ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



{{دمنوشِ یادگاری}}:
 
 
ای لحظه‌ در نگاهت مانندِ رود جاری
ما را به پرسه‌گاهِ ماتم چه می‌سپاری؟
 
با آب و تابِ نابی زلفت در اهتزاز است
تو بی‌خیالی و من سرشارِ بی‌قراری
 
در قلبِ من همینکه عشق تو کرد جا خوش
در سینه‌ام دلم شد بنگاهِ سوگواری
 
عشق‌آزما نگاهی داری شگرف و دارم
چشم از دو چشمِ شوخت یک جرعه غمگُساری
 
عمرم چو باد طی شد، تقدیر می‌گذارد
بی بهره تا کی‌ام کی از شهد کامکاری؟
 
هستی و یکسر آری، صدها رقیبم‌اندَت
مشغولِ عشوه ریزی، سرگرمِ پاچه‌خاری
 
چالاکَمَت فقط من در عشق ای پَری‌وَش
دانم که بر نتابی در عشق سست‌واری
 
دل را خمار کرده‌ست آیا چه چیزِ دیگر
 جز این‌که باز بیند در چشمِ تو خماری؟
 
وقتی تو می‌خرامی در گلشن آهوانه
مانندِ من که دیده‌‌ست از خویشتن فراری؟
 
دلخسته‌ام نگارا، می‌چسبَدَم فقط با
شیرینیِ لبانت، دمنوشِ، یادگاری
 
ما را چه بهره‌است از این عشقِ ناب در دل؟
حزنی و جان‌گدازی، عمری و رهسپاری
 
رامم چگونه رامی، ای عشقِ آتشین تا
در سینه‌ام دلم را بر غصّه می‌گماری
 
تا ماتم است و این دل باشم چو پای در گل
ای اشک از دو چشمم باید فقط بباری

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1401/5/27 در ساعت : 3:42:56   |  تعداد مشاهده این شعر :  68


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 1,484 | بازدید دیروز : 40,073 | بازدید کل : 144,816,215
logo-samandehi