ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



خانه ،یا سلول،یا یک گور جمعی قشنگ
کم کم و آهسته و بد جور ،عادت می کنیم_ ما به صلح وجنگ وظلم زور, عادت می کنیم _ گاه به چه چه زدن از عمق زیبای قفس لال با یک حکم و یا دستور ،عادت می کنیم_ سر که زیر آب باشد, یک وجب یا صد وجب_ ما به آش خاله که شد شور ،عادت می کنیم_ به غرور و به تعصب های شرقی عجیب_ نسل اندر نسلمان محصور, عادت می کنیم_ بله گفتن در میان ,وحشت از اطرافیان _ رقص ماهی در میان تور ,عادت می کنیم _ با غرور و قدرت و امید و صدها آرزو_ خسته و ترسیده و رنجور ,عادت می کنیم _ گاه با ظلم و ستم بر زیر دستان عزیز_ یا به این مامورم و معذور,عادت می کنیم_ نان هم را می کنیم آجر ,و زیر آبی به این_ تیر یا چاقو و یا ساطور عادت می کنیم_ نیست درمانی برای زخمهای دم به دم_ زخمهایی کهنه و ناسور ,عادت می کنیم_ داغ کردن ,نیشتر, آب نمک, یا سرب داغ_ به هرآنچه می شود مقدور ,عادت می کنیم_ ما به نور ریخته در چشم، از شب تا سحر_ یا صدای دهل و شیپور ,عادت می کنیم _ زنده ایم, اما فقط نامی از آن همراه ماست_ چون به خاک سرد و چرب گور ،عادت می کنیم _ یا همین گوشه کنار چاله ها و چوله ها _ یا غریب سرزمینی دور, عادت می کنیم _ خانه یا سلول, یا یک گور جمعی قشنگ_ در سرشت ماست و بد جور عادت می کنیم.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1400/5/8 در ساعت : 13:18:52   |  تعداد مشاهده این شعر :  76


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 27,642 | بازدید دیروز : 31,407 | بازدید کل : 135,273,582
logo-samandehi