ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : معین حجت
سلام و عرض ادب خدمت استادم بزرگوارم جناب حاج محمدی ... - مثل همیشه عالی ...درود بر شما ... - این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



محتشم کاشانی و عرفان عاشورایی

 
بسمه تعالی
 
 
نمایه شده در پایگاه سیویلیکا _  سال 99
و
چاپ شده در روزنامه خبر جنوب _ مرداد 1401

 
نام مقاله :
 
 
 
 
 
  محتشم کاشانی و عرفان عاشورایی
 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا
 
 
چکیده
 
عرفان عاشورا , قلّه ی ایثار در راه دین است  . و سپاه یزید , دارای خوی وحشی گری و زیر پا گذاشتن میراث اخلاق نبوی (ص) بود .  و امام حسین (ع) , داشته های خویش را فدای اسلام واقعی کرد . و دین اسلام را از نابودی و فریب یزیدیان , نجات داد.  و سوگ عاشورا , جان ها را متحوّل و آشفته می کند  . و ترس از شهادت و خیانت کوفیان , ستم بی پایانی را به سیّدالشّهدا امام حسین بن علی (ع) و شهید ها و اسیر های نینوا کرد . امّا هدف الهی ِ عاشورا به نتیجه رسید.  و حضرت خداوند که دانای تمام ِ رازهاست , شاهد بر  نیّت و ایثار بی نظیر ِ قلبی ِ امام حسین (ع) و شهید ها و اسیرهای نینوا بود. و حضرت خداوند ,  عادل ترین ِ هستی است . و  قلب امام حسین شهید (ع) و راه ایشان را که همان " امر به معروف " و " نهی از منکر " است  , حتّی تا نور شهادت ,  فرصتی والا برای جامعه ی بشر می داند . و پاداش بی پایانی می دهد  . همچنین , در روزگار ما , امام حسین (ع) ِ زمانه , همان وجود امام مهدی (عج) است . و عشق ِ عملی افراد و جامعه به ولایت الهی و مهدویّت , تنها راه ِ تابناک  ِنجات تمام بشر در زمان غیبت است . 


واژه های کلیدی
 
ترکیب بند محتشم , عرفان عاشورا


متن
 
بند یکم
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
آری , سوگ عظیم و بی نظیر سیّدالشّهدا امام حسین (ع) و و شهید ها و اسیر های نینوا در ماه محرّم ,  دل های تمام عالَم را , مُنقلب و متأثر می کند . و با فرا رسیدن ماه محرّم , جان ها نیز دگرگون و عزادار و غمگین می شود . و این تاثیر گذاری به حدّی است که هیچ عزایی در تاریخ بشریّت , مانند آن نیست .  و هدف حضرت حسین (ع) از قیام کربلا , همین تحوّل قلبی مسلمان ها و بنده های الهی است .
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
 
ماه محرّم , قیامت بزرگ دلهاست . و از روز محشر نیز ,  والاتر و تاثیر گذار تر است  . و زمین و تمام آسمان های هفت گانه را درغم وعظمت خویش ,  غرق می کند .  آری , در زمان قیامت , فرشته ی اسرافیل ,  در شیپوری خواهد دمید و قیامت آخرالزّمان رخ خواهد داد . امّا قیامت نینوا , عظیم تر از واقعه ی قیامت است و تا پیشگاه عرش اعظم ِ  حضرت خداوند می رود .
 
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
محرّم , ماه آشفتگی ها و غم انگیز ترین ِ لحظه ها برای آفریده های خداوند و موجودات زنده ی دو جهان است . و صبح را مانند شب در سوگ و غم حضرت سیّدالشّهدا (ع) و و شهید ها و اسیر های نینوا, تاریک و غم انگیز می کند . و بخاطر شهادت های مظلومانه و بی نظیر در کربلای حسین(ع) , دل ها بی اختیار , آشفته و بی قرار می شوند .
گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
در این ماه  , تمام اجزای موجودات از تأثیر مظلومیّت و عزای بی پایان نینوا , مصیبت دیده , غمناک , آشفته و منقلب می شوند . آری , خورشید  نیز محزون ,  غیر عادی , پریشان و سرگردان می شود  و از سمت دیگری طلوع خواهد داشت . 
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
این ماه ,  در تمام موجود ها برای سر های تابناک روی نیزه ها ,  قیامت است . و به قیامت آخرالزّمان بسیار شبیه است و تاثیر گذاری عمیق دارد . و قیام عاشورا ,   بزرگترین حماسه و قیامت جان ها است .
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
در ادامه , محتشم کاشانی به نکته ی ژرفی اشاره می کند :
در جهان غیب , در حریم پاک و نعمت های خدا , برای قدسی ها  و فرشته ها و مؤمن های پاک سیرت ِ الهی , شادی , سُرور و نعمت ها جاودان است . امّا زمانی که ماه سوگواری امام حسین ( علیه السّلام ) و شهید های پاک و اسیر های تابان نینوا می رسد , همه , بی اختیار ,  بر اثر مظلومیّت , پاکبازی و ایثار بی پایان حسینیان (ع) ,  بسیار تأثیر می پذیرند .  و دل های  آنان , سوگوار و  بسیارغمزده است . و این از شگفتی ها و اثر بخشی های بی پایان قیام نینوا است .
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
در جهان غیب , نه تنها دل های بنی آدم  ,  بلکه جن ها و فرشته ها نیز , ایثارعظیم و شهادت بی کران ابوالمجاهدین و اباالاحرار امام حسین (ع) و شهید های تابان نینوا را در قلب خویش , احساس می کنند . و نوحه ها می خوانند و گریه می کنند  . و این سوگواری , آن قدرعظیم و تاثیر گذار بر قلب ها است که برای هیچ بنی آدمی جز امام ایثار و قتیل العبرات یعنی حضرت حسین (ع) , نیست .
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا حسین
مشرق ِ جهان دو آفتاب دارد . و امام حسین (ع) نیز خورشید بلند ایثار و شمس شهید های دو گیتی است . و با وجود ِ تنها ماندن و ریاکاری و ترس کوفیان , جهان را با پرتو ِ الهی ِ شهادت مظلومانه و ناجوانمردانه اش ,  روشن می کند . همچنین , امام حسین بن علی (ع) در دوران زندگی خویشتن , دریای بی پایان معارف الهی را  با تمام نکته ها ,  نزد رسول الله احمد (ص) که کاشف انوار الهی است را فرا گرفته است . و به وسیله ی علم حضرت رسول الله (ع),  پرورش یافته است . زیرا تنها ,  دانش های الهی و عرفان توحیدی است که می تواند مسیر ِ سرنوشت اخروی را برای هر فرد , تاثیر بگذارد .
بند دوم :
کشتی شکست خورده ی توفان کربلا
در خاک و خون تپیده ی میدان کربلا

