ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



فاحشه
فاحشه! بدنامِ شهرِ من گام‌هایت را میان شهر آهسته تر بردار تا نجنبد پلکهای مردمِ اندیشه ی بیمار تا نرنجند از تکاپوی نیازِ گام‌هایت، چوبه های دار فاحشه! بدنام شهر من! زاهدِ این شهر خاموشی می‌داند... از میان رقصهای گیسوانت در سرود ِ سروِ آزادی- از زبان تکه ی نانی،پی بیداد خاموشی- از زبان سفره ی لنگ هم آغوشی- غافل از سرچشمه های بی گناه تو- غافل از دردِ شباویزِ وجودت - در غم و درد نگاه تو - فاحشه نامیدنت، سهل است زاهدِ این شهر میداند از نگاهِ شهوت آلودش در پناهِ منبر و محراب در هَوَس آلودنت، سَهل است فاحشه! بدنام شهر من! گام‌هایت را در این جمعِ پُر از فحشا آهسته تر بردار حالِ بغضِ آلود گان در اوجِ بُهتانِ هَوَس، تاریک و شیطانیست در پناهِ داغِ هم آغوشی ات بغضِ رهپویان ِ زاهد، برترین بغضِ مسلمانیست فاحشه! بدنام شهر من! سایه های فاحشِ انسان نمایان، در دل این شهر در پی گرمایِ خورشیدی گریزانند گرم هم آغوشی تب کردگان تشنه لب بر کنار چشمه زاری خشک و لب تشنه تشنه ی فحشای گریانند تا که آوارِ گناهِ خفته در خود را در میان پوششی از حق قامتت را در پناه بیرقی ناحق بر فراز دار آویزند فاحشه! ای خار چشم باغبان پیر! گام‌هایت را میان کوچه باغ شهر باز هم آهسته تر بردار باغبان، عزمِ حَرَث دارد تا مگر هر خار را با زبان تیغِ نااهلان از میان باغ، بردارد در میان شهر من تا پاسبان، در بند آیین است تا خدای شهر من در پوشش دین است فاحشه! ای برترین مخلوق دست حق! از نگاه برترین نااهل بدترین اهلی فاحشه!همراز نور و درد تاریکی! فاحشه! وجدانِ راهِ خوب یا بد! گر پی نوری یا پی تاریکی و رنج هم آغوشی گام‌هایت را میان شهر تاریکی شهر باورهای شیطانی شهر آیین جوی بی دردان هر زمان آهسته تر بردار حال این فحشا پریشان است حال این آزادیِ دربند زار و گریان است
کلمات کلیدی این مطلب :  فاحشه ، بدنام ، شهر ، زاهد ، هم آغوشی ، تکه ی ، نان ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/5/23 در ساعت : 17:42:11   |  تعداد مشاهده این شعر :  72


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 13,059 | بازدید دیروز : 26,092 | بازدید کل : 135,199,263
logo-samandehi