ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«آن چه می خواهم»
«آن چه می خواهم»
 
خواب می دیدم برایم آفتاب آورده ای
از سفر برگشته ای، یک حس ناب آورده ای
 
آمدی از من بپرسی که چگونه سال ها
زیر بارِ این همه اندوه، تاب آورده ای؟
 
خشکسالی را مگر از جان من بیرون کنی
هدیه ای، از جنس باران، باشتاب آورده ای
 
داری از لبخند، طرحی روی بوم گونه ات 
از هوایِ مهربانی، یک کتاب آورده ای !
 
چشم هایت، یک میستان را تداعی می کنند
با خودت این بار، سوغاتی شراب آورده ای!
 
تا رها سازی مرا، از آن همه دلواپسی 
چشم هایی، این چنین، مست و خراب آورده ای
 
کوزه ای سرشار از احساس روی شانه ات
تشنگی های مرا، از چشمه، آب آورده ای
 
محو در پیراهنت هستم که از گل های آن  
دردسرهای مرا، با خود گلاب آورده ای !
 
از نگاهت خوب می خوانم که بعد از سال ها 
پرسشم از عشق را، آخر جواب آورده ای !
 
 آبی آبی، آسمان از دست هایت می چکد
آن چه می خواهم، برایم بی حساب آورده ای
 
ای فدای آن خم محراب ابرویت...، سپاس!
کار خوبی کرده ای، با خود ثواب آورده ای!
 
با تو احوال دلم انگار بهتر می شود
خواب می دیدم برایم آفتاب آورده ای!
کلمات کلیدی این مطلب :  خواب ، سفر ، خشکسالی ، طرح ، لبخند ، تداعی ، تشنگی ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1400/6/6 در ساعت : 8:53:51   |  تعداد مشاهده این شعر :  131


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

رضا محمدصالحی
1400/6/6 در ساعت : 10:9:23
چشم هایت، یک میستان را تداعی می کنند
با خودت این بار، سوغاتی شراب آورده ای!
درود استاد
علی نظری سرمازه
1400/6/7 در ساعت : 1:8:32
درود فراوان شاعر گرامی
جناب صفادل
بسیار زیباااآااااآاااست
بازدید امروز : 11,897 | بازدید دیروز : 26,092 | بازدید کل : 135,198,101
logo-samandehi