در دشت نینوا ,  مصیبت بی پایان و قیام ِ قیامت رخ داد . و سیّدالشّهدا امام حسین (ع) و شهید های هدایت گر کربلا با مظلومیّت بی پایان خویشتن , با سر های روی نیزه ها و با پیکر های خونین , به شهادت رسیدند . و بر خاک خون آلود کربلا افتادند . و در خون ها ,  غوطه خوردند . آری , کشتی دریای دین , به خاطر ریاکاری و ترس کوفیان ,  در  توفان عیش ,  مکر و ضدّ انسانی یزید و یاران پلیدش شکست و غرق شد . امّا شهید های درخشان نینوا , به خاطر آزادگی و شهادت در راه حضرت حق , سوی نور و وصال الهی شتافتند .
گر چشم روزگار بر او زار می گریست
خون می گذشت از سر ایوان کربلا
اگر موجود های غیر زنده ,  دارای اراده بودند و حضرت خداوند به آنان توانایی گریستن می داد , بر مظلومیّت شهید های تابان نینوا , بسیار خون گریه می کردند . و حق ّ ِ مطلب نیز , خون گریستن برای ایثار گری و مظلومیّت حضرت حسین (ع) و شهید های پاک نینوا و اسیر های تابان شام است . تا سیل اشک های سرخ ,  از زمین و ایوان کربلا عبور کند .
نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
پس از شهادت امام حسین (ع) و شهید های نینوا , هر گل که در دشت کربلا روئیده است ,  شبنم و گلابش  جز اشک نیست . همچنین قتیل العبرات امام حسین (ع) و شهید های تابناک نینوا  , گل های بودند که در دشت نینوا با عشق الهی روئیده اند و در کسب عشق بی پایان حضرت خداوند در مصیبت , گریه و غم خواهند بود . آری , همواره برای حضرت حسین (ع) و شهدای منوّر کربلا , باید گریست . زیرا تاثیر ایثار عاشورایی, برای بنده ها در دو جهان  و در قلب الهی , بی پایان است .
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
در ادامه , شاعر بزرگ حسینی (ع) محتشم کاشانی ,  به بیعت کوفیان ریاکار و ترسیده , با ابوالمجاهدین امام حسین شهید (ع)  اشاره می کند :
کوفیان ,  نامه های بیعت را سوی امام شهید های نینوا حسین (ع) فرستادند .  و سیّدالشّهدا امام حسین (ع) را  , مهمان و مولای خود خطاب کردند .
در اینجا محتشم کاشانی به نکته ی ژرفی اشاره می کند :
کوفیان  , موجب تصمیم گیری امام حسین (ع) برای قیام شدند . و ریا  ,  دنیا پرستی و ترس ایشان , موجب گشت تا در نهایت ,  عدّه ای به سپاه ابن زیاد پیوستند . و با فرمان یزیدیان ,  آب رود خانه ی فرات را بر امام شهید های دو جهان حسین بن علی (ع) و خاندان نورانی و یاران درخشان ایشان بَستند .
همچنین کوفیان , برای تمام مؤمن ها و شیعه ها و آزاده های جهان در تمام اعصار , نماد خواهند شد که : ریاکاری , دنیا دوستی و ترس از جهاد و کشته شدن در راه دین حضرت خداوند , موجب تکرار عاشورا و ذلّت دنیوی و اخروی افراد و جامعه خواهد بود .
بودند دیو و دد همه سیراب و می مکند
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
سپاه یزید حتّی به نگین و گوشواره نیز رحم نکرد . و مانند جانوران درنده به حسینیان دشت نینوا برای غنیمت جنگی , یورش بردند. در اینجا محتشم کاشانی در تشبیه سپاه یزید به دیو مکاّر و بدخو ,  به داستان حضرت سلیمان (ع) اشاره دارد که : دیو پلیدی , سیمای خویش را تغییر داد و به شکل حضرت سلیمان (ع)  در آمد . و نگین حضرت سلیمان (ع) را دزدید  و بر دست کرد.  وبه حکومت برسد . و پس از مدّتی حضرت سلیمان نبی (ع) به وسیله ی عنایت حضرت حق و آگاهی مردم  بر دیو غلبه می کند . و حضرت خداوند عادل , انقام نینوا را گرفت و حضرت مختار ثقفی بیشتر قاتل های نینوا را کشت و  بنی امیّه ضعیف شد و پس از مدّتی , نابود شد  . 
زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد
فریاد العطش زبیابان کربلا
ناله های مظلومیّت و تشنگی ِ حسینیان(ع) در خاطر شیعه ها و مؤمن ها و آزاده های جهان  و به سوی  ستاره ی عیّوق و در نهایت ,  تا عرش حضرت خداوند هنوز سالهاست که در خاطر ها  شنیده می شود . و این ایثار , قلب ها را به  نور ِ غم و حزن بی پایان می رسانَد . آری , بیابان نینوا تا ابد , با یاد تشنگی شهید ها و اسیر های ستمدیده ی نینوا , فریاد ها به سوی ستاره های دور کهکشان و عرش الهی می کشد .
 
