ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پدر4

دیشب پدرم به خوابم آمد

یک فرش خریده بود ارزان

من ماندم و یک غم دوباره

صبح آمدو مانده ام درهجران

 

با او چه قدر انیس بودم

می گفت دراین زمان ودوران

باید که مواظبت نماید

از خانه و خانواده انسان

 

آه ای پدر عزیز رفتی

اینک تویی و تمام خوبان

باشد به تو جنتت گوارا

الگوی همه جوانمردان

 

یادم نرود تلاش وکارت

در رنج ولی همیشه خندان

در بین تمام کارهایت

غافل نشدی زحق و عرفان

 

 

بر اسب خیال خود نشستم

رفتم به زمان تو پدر جان

آن موقع که تو صحیح وسالم

بودی به مثال پهلوانان

 

هر صبح پس از نماز و نرمش

می خواندی از آیه های قرآن

در آخرهر قرائت خود

بود آرزویت صفای  یاران

 

من نیز کنار تو نشستم

آموختم ای عزیز،قرآن

اما تو کجا و ما کجاییم

ماندیم در این سرای ویران

 

یک حرف دروغ هم نگفتی

بودی تو همیشه مرد میدان

یک مال حرام هم نپختی

درخانه ی تو همیشه مهمان

 

بی نام خدا شبی نخفتی

همیشه توکلت به یزدان

روح تو قرین رحمت حق

جایت بود آن بهشت رضوان

 

افسوس که خائنان زیادند

دیوث دراین زمان فراوان

آن شوکت و افتخار گم شد

با دست کثیف این پلیدان

 

با آن تبری که هدیه دادی

برخاک کشم جمله گرگان

 با دشمن تو به جنگ خیزم

جانم بکنم فدای  ایران

کلمات کلیدی این مطلب :  پدر ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1401/4/16 در ساعت : 16:55:59   |  تعداد مشاهده این شعر :  39


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,685 | بازدید دیروز : 22,534 | بازدید کل : 143,670,684
logo-samandehi