ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
خانم علی بابایی تا کنون ثابت کرده که شاعری تواناست.هم شعرهایش دلنشین است و هم قواعد عروضی و دستوری ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام خدمت استاد خادمیان عزیز و گرامی ، بله متاسفانه ابتدا به اشتباه ویرایش نشده    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
درود - سپاس از توجه و نقد و نظرتان جناب رضامحمدصالحی گرامی! - آن چه فرمودید درست است و می پذیر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در حد بقیه آثار استاد نیست - استفاده 3 باره از قافیه / قدم / و نیز 2 بار از/ هم / همراه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام استاد وسرور گرامی غزل به این زیبایی حیف است - لکه ای داشته باشد بیت دوم قافیه مشک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حجت شاعر گرامی - منو ببخشید به سختی میبینم و تایپ می کنم اشتباهی در قسمت نقد کلیک کردم ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



قصیده واره ی انتخاب روشن

برای واقعه ی غدیر خم

چون رود پشت صخره همانا نمانده اند
در پیچ و تاب گردنه ها جا نمانده اند

با سر دویده اند پی کاروانیان
یعنی که لنگ همدلی پا نمانده اند

آنان که پیروان سخن های فطرتند
یک لحظه بر عقیده ی آبا نمانده اند

دل های مومنان پس از آن خطبه ی فصیح
در شبهه ی معانی مولا نمانده اند

بر انتخاب روشن خود سایه کرده اند
حیران در این تشتت آرا نمانده اند

با کل به صلح بودنشان نقل دیگری است...
در گیر و دار معرکه خنثی نمانده اند

حق گفته اند با همه با رأس با رئیس
دلواپس حقوق و مزایا نمانده اند

حق را گرفته اند و دویدند در پی اش
عاطل پی ضمانت اجرا نمانده اند

چشمی فقط به دست خداوند داشتند
خیره به دست مردم دنیا نمانده اند

هم دیده اند دست که بالا گرفته شد
هم بی خبر ز عالم بالا نمانده اند

رو کرده اند هر چه که در چنته داشتند
چشم انتظار روز مبادا نمانده اند

بیرون زدند از دل این نفس تو به تو
در سرسرای مکر زلیخا نمانده اند

حرفی نمی زدند که از عمق جان نبود
قومی که در زمان عمل وا نمانده اند

آنان که وحی را تب هذیان نگفته اند
تاریک با چراغ وصایا نمانده اند

قومی چنان و قوم دگر ناطقند اگر
در نطقشان مُعطل معنا نمانده اند!

مانده هنوز بر سر خُم ردّ دستشان
آن دست ها به عهد خود امّا نمانده اند

در موج خیز حادثه ناگاه تو زدند
در موج خیز چون کف دریا نمانده اند*

با ذره بین هماره منافات دیده اند
با چشم های زل زده بینا نمانده اند!
 
از آفت نفاق همه تیغ هایشان
برّا نمانده اند مبرّا نمانده اند

پشت سر رسول قدم بر نداشتند
پشت سر امام دریغا نمانده اند

جز عدّه ای قلیل از آن حج کنندگان
چون نیک بنگرید، به صحرا نمانده اند!

آن عدّه ای که فاش پس از رحلت رسول
در بند رأی واهی شورا نمانده اند

آنان که در برابر مظلوم هیچ وقت
خورشید وار گرم تماشا نمانده اند

***

دیوارهای صادق کعبه هنوز هست
دیوارهای خشتی حاشا نمانده اند
#مهرداد_مهرابی
تیر۱۴۰۰


*. گر موج خیز حادثه سر بر فلک زند
عارف به آب تر نکند رخت و پخت خویش
«حافظ»


موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/8/2 در ساعت : 10:31:45   |  تعداد مشاهده این شعر :  136


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 3,974 | بازدید دیروز : 17,071 | بازدید کل : 137,181,984