 
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون بی ستون شدی
محتشم کاشانی ,  قیامت سَر دادن و مظلومیّت عاشورای حسینی (ع) و شهید ها و اسیر های نینوا را  بسیار بزرگ می داند  . در اینجا  , محتشم کاشانی پهنای آسمان را به پرده ی آبی رنگ  تشبیه می کند .  که در سوگواری بی پایان قیام شهید های نینوا باید می افتاد. همچنین در مصراع دوم  , آسمان را خیمه ی مُرتفع دارای ستون ِ محکم می داند . که در سوگ و یاد ایثار شهید های نینوا , باید فرو می ریخت و نریخت .آری ,  قلب بنده های حضرت یزدان و محتشم کاشانی افسوس ها خواهد داشت . زیرا مظلومیّت تابناک شهید ها و اسیر های نینوا ,  بی کران است . ودین الهی ِ اسلام را حفظ کرده است .
کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی
آری , در سوگ نینوا و با یاد ایثار سر های روی نیزه ها ,  سیل سیاه رنگ  , باید کوه های زمین را در بر می گرفت و تمام  زمین و جهان را در سیاهی قیر رنگ  ,غرق می کرد و نکرد .

در اینجا محتشم کاشانی به نکته ی قلبی و عرفانی اشاره می کند:
در نینوا , امام حسین (ع) که برای مسلمان ها و مؤمن ها و تمام انسان ها ,  با ایثار , دین اسلام را احیا کرد , بخاطر ترس و دنیا طلبی کوفیان ,  تنها و بی یاور ماند . و حقّ مظلومیّت بی سَر ِ شدن ایشان و یاران نورانی نینوا  در دنیا ,  ادا نشد . و جنایت کربلا رخ داد . و باید,  ندامت ِ تنها گذاشتن امام شهید های دو جهان حسین بن علی (ع) در تمام دوران  و اعصار در قلب , زبان و عمل مسلمان ها و مؤمن های جهان , باشد . تا آن واقعه ی مظلومانه برای نماد حسینیان (ع) ِ زمانه , دوباره , رخ ندهد .
کاش آن زمان  ز آه جهان سوز اهلبیت
یک شعله برق خرمن گردون دون شدی

مظلومیّت تابنده ی شهید های نینوا , روی نیزه ها , بی پایان است . و محتشم کاشانی می سُراید :
کاش , در آن روز ِ سوزان و در هنگامه ی شهادت شهید های تابناک نینوا , آه مظلومیّت خاندان اهل بیت (ع) در بیابان سرخ نینوا  , آتش به خرمن ِ تمام دنیای مادّی و روزگار بی تفاوت می کشید .  آری , شهادت های نینوا , بایست در همان لحظه , موجب تغییر جهان مادّی می شد . اما روزگار زمانه , تغییر نخواهد داشت .  و روال ِ پیشین خویشتن را دنبال کرد . و ترس ِ از دست دادن جان و مال در جامعه ی کوفه و حتّی در تمام جامعه های انسانی , موجب تکرار کربلا  و تنها ماندن نماد حسینیان (ع) ِ زمانه خواهد شد .

