ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



اَبَرابر
 
                  اَبَرابر

کیست مانند عَلَم بر بامِ این عالم علامت؟
با تمام قد تویی، ای آیت آیینه‌قامت

آن اَبَرابرِ کریم استی که در هنگامِ بارش
در دل هر قطره‌ات خفته است دریای کرامت

ای شکیبت آن درندشتی که در دامانه‌ی آن
آهن‌آسا ریشه کرده رشته‌کوه استقامت

دشمنی‌ها رفت و، بی خشم و خشونت، دوستانه
در تو عقل و عشق، با صلح و صفا، کردند اقامت

وه!، علی و فاطمه!؛ در خاک و آبِ این‌چنینی
باید ای دل بردمد برگ‌وبر از بذر امامت
***

بی تو، هر جا، هر زمانی، از زمین آتش‌فشانی
-سر کشیده، آهِ حسرت بوده و اشک ندامت

می‌کند هر موج را مشت و به سر می‌کوبد آن را
بی تو ای دُرّ گران دریا کند خود را ملامت

هر قَدَر تاجِ زعامت، باد قربان سرِ تو
ای که دادی جهل را هم از سرِ عدلت غرامت

بی شکاف فرق تو شطّ شهادت خشک می‌شد
تیره‌بخت و تشنه می‌مردند شیران شهامت

کشتی ما را چه ترس از تاری شب تا تو هستی
ای چراغِ سرخ‌سوزِ ساحلِ سبز سلامت
***

روزگاری ناخوش‌احوال است؛ تدبیری طبیبا
این مریض محتضر افتاده حالش در وخامت

ای زمین، از برکه‌های برکتت نام و نشان کو؟
آسمان!، ای پیر ناخن‌خشک!، تا کی این لئامت؟

شد حجیم از خونِ چرکین ای دریغا هر رگِ دین
حیدرا، کو ذوالفقارت؟، تا کند آن را حجامت

آن که بود آیینه‌ی دردار شد دیوارِ سنگی
جان که دیده است ای دل این‌سان سخت‌تن با این ضخامت؟!
***

محشری برپا نخواهد شد به‌جز با نامِ مولا
"یاعلی" باید بگوید تا که برخیزد قیامت
 
کلمات کلیدی این مطلب :  علی (ع) ، علم ، عالم ، آیینه ، قیامت ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1401/4/25 در ساعت : 14:36:54   |  تعداد مشاهده این شعر :  93


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 7,705 | بازدید دیروز : 18,224 | بازدید کل : 143,766,934
logo-samandehi