ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



زیارت یک دهه شصتی

.
.
.

آن روزها دستِ پدرها بس که خالی بود

 

یک مشهدِ ساده برامان خوش خیالی بود

 

 

 

از چاه های نفت سهمِ ما علاالدین

 

از عیشِ دنیا سهمِ ما چایِ ذغالی بود

 

 

 

کفشِ دوخطِ میخی و  آتاری و تیله

 

دار و ندارم کارت های فوتبالی بود

 

 

 

عکسِ حرم را بوسه می زد کودکی هایم

 

عکسی که روی سکه های صد ریالی بود

 

 

 

عکسی که هرشب پیشِ چشمِ مادرم تا صبح

 

تنها دلیلِ گریه های دارِ قالی بود

 

 

 

دستِ پدر از قلکِ من بود خالی تر

 

آری همیشه مادرم بُغضَش سُفالی بود

 

 

 

گاهی پدر از طُرقبه می گفت اما حیف

 

هرسال جیبِ او دچارِ خشکسالی بود

 

 

 

نه اهلِ مشهد نه ولیکن ریشه ام آنجاست

 

جایی که شوقِ سالهای نونهالی بود

 

 

 

همراهِ اتوبوسِ بنزِ سیصد و دو ، گاه

 

می رفت تا مشهد دلم! بَه بَه! چه حالی بود!

 

 

 

آقا نوارِ (( لاله ی خوشبو رضا )) بُگْذار

 

فامیلیِ آقای راننده وصالی بود

 

 

 

یک فرفره ، یک زنجبیلِ پیچی و یک عطر

 

سوغاتِ خوبِ روزهای خردسالی بود

 

 

 

با پرده ی نقاشی صحنِ حرم عکسی...

 

انداختیم و من لباسم خال خالی بود

 

 

 

یَخمَک به دستم بود و می رفتم حرم سرمَست

 

لبهام غرقِ خنده های پرتقالی بود

 

 

 

با اولین پرواز امروز آمدم مشهد

 

جای منِ آن روزها بدجور خالی بود

 

 

 

مادر! دوباره گم شدم در کوچه ی سرشور

 

کو آن مسافرخانه ای که این حوالی بود

 

 

 

مادر! به جای تو زیارت کردم آقا را

 

بابا! هوای طرقبه امروز عالی بود...!

محسن کاویانی


موضوعات :  اجتماعی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1401/4/9 در ساعت : 2:48:29   |  تعداد مشاهده این شعر :  68


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خدابخش صفادل
1401/4/10 در ساعت : 9:49:28
درود/ خواندم، شعری صمیمی، همراه باشاعرانگی، زیبا بود!
بازدید امروز : 8,403 | بازدید دیروز : 22,534 | بازدید کل : 143,669,402
logo-samandehi