در اینجا شاعر بزرگ عاشورایی به نکته ی ژرفی اشاره می کند :

شیعه ی حقیقی و عارف کامل ,  بایست با ذکر و یاد آن همه انوار  ِ مظلوم نینوایی , قلب و اعمال خود را تغییر بدهد . و به یاری ِ امام زمان خویش که همان وارث امامت ِ حسین بن علی (ع) است , بپردازد . تا در درگاه حضرت خداوند ,  لیاقت شیعه بودن را اثبات کند .
همچنین , جامعه ی کوفیان بایست تغییر اساسی می کرد . امّا تاریخ اثبات کرده است که حتّی پس از واقعه ی نینوا باز هم تغییر در کردار کوفیان رخ نداده است . و قیام های تابناک پس از عاشورا مانند : قیام تابناک حضرت مختار ثقفی یا فرزند امام سجاد (ع)  یعنی حضرت زید بن علی ,  یا نواده ی امام زین العابدین (ع) یعنی حضرت یحیی بن زید و ... باز هم تکرار مظلومیّت تابان آن حضرات شهید خواهد بود . و یزیدیان ِ زمانه ,  با ایجاد ترس و ترویج مادّی گرایی , جامعه ی بشر را فریب می دادند و خواهند داد .

کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی 
اعمال و خود خواهی ِ روزگار و مردم کوفه ,  موجب شهادت و مظلومیّت تابناک حضرت سیدالشهدا (ع) و شهید ها و اسیر های تابناک نینوا شد . و در برابرعظمت شهادت بی سَر و جانگدازی ِ ایثار بی پایان شهید ها و اسیرای نینوا , باید سراسر کره ی زمین از جیوه  ,  سرشار و  کُره ی خاک , رونده و نابود می شد .

کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدی
در ادامه  , محتشم کاشانی سوگواری حضرت حسین (ع) و دفن تن شریف بی سر ِ قتیل العبرات امام حسین (ع) را آنچنان مصیبت بزرگ و رخدادی معرفی می کند که بایست ماسوی الله تعالی , برای ایثار بی کران حسینی (ع) می مُرد . و فدای امام حسین شهید (ع) و خاندان پاک و یاران تابنده ی ایشان می شد .
کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست
عالم تمام غرقه ی دریای خون شدی
عارف بزرگ عاشورا خواهد سرود :
هنگامی که خاندان پیامبر اسلام (ص) که وارث دین الهی اسلام و کشتی هدایت بنده ها به سوی رحمت الهی به خواست حضرت خداوند گشته اند , به وسیله ی دشمن های اسلام و ریا کار ,  در دریای خون نینوا , غرق شد . آری , بایست ندامت ماسوی الله  به اوج می رسید . و غرق دریای سرشار از خون می شدند . تا ایثار بی پایان نینوا , جبران شود .
وانگه سرادقی که ملک محرمش نبود
کندند از مدینه و در کربلا زدند
پس از شهادت تابناک امام دوم شیعیان (ع) , سخت ترین و نورانی ترین مسئولیّت ها  و آزمایش های الهی به پدر ِ جهادگر ها امام حسین شهید (ع) و شهید های درخشنده و اسیر های پاک حسینی (ع) رسید . آری ,  سیّدالشّهدا امام حسین (ع) با نامه های بیعت کوفیان , تصمیم حرکت از مدینه به کوفه را گرفتند . امّا کوفیان , ترس از کشته شدن داشتند . و سست عنصرهایی بودند که با طمع ورزی و پذیرفتن سکّه های ابن زیاد , میدان کربلا را خالی گذاشتند . و خیمه ی حسینی (ع) را که نماد پاکی و احترام  و شرم بی پایان حضور فرشته های الهی است  , از شهر مدینه به صحرای جنایت ِ  نینوا آوردند . و موجب شهادت حضرت سیّدالشّهدا (ع) و شهید ها و اسیر های درخشان نینوا شدند .
وز تیشه ی ستیزه در آن دشت کوفیان
بس نخلها ز گلشن آل عبا زدند
در ادامه محتشم کاشانی به نکته ی ژرفی اشاره می کند :
کینه ی امام علی (ع) از واقعه ی غدیر خم ,  در جان بی دین ها  و فرصت طلب ها , در زمان امام حسین شهید (ع) به اوج سنگدلی و دشمنی رسید . و موجب شهادت اهل بیت پیامبر اسلام (ص)  و شهید های تابان دشت نینوا شد . و نخل های تابان شهید های نینوا , بی سَر به مقام تابناک شهادت الهی رسیدند .
اهل حرم دریده گریبان گشوده مو
فریاد بر در حرم کبریا زدند
اسیر های ستمدیده و درخشان نینوا , که در راه عشق و عرفان الهی  , نظاره گر شهادت های تابنده و مظلومانه ی امام حسین (ع) و شهید های تابان نینوا بودند . و با سیمای عزادار ,  فریاد دادخواهی و مظلومیّت را که بخاطر دریای ایثار و از خود گذشتگی ِ امام حسین (ع) و یاران تابناک و خاندان پاک ایشان بود , با جامه های پاره پاره و موهای گشوده و آشفته,  به پیشگاه عرش ِ حضرت خداوند ِ عادل , کشیدند . تا حضرت خداوند , انتقام نینوا را بگیرد . که حضرت خداوند نیز پس از واقعه ی نینوا , جنایت کارهای بنی امیّه را را با عدل و با همان شدّت , به سزای خود رساندند .
روح الامین نهاده به زانو سر حجاب
تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب
در عرش الهی ,  فرشته ها برای ایثار بی کران نینوا به عزا می پرداختند . و روح القدس جبرئیل در شرمساری و اندوهی سنگین فرو رفت . و سر به زانو گرفت . و  خورشید آسمان , غرق در اندوه , تیره و سوگوار شد . و نور بی پایان ایثار و مظلومیّت حضرت سیّدالشّهدا (ع) و حضرات شهید های درخشان نینوا , چنان عظمت و سوز و گدازی دارد که هیچ چشمی ,  توان دیدن قتلگاه و نیزه های خون آلود را ندارد . و هدف قیام عاشورا , فتح قلب انور ِ حضرت یزدان است .
چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید
جوش از زمین به ذروه ی عرش برین رسید
سپس محتشم کاشانی درباره ی عرفان بی پایان عاشورا می سُراید :
قطره های خون حنجره ی مظلوم و تشنه ی  قتیل العبرات امام حسین (ع) تا بر خاک کربلا چکید , جوشش عظیمی در خاک صحرای نینوا پدید آمد . و سپس تمام جهان هستی به جوشش آمد . و خورشید سَر امام حسین (ع) و خورشید های سر های بر نیزه ,  که مظلوم ترین و عاشق ترین شهید های الهی دو گیتی هستند , غوغا و خروش را به عرش اعلای خداوند رساندند .
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
توفان به آسمان ز غبار زمین رسید
آن جنایت کار های بی دین و بی انسانیّت ,  قامت بالا و درخشان امام حسین شهید (ع) را بر خاک صحرای نینوا انداختند . و آن لحظه از خاک سرخ نینوا , گرد ها برخاست . و توفان خروشنده و عظیم , آسمان را فرا گرفت .
باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
خاتم الانبیا احمد (ص) در عرش ,  تا شهادت مظلومانه ی امام شهید های دو گیتی  حسین (ع) را  که برای حفظ دین اسلام ناب محمّدی (ص) قیام کرد , در دشت نینوا نِگریست , متآثر و آشفته شد . و به سوگواری بی پایان پرداخت . و هنگامی که باد , آن غبار برخاسته از بیابان نینوا را که برای حفظ اسلام ناب محمّدی (ص) , خون آلود شد ,  به مدفن حضرت رسول الله احمد (ص) می بُرد ,  گرد و غبار بسیاری از مدفن شریف حضرت پیامبر (ص) و خاک غمگین مدینه النبی (ص) تا آسمان های هفت گانه بالا رفت .
یکباره جامه در خم گردون به نیل زد                        
چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید
آن هنگام که شهید درخشان بر صلیب و مظهر ایثار یعنی حضرت عیسی (ع) , شهادت بی سر و دردناک ِ شهید های تابان نینوا را در جایگاه آرامش و اُخروی خویشتن یعنی آسمان چهارم , نِگریست , بیقرار گشت,  و از شدّت غم و آشفتگی درباره ی شهادت مظلومانه  و ایثارگرانه ی امام حسین (ع) ,  جامه ی خویشتن را در آورد و به رود نیل افکند .

پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبیا به حضرت روح الامین رسید
در تمام آسمان ها و عرش , جوشش بزرگی در  جان ها رخ داد . و انبیای الهی (ع) ,  تاثیر معنوی فراوانی یافتند . و برای نور ایثار مظلوم ترین شهید های الهی ,  ناله های خروشنده داشتند . به طوریکه فرشته های مقرّب ِ درگاه خداوند بزرگ و روح القدس جبرائیل (ع) نیز در برابر عظمت عاشورایی , منقلب شدند . و خروش جبرئیل (ع) حتّی فراتر از انبیای الهی (ع) شد .  و تمام آسمان  پر از غوغا و خروش گشت . و سوگ امام حسین (ع) و شهید های نینوا در قلب ها , مُنجر به تحوّل عرفانی شده است . که این مظلومیّت و ایثار , نظیر نداشته و نخواهد داشت .
کرد این خیال وهم غلط کار , کان غبار
تا دامن جلال جهان آفرین رسید
در ادامه , مرثیه سُرای بزرگ عاشورا , اندوه بی پایان سَر های تابناک بر نیزه های دشت نینوا را در جان و وجود ماسوا الله تعالی ,  تاثیر گذار و نافذ بیان می کند .
در اینجا محتشم کاشانی به نکته ی ژرفی اشاره دارد :
برای تمام افراد , در پیشگاه حضرت یزدان , عنصر "  ادب " ,  چه در نیّت یا گفتار و یا در کردار , بایست حفظ شود . زیرا فهم و سخن و اعمال ما  , ناقص است . و ممکن است به اشتباه و بی ادبی و بی حرمتی در نزد حضرت حق , که دانا ترین و با شکوه ترین ِ وجود هاست ,   مُنجر شود .
در اینجاست که محتشم کاشانی درباره اندیشه توحیدی ,  عنصر " ادب " و " شرم " را در اندیشه ی شعرش , رعایت می کند . تا مبادا
 
 
 
