ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن این مصرع ایراد دارد - تبريك گفت به خويش و سپس سريع - شاید به این شکل بوده - تبری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن بسیار سختی را انتخاب نموده اید و البته به خوبی هم از پس آن برآمده اید - - اما سرود   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام شاعر - سعی کنید از زمین کنده شوید و بیستر از عشق های آسمانی بنویسید تا اشعارتان عمیق تر و مان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل زیبایی است - اگر دو بیت آخر را از عشق های زمینی پاک می کردید بهتر بود - برقرار باشی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما شاعر توانمند - غزل های بسیار خوبی دارید احسنت! - اما در این غزل ، - وزن مصرع اول ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما - در مصرع دوم بیت اول بعد از "هست" یک هجای کوتاه کم است می توانید به این شکل مشکل را ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ان روز سلام همه ی مابرسانید
شیر کرمانی نصب
سرلشگر عشقی تو و همپای دماوند
هرلحظه شوی مست ز پابوس خداوند
کودک کشی این کشور و ان خطه ندارد
ای مرد زدی بر همه ی داعشیان بند
در اسلحه ات حل شده روزوشب جنگت
گرچه ژنرال هستی و گنجینه ی ترفند
هم دوست وهم دشمن ازاوصاف تو گویند
چه دوستِ دشمن شده چه خصم خردمند
در دل دل چشمان پراز سِرتو خفته
صد قافله یوسف که رود سوی سمرقند
کرمان به تو بخشیده عجب جاه وجلالی
چون مثنوی صبر عطا کرده به فرزند
هرانچه پسندد به جهان خالق هستی
ان چیز تورا هست در ان لحظه خوشایند
بین تو و جنگیدن و مظلوم نوازی
از روز ازل خورده سند این همه پیوند
دور از همه ی هم همه ها مرد جهادی
باصبر و صلابت که تو بی مثلی ومانند
سرلشگر دلها و سلیمانی و قاسم
با دیو و ددان سربکند این همه تا چند
مزد تو شهادت شد و سهم دل ما غم
فرمانده ی میدان تویی و ایه ی لبخند
باور نکنم رفتن ان عزم و اراده
باور نکنم بی کسی ام را به تو سوگند
من نیستم اما تو به رجعت رسی از راه
تا باز زنی برقدم نحس ستم بند
ان روز سلام همه ی ما برسانید
برمنجی موعود به فرمان خداوند.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،


   تاریخ ارسال  :   1400/10/13 در ساعت : 5:46:9   |  تعداد مشاهده این شعر :  36


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 7,692 | بازدید دیروز : 21,099 | بازدید کل : 138,296,409