ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : معین حجت
سلام و عرض ادب خدمت استادم بزرگوارم جناب حاج محمدی ... - مثل همیشه عالی ...درود بر شما ... - این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



غمینِ داغِ یارانِ شهیدم

غمینِ داغِ یاران شهیدم
ازین آشفتگی ها نا امیدم
چه گل هایی که پرپر شد به چل شب
به رخسار گلستان ، سرخی تب
دو چشمم ابر پر بارانِ دریا
دلم آشوب طوفانیّ صحرا
برای امنیت، خوبان شهیدند
از این دنیا شهادت برگزیدند
چهل روز است، که گرگان در تلاشند
که خون پاک یاران را بپاشند
فریب روبهان را خورده برخی
به پا کرده چنین ایام تلخی
چنان چشمان خود را بسته کردند
که امت را ز خود، دلخسته کردند
به جهل خود چنین اصرار کردند
حقیقت را چنین انکار کردند
مدارا تا به کی با این لجوجان
چرا خشم همه، گردیده پنهان
همه خون ها بگیرد دامنش را
عذابی بس فراوان شد مهیّا
ازین غم گر بمیرم شد روایم
طبیبی کو دهد اینک شفایم
به مرگ نحس خود در بد حجابی
به خون افکنده یاران را حسابی
که مکر و حیله ی هر ناجوانمرد
تبر بر طاقت این شیعیان زد
شغالان زوزه ها بر پا نمودند
در دوزخ به روی خود گشودند
چه قرآن ها که بر آتش نکردند
چرا بهر یتیمان غش نکردند
مساجد یا حرم شد هتک حرمت
بسیجی و سپاهی شد به غربت
همان هایی که در این خواب نازند
تمام هستی خود را ببازند
به پا خیز ای بسیجی ، ای سپاهی
بیا میدان ، نترس از این سیاهی
تباهی را تباه و در فنا کن
ندای حق ز حلقومت، رها کن
دگر بس این همه عفو و ترحّم
کنند این هرزه گان کِی گورشان گُم؟
الهی که به حق خون یاران
بمیرند بس ذلیل این بد سگالان
نبینند روز خوش در این زمانه
گرفتند دین و امنیّت نشانه
به عریانی و مستیّ و رذالت
وجود نحسشان بنموده عادت
پلیدانی که با شیطان نشستند
حریم حرمت حق را شکستند
ولی غافل از اینکه حق بمانَد
و باطل شعر رفتن را بخوانَد

سراینده: رضوانی نژاد
تقدیم به شهدای امنیت و شهدای مظلوم شاهچراغ

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1401/8/28 در ساعت : 22:23:59   |  تعداد مشاهده این شعر :  36


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,595 | بازدید دیروز : 28,377 | بازدید کل : 146,624,118
logo-samandehi