 
سخن اشتباه , نا درست و وهم انگیز شخصی  را درباره ی شأن پرتو  بی پایان الهی , بگوید .
در اینجاست که محتشم کاشانی به حضرت خداوند و چهارده معصوم (ع) توسّل می جوید .
آیا حضرت خداوند که تنها پدید آورنده ی هستی و بی نیاز ترین و با شکوه ترین موجودات دو جهان است , در سوگ شهید های نینوا , چه تأثیر پذیری و غمی دارد ؟ و در این اندوه بزرگ که تمام ماسواالله تعالی را تحت تاثیر قرار می دهد , واقعیّت تأثیر پذیری ِ حضرت خداوند از سوگ نینوا چیست ؟ و آیا این یک اندیشه ی اشتباه و یا سست و احساسی در باره ی غم پذیری ِ ذات ِ حضرت خداوند است ؟
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
او در دلست و هیچ دلی نیست بی ملال
در ادامه ,  محتشم کاشانی در عالم خواب , به محضر درخشان امام مهدی (عج) نایل میگردد .  و حضرت حجت (عج) ,  بیت بالا را پیرامون تردید بزرگ و تقاضای محتشم کاشانی به شعر می افزایند . (2)

اندوه عرفانی حضرت سیّدالشّهدا (ع)  تنها انسان های جهان را متأثر نکرده است . چرا که این ایثار عارفانه تنها فناء فی الله خواهد بود . و این ایثار بزرگ عارفانه ,  بدون طلب هیچ خواسته ای دنیوی , تنها کمال عرفانی بندگی در راه عرفان الهی است . و ذات حضرت خداوند ,  بر اساس آیه ی قرآنی ِ " الله ُ الصّمد " آن چنان بی نیاز است که هیچ مخلوقی  احاطه ای بر قلب توحیدی  ِ آن جایگاه اَرفَع نخواهد داشت . اما بنده ی بی ادّعا و ایثارگر توحیدی یعنی سیّدالشّهدا امام حسین (ع) با تن بی سَر , عرفان توحیدی را در عاشورا به حد شکنی رساند . و بی کران و بی مَرز گشت و بطن بی کران و اعظم توحید را با شهادت خویش و یارانش به غم کشید .  و متأثر کرد . و نور و غم  قلب الهی را با خون ِ ایثار خویش فتح کرد . (3(
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار
در سوگواری سر روی نیزه ی سیّدالشّهدا امام حسین (ع) و سرهای شهید های تابناک و ستم دیدگی اسیر های درخشان نینوا , که برای حفظ اصول اسلام و امر به معروف و نهی از منکر , به دست اشقیای ضدّ دین و  ضدّ انسانیّت , به مقام شهادت و اسارت رسیدند  , خورشید ,عزادار و غمگین شد .  و با حرارت و سوزش و آشفتگی ,  از میان کوه ها طلوع کرد .

موجی به جنبش آمد و برخاست کوه
ابری به بارش آمد و بگریست زار زار
گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن
گفتی فتاد از حرکت چرخ بی قرار
در سوگواری مظلوم ترین شهید دو جهان حضرت حسین (ع) و دریای ایثار شهید های تابان نینوا ,  موج های دریاها خروشنده گشت . و کوه های دنیا از جا کنده شد . و ابر سوگوار ,  با اندوه ِ بسیار بارید . آنگاه تمام زمین ِ مستحکم ,  منقلب گشت . و زلزله ی بیتاب , سَراسرش را فرا گرفت . و بر اساس این شهادت های تابناک مظلوم نینوا که همتایی ندارد ,  ناگاه , آسمان ایستاد . و روزگار بیتاب و اندوهگین نیز از جریان و حیات افتاد ! و تمام دنیا , برای مظلومیّت و بی پایانی ِ هدف الهی ِ  ایثار ِ حضرت سیّدالشّهدا (ع) و خانواده ی درخشنده  و یار های پاک حسینی (ع) , تحت تأثیر عمیق ِ قلبی و تحوّل بی نظیر ذات و سوگواری اعظم , قرار گرفتند . 
وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد
نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد
اشقیای ضدّ دین و ضدّ انسانیّت و منفعت طلب , با درد بی کران و با غربت بی همتا و با بی احترامی و غارتگری و با دست و پاهای در زنجیر ,  قافله ی اسیر های نینوا را از کوچه های کوفه به سمت شام بردند . و شدّت و قیامت ِ مظلومیّت جان های اسیر های شام و شهید های نینوا ,  نه تنها دل ها ,  بلکه عقل ها  را که بنا بر عقیده ی عارف ها ,  مادّی گرا و گمراه و دور از معنویّت است نیز منقلب و تسلیم کرد که , عظمت ِ قیامت بر پا شد .
 
 
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
هم گریه بر ملائک هفت آسمان افتاد
...
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمان افتاد
بی اختیار نعره ی هذا حسین زو
سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد
عظمت عزا و ایثارگری های شهید های نینوا از تمام جهات , نوحه گر و نالان و جوشان است . و فرشته های هفت آسمان الهی در عظمت و تأثیر پذیری ِ مظلومیّت و ایثار حسینی (ع) و شهید های نینوا , اشک ها می ریزند . و آن هنگام که چشم دختر حضرت صدّیقه ی غریب (ع) , یعنی  حضرت امّ المصائب زینب (ع) , در قتلگاه به تن ِ بی سر امام شهید های دو جهان و هدایتگر مسلمان ها و خلیفه ی الهی در عصر ,  یعنی حضرت حسین شهید (ع) افتاد ,  بی اراده فریاد کشید که : " این حسین (ع) است " و آتش مظلومیّت قلب زینبی (ع) تمام جهان را سوزاند . و قلب حضرت زینب (ع) , عارف کامل حسینی (ع) است .
پس با زبان پُر گله آن بضعة الرسول
رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول
این کشته ی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
آن هنگام  , امّ المصائب حضرت زینب (ع) و محبوب قلب پیامبر الهی حضرت احمد (ص) ,  خطاب به مقبره ی درخشان نبوی (ص) , شکایت فراوانی از جامعه ی اسلام و به ویژه کوفیان کرد .
آری , ریاکاری و دنیا پرستی و ترس از شهادت ِ کوفیان ,  برای یاوری ِ جهاد الهی ِ امام زمان خویشتن یعنی امام حسین (ع) , موجب شهادت تابنده ی حضرت حسین (ع) شد . و ایشان را به شهادت مظلومانه رساندند . و پیکر بی سَر ,  بی تاب , صید گشته وغرق در خون ِ حضرت امام حسین (ع) را بر دشت نینواانداختند .    
این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست
حضرت زینب (ع) با اندوه بسیار گفت : ای حضرت رسول الله (ص) , پاره ی وجودتان امام حسین شهید (ع) را که نه برای فساد بلکه برای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ی اسلام ,  به شهادت رسید.   و ایشان مانند نخلی تشنه ,عطشناک و خونین بود . و خلاف آیین الهی ِ اسلام و با ضدّ انسانیت ,  از آب خوردن منع و به شهادت تابناک  ِ مظلومانه ی بی سَر رسید . و به آتش ِ بی دینی ِ یزیدیان , سوخت . و دود مظلومیّت ِ بی پایان ِ قلب و تن بی سَر ایشان به آسمان برخاست .
این ماهی فتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست
 آری , یزیدیان و کوفیان ضدّ اسلام و جنایت کار ,  نور چشم پیامبر اعظم (ص) یعنی وجود ِ حضرت سیّدالشّهدا حسین بن علی (ع) را در نینوا , همچون ماهی ِ با زخم های تابناک ِ ستاره مانند به دریای خونین و سرخ ِ مظلومیّت انداختند . و امام حسین (ع) ,  تمام این مصائب نینوا را برای رضایت الهی بر دوش کشید.  و با ایثارگری ِ عملی به نتیجه رساند .
این غرقه ی محیط شهادت که روی دشت
از موج خون او شده گلگون حسین توست
و ای پیامبر اسلام (ص) , امام حسین (علیه السّلام ) که ایثارگرترین شهید ِ بشریّت و امام عارف های  ِ الهی است در اقیانوس شهادت , غرق شد . و موج خروشان ِ خون امام حسین (ع)  , پیکر پاک ایشان و دشت نینوا را , به خاطر عشق به حضرت یزدان , مانند گل های سرخ پوشاند . و عشق امام حسین (ع) به شهادت , الگو و نماد عشق الهی و پاکبازی  و شهادت برای تمام دوران است .
این خشک لب فتاده ی دور از لب فرات      
کز خون او زمین شده جیحون حسین توست
 
 
و ای پیامبر اسلام (ص) , در نینوا یزیدیان و کوفیان ِ بی انسانیّت و  دارای خوی وحشی گری , امام شهید های دو جهان حسین (علیه السّلام) را با لب تشنه و با آرزو و عشق ِ نوشیدن از فرات , در کنار آن رود ,  به شهادت ِ درخشان بی سَر رساندند . و پیکر تابان ایشان را به خاک انداختند . و خون های ابوالاحرار و سیّدالشّهدا امام حسین (ع) و شهید های درخشان نینوا , روی زمین را , رود عظیم ِ سوگوار و خون آلود کرد .
ین قالب تپان که چنین مانده بر زمین
شاه شهید ناشده مدفون حسین توست
و ای پیامبر اسلام (ص) , پیکر بی تاب ِ  شاه دین حضرت سیّدالشّهدا حسین (ع) را بدون اینکه به خاک سپرده گردد ,  بر خاک دشت کربلا انداختند . و آن شاه پاک سرشت ِ دین را با بی رحمی بی پایان ,  به شهادت درخشان رساندند . و امام حسین (ع) و کاروان حسینی (ع) برای رضای حضرت خداوند , سخت ترین بلا ها و آزمایش های الهی را در نینوا تحمّل کردند . 
چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد
وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد
سپس خورشید درخشان مظلومیّت و مصیبت دیده ی نینوا , حضرت زینب (ع) به قبر پاک ِ مادر مظلومش حضرت صدیقه طاهره (ع) که عاشق امام حسین (ع) و حضرت زینب (ع) بود ,  در قبرستان بقیع , آنچنان رو کرد و سخن گفت که جان تمام موجود ها را در زمین و آسمان به اندوه بی پایان رساند . و آتش کشید . و حضرت طاهره مظلومه (ع) را واسطه ی الهی کرد .  تا مظلومیّت شهید های نینوا و اسیر های درخشان شام , مُنجر به انتقام الهی بشود . و به گواه تاریخ , عدالت و انتقام گیری حضرت خداوند , ریشه ی ریاکار و ستمگر یزیدیان و حکومت اُموی را پس از واقعه ی نینوا نابود کرد .
اولاد خویش را که شفیعان محشرند
در ورطه ی عقوبت اهل جفا ببین
و ای حضرت فاطمه (ع) , دل های پاک حضرت امام حسین (ع) و خانواده ی تابنده ی ایشان و شهید های پاک نینوا , نماد ایثار بی پایان الهی هستند .  و در روز قیامت ,  به خواست حضرت خداوند به ضمانت و بهشتی شدن ِ بسیاری از مسلمان ها و بنده های الهی خواهند پرداخت . امّا در دشت نینوا , یزیدیان و کوفیان , با شفاعت گرهای خانواده ی حضرت فاطمه (ع) که قلب فاطمی (ع) , نماد شفاعت بزرگ هست , پیکار کردند . و با بی رحمی و نمک نشناسی و با دل های ریاکار و ترسو , سرهای تابناک شهید های نینوا را روی نیزه ها کردند . و خانواده ی حسینی (ع) و اسیر های نینوا را با بی رحمی و ضدّ انسانیّت ,  در زنجیر کردند . و به اسارت بردند .    

