ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
درود/ من براین باورم، پس از سرودن شعر و پخش آن، شعرازمخاطب است یعنی خوانش و نظر خواننده ی شعر مهم اس   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مبارک باد عاشورا

 
خیمه ها قد بر افراشته اند ،علم ها بر دوش جمعیت می چرخند،کتیبه هاشهر را سیاهپوش کرده اند،طنین سنج ها به هیچ صدایی اجازه بلند شدن نمی دهند جز طنین یاحسین که هر چند لحظه یکبار آسمان را می شکافد و سنج ها به احترام آن خاموش می شوند،موج جمعیت گاه چون رودی خروشان می نماید که در تکاپوی راه جستن به دریاست و گاه فوج عظیم پرندگانی که برای رسیدن به آسمان بال بال می زنند،اما درتصویری دیگر این موج نه رودی در تکاپوی دریا که خود دریاست و نه فوج پرندگانی در آرزوی پر گشودن به آسمان که خود آسمانند.
محشر کبرایی است ،شهر که تا دیروز به  قبرستانی سرد و خاموش می مانست که در پس غبار غفلت ها به خواب رفته باشد،وهیچ آینه ای در آن نمی درخشید ، امروز گلخانه آفتابگردانی شده است بشکوه و آیینه خانه ای خورشیدی،رستاخیز فرا رسیده و مردگان سر از خاک برداشته اند، و در جستجوی خویش و فطرت خویش و حقیقت و راستی به گذرگاه تاریخ آمده اند تا با جامی از فرهنگ که که در دستان حیسن است عطش دادخواهی و حقیقت طلبی خویش را لبی تر کنند و قراری گیرند.
من که تا چند لحظه پیش از بیرون تماشاگر این محشربودم،حالا خود این محشرم و در وجودم قیامت قامت برافراشته است،
میرسد و شور به پا میکند
عشق،تو را از تو جدا می کند
دست به هم دادن جان و تن است
فرصت یکرنگی من با من است
اینبار به تمامی مفهوم تولد را که عمری شنیده بودم دارم می بینم و احساس میکنم از من ، من دیگری قد کشیده به یمن عشق
میرسد و شاد تورا می برد
تا شب میلاد تو را می برد
به خیابان آمده ام تا درسیل عزاداران گم شوم و شده ام ،حالا من و شهر دو دست شده ایم که بر سرو سینه می کوبیم ، دوشی تنومند و بلند شده ایم و علم عزای ابا عبدالله را به اهتزازدر آورده ایم، دو چشم شده ایم و چون ابر بهاری می باریم،  حنجره ای شده ایم و فریاد یاحسین را به گوش فلک خفته می کوبیم ، کتیبه ای و بیتی بر ان کتیبه شده ایم که:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
 
من عزادارم ، ما عزاداریم ، شهر عزادار است، هستی عزادار است، همه به هم ، من به تو ، تو به  او ، او به من، تو به من، ما به آنها ، آنها به ما ، و همه به همه تسلیت می گوییم.
اما چرا از تولد فراموش کرده ایم چرا در بین این همه تسلیت یکنفر یادش نمی افتد که این میان تولدی هم رخ داده و تولد را باید تبریک بگوید، جای مبارکباد ها به شکل غریبانه ای خالیست ، غریبانه تر از شام غریبان و غربت حسین در دشت نینوا، بیایید طلوع خورشید را بر آیینه ها تبریک بگوییم، بیایید شعله ور شدن خاکستر و زبانه های رقصان آتش را بر پروانه ها تبریک بگوییم،بیایید جریان دوباره خون خدا را در رگ های هستی به قلب عالم تبریک بگوییم،بیایید این جوشش و این مستی را به هم و به کون و مکان تبریک بگوییم، بیایید همه با هم فریاد برآوریم:
 
مبارکباد بر آیینه ها خورشید
برپروانه ها آتش
مبارکباد خون
خون خدا در رگ رگ هستی
مبارکباد این جوشش
مبارکباد این مستی
 
بیایید گفتگوی تازه ای با حسین و یارانش داشته باشیم، شاید این تسلیت ها و تکرار یکنواخت آنها در طول قرن ها ، حسنیان را ملال آورده باشد، درست است که باید تسلیت گفت و باید عزاداری کرد و اصلا ما به همین عزاداری ها توانسته ایم شعله های عشق به حسین و آرمانهایش را در وجودمان زنده نگهداریم، اما بیایید این حقایق را هم گاه زمزمه کنیم،اینکه فریاد هل من ناصرینصرنی حسین بی پاسخ نمانده است اینکه زمین دستی شده و به سوی حسین داراز شده تا به بیعت او درآید و آشنا شود با حقیقت او و یارانش، اینکه زمین به پا خاسته است تا در قامت عاشورائیان عشق را درک کند و در پرتو فروغ نام حسین راه رستگاری را بیابد
اینکه هنوز نام حسین را حماسه ها می وزند با عطری از عرفان در کوچه های غفلت تاریخ:
 
طنین مهر با نام تو در گوش زمین پیچید
سحر در دشت جاری شد
زمین در پاسخ تو دست یاری شد
فروغ نام تو خورشید شد در معبر تاریخ
زمین در قامت تو آسمان را دید
عشق را فهمید
طلوع جاودان عشق
شکوه خلقت انسان
حماسه می وزد یاد تو را با عطری از عرفان
 
و دوباره مبارکباد و دوباره تبریک:
 
مبارکباد بر آیینه ها خورشید
برپروانه ها آتش
مبارکباد خون
خون خدا در رگ رگ هستی
مبارکباد این جوشش
مبارکباد این مستی
 
 
کلمات کلیدی این مطلب :  مبارک ، باد ، عاشورا ،

موضوعات :  نثر ادبی ،

   تاریخ ارسال  :   1391/9/2 در ساعت : 22:11:9   |  تعداد مشاهده این شعر :  1199


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نغمه مستشارنظامی
1391/9/3 در ساعت : 2:55:11
مبارکباد خون
خون خدا در رگ رگ هستی
مبارکباد این جوشش
مبارکباد این مستی

پاینده باد قلم زیبابین شما استاد گرامی
علی رضا آیت اللهی
1391/9/3 در ساعت : 9:57:46
سلام به نویسنده و شاعر ارجