ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



صدای آزادی
شبی که رفت از این باغ، صدای آزادی
من آن ستاره‌ی گم گشته در هوای آزادی
شبی که سگ به خیابان و دشنه بر دستش
من آن نگاه فرورفته در نگاه آزادی
شبی که خورده ترک دست و ساق و بازوها
حریم خسته‌ی پر درد و جای آزادی
شبی که جهل مرکب، به باغ یورش برد
صدای هقهق ماه و نوای آزادی
به تیغ و دشنه و دشنام و تیر و تفنگ
هجوم گله‌ی دزدان، به پای آزادی
سکوت و زوزه‌ی شهر و دیار پر دردم
صدای خسته‌ و بی خواب و نای آزادی
هبوط مردمکم، بی سبب چه درد آور
بسان که ضربت افتاده از ورای آزادی
نه شیخ و سبحه و نی هم جنون خود باور
خدای خسته‌ی ما و خدای آزادی
شبی که اشکِ روان بودم و سرم در دست
سری که سر زده بودم، برای آزادی

محمدصالح مصلح

۱۵ اگست ۲۰۲۲
۲۴اسد/ مرداد ۱۴۰۱

به مناسبت سقوط افغانستان به یک دوره تاریک و نامعلومی که جز درد و غم و اندوه، چیز دیگری به بار نیاورد و مسئولان این حادثه از هردوسوی سنگر، خائنانه عمل کردند و کسی مورد بازپرس شان قرار نداد.
کلمات کلیدی این مطلب :  آزادی، آزادی، آزادی ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1401/5/24 در ساعت : 21:59:5   |  تعداد مشاهده این شعر :  54


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 1,730 | بازدید دیروز : 40,073 | بازدید کل : 144,816,461
logo-samandehi