خاموش محتشم که دل سنگ آب شد
بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد
خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد
آری , ایثار و ستم دیدگی تابان شهید ها و اسیر های نینوا و مرثیه ی جانسوز محتشم کاشانی , درون  ِ سنگ را آب می کند . و جان های سنگدل را نیز تحت تأثیر فراوان , قرار خواهد داد . و آرامش , تحمّل و شکیبایی را در سوگ و خونخواهی قتیل العبرات امام حسین شهید (ع) و شهید های درخشان و اسیر های پاک دشت نینوا را از بین می برد . و جان تمام موجود های زنده را در دریا و خشکی و آسمان به آتش می کشد . و تأثیر ایثار و جانفشانی امام حسین (ع) و شهید های نینوا , بی پایان است . همچنین , جان شاعر بزرگ عاشورا یعنی محتشم کاشانی در سوگ سر های روی نیزه ی نینوا و هنگام سرایش این مرثیه ی غمناک ماندگار , تحمّل ِ ادامه دادن را ندارد .
 
خاموش محتشم که ازین شعر خونچکان
در دیده ی اشگ مستمعان خون ناب شد
خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز
روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد
 
 
 
باز شمس الشّعرای کاشان محتشم به خویش می گوید که طاقت قلبی ندارد . و بایست خاموش گردد . آری ,  مرثیه ی خونین و سرخ برآمده از جان محتشم کاشانی ,  باعث گریه کردن  ِ خون آلود عزادار ها در غم و عزای تابان حضرت سیّدالشّهدا حسین بن علی (ع) و کاروان نینوا می گردد . و شعر عاشورایی  شمس الشّعرای کاشان , بی اختیار اشک های سرخ برآمده از دل و عمق جگر را از چشم ها به روی خاک می ریزد. و تمام خاک سرخ کرۀ زمین , التهاب پیدا می کند . و می سوزد . و با وجود بیعت شکنی مردم کوفه و شکست قیام نینوا , بیش از صد ها سال است که عزای نینوا ,  موجب تحوّل معنوی جان ها , بر اثر ِ ایثار بی پایان وعرفان ژرف امام عاشورا (ع) و شهید های نینوا می گردد .

خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست
دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد

برای ناجوانمردی تمام و سخت دلی فراوان یزیدیان , در سوگواری عاشورای حضرت حسین (ع) و خانواده تابنده و یاران پاک ایشان ,از آسمان خون ها می بارد . و دریا هزار بار , خون آلود و سرخ می شود . و در دریای سرخ , حباب های خون ِ سرخ به وجود می آید . و با شنیدن مرثیه ی عاشورایی حزین و غمناک محتشم کاشانی , عزادار ها , بسیار بی تاب و بیقرار می شوند .
خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد
آری , سوگ تابان و جانگداز نینوا و شعر سوزنده ی عاشورایی ماندگار محتشم کاشانی باعث خواهد شد که آه سرد و غم بی پایان ِ سوگوار های عاشورا تا اوج آسمان رود . و خورشید زرّین , مانند ماه , سرد گردد . و به سپیدی و غم بی پایان برسد .
 
 
منابع
 
[1]محتشم کاشانی، 1389. دیوان اشعار، انتشارات نگاه.
[2]واله داغستانی، 1384. ، تذکره ریاض الشعراء, ج4 , ص۲۰۵۸-۲۰۵۹ .
 سید محمد حسین شرافت مولا , 1395 , شرح عرفان اسلامی بر بیت عاشورایی ( محتشم کاشانی ) , روزنامه خبر جنوب . با اندکی تغییر [3]
 


موضوعات :  عاشورایی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1401/5/13 در ساعت : 20:8:28   |  تعداد مشاهده این شعر :  166


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 8,882 | بازدید دیروز : 24,325 | بازدید کل : 146,483,512
logo-samandehi