ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما، گاهی فاصله است میان رئالیسم ادبی و دنیای واقعی، شعرتان زیبا بود اما شاید ضروری ترین نیا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - بله اگر از نظر وزنی در نظر بگیرید درو و از باید پشت سر هم و به شکل (دوراز) خونده ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ترجمه‌ی شعرهایی از بیان ابراهیم
بانو "بیان ابراهیم" (به کُردی: بەیان ئیبراھیم)، شاعر و نویسندە‌ی کُرد، زاده‌ی ۲۲ ژوئن ۱۹۷۰ میلادی و ساکن سلیمانیه است.
وی عضو سندیکای روزنامه‌نگاران کردستان و کارمند وزارت تربیت اقلیم کردستان است.

■□■

(۱)
با باران، اندام بانویی را خواهم ساخت،
سبزینگی را از بهار می‌ستانم و
به چشمان آن زن هدیه خواهم داد.
قصیده را به بیابان تبعید می‌کنم و
تمام زیبایی‌ها را از شعر خواهم گرفت
آن زیبایی‌هایی که دزدکی از زندگی گرفته است.
این‌بار خون سرخ را مبدل به پیراهنی خواهم کرد و
بر تن، قصیده می‌پوشانم
گریه‌ها بر سر و روی مردانگی قصیده‌ای مردانه خواهم کرد
تا دوباره مبدل به خودم بشوم و
به قصیده می‌گویم:
برو و انکار کن آن درختان مانفیستی که برگ‌هایشان را به آتش می‌سپارند
انکار کن آن گنجشککانی را که
صدای جیک‌جیکشان را در خاک دفن می‌کنند
انکار کن آن دلفین‌هایی را که دریا را رها کرده‌اند و
از میان آتش حلقه‌ها می‌پرند
انکار کن آن آهوانی را که پیمان دوستی با پلنگ بسته‌اند
انکار کن آن نوزادان تازه متولد شده را
که همراه با گریه‌هایشان، اشک‌ مرگ از چشمانشان می‌چکد.


(۲)
زمانی که می‌میری،
به ناگاه همگان دوستت خواهند داشت!
معشوقه‌ات به سویت خواهد آمد بی‌هر بهانه‌ای،
دوستانت از با تو بودن، سخن می‌رانند،
و همگی اعلام می‌کنند که چه انسان شریفی بودی!
البته در وقت مردنت...


(۳)
تهران، موی و یال اسب آزادی‌ست و
با هیچ قدرتی رام نمی‌شود!
تهران، دریای طوفانی خشم است،
گیسوان کوچه‌هایش را می‌دهد و
به هیچ سنگلاخی، زیبایی‌اش کم نمی‌شود.


(۴)
از جهالتم، سوءاستفاده کردی و
مرا وطنم، صدا می‌زدی.
نمی‌دانستم که سرزمین‌ها غارت می‌شوند!.


(۵)
من بی‌تو نیمه‌ای ناقصم!
ای نیمه‌ی دیگر زندگی‌ام،
بیا و پرواز کن در میان زندگی من،
تا حصار را بگشایم برای پروازت،
تا که پر و بالت بشوم،
و تو هم آسمانم...


گردآوری و نگارش و ترجمه‌ی اشعار:
#زانا_کوردستانی

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1402/11/15 در ساعت : 0:45:51   |  تعداد مشاهده این شعر :  58


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 14,072 | بازدید دیروز : 15,726 | بازدید کل : 156,794,897
logo-samandehi