ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



جاهای دگرافتاده بود
کاش نعل تازه در بازار ور افتاده بود
کاش با اهنگرش یک مرد در افتاده بود
کاش هرکس که برای درهمی راهی شده
در مسیر کاش و اما و اگر افتاده بود
بعد بر میگشت لشگر پیش زن وبچه اش
اتفاقاتی که جاهای دگر ، افتاده بود
کاش اصلا حرص پول و مال این دنیا نبود
کربلا و اتفاقاتش ، مگر افتاده بود
کاش میخ نعل بندان، کم می امد چند روز
تا که سودای غنیمت، از نظر افتاده بود
کاش حر از روز اول، این حر ازاده بود
زودتر از العطش ها ، کاش سر افتاده بود
کاش ازاین اتفاقات قشنگ توبه دار
زودتر از روز اخر ،بیشتر افتاده بود
تا غروب روز عاشورا و آتش در خیام
تیرها نم داشت و جای دگر افتاده بود
گوشوار ازگوش دختربچه ها ای کاش که
دربیابانها و در راه سفر افتاده بود
کاش وکاش وکاش وکاش وکاشهای دیگری
دل گرفت و‌ موج در چشمان تر افتاده بود
داغ داغ اشک امده بر پلک پایینی سوار
باز پل پل می کند در شور و شر افتاده بود
پرچم سبز غدیر و پرچم مشکی عشق
درنگاهم حک شده صبر از اثرافتاده بود

پروین برهان
کاش سر افتاده بود( سر ) دراینجا یعنی (متوجه شده بود)
کلمات کلیدی این مطلب :  ،


   تاریخ ارسال  :   1401/5/17 در ساعت : 23:49:44   |  تعداد مشاهده این شعر :  50


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 39,766 | بازدید دیروز : 29,956 | بازدید کل : 144,814,424
logo-samandehi