و بد جور ،عادت می کنیم_ ما به صلح وجنگ وظلم زور, عادت می کنیم _ گاه به چه چه زدن از عمق زیبای قفس لال با یک حکم و یا دستور ،عادت می کنیم_ سر که زیر آب باشد, یک وجب یا صد وجب_ ما به آش خاله که شد شور ،عادت می کنیم_ به غرور و به تعصب های شرقی عجیب_ نسل اندر نسلمان محصور, عادت می کنیم_ بله گفتن در میان ,وحشت از اطرافیان _ رقص ماهی در میان تور ,عادت می کنیم _ با غرور و قدرت و امید و صدها آرزو_ خسته و ترسیده و رنجور ,عادت می کنیم _ گاه با ظلم و ستم بر زیر دستان عزیز_ یا به این مامورم و معذور,عادت می کنیم_ نان هم را می کنیم آجر ,و زیر آبی به این_ تیر یا چاقو و یا ساطور عادت می کنیم_ نیست درمانی برای زخمهای دم به دم_ زخمهایی کهنه و ناسور ,عادت می کنیم_ داغ کردن ,نیشتر, آب نمک, یا سرب داغ_ به هرآنچه می شود مقدور ,عادت می کنیم_ ما به نور ریخته در چشم، از شب تا سحر_ یا صدای دهل و شیپور ,عادت می کنیم _ زنده ایم, اما فقط نامی از آن همراه ماست_ چون به خاک سرد و چرب گور ،عادت می کنیم _ یا همین گوشه کنار چاله ها و چوله ها _ یا غریب سرزمینی دور, عادت می کنیم _ خانه یا سلول, یا یک گور جمعی قشنگ_ در سرشت ماست و بد جور عادت می کنیم.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1400/5/8 در ساعت : 1:48:52   |  تعداد مشاهده این شعر :  170


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 17,466 | بازدید دیروز : 25,031 | بازدید کل : 144,762,168
logo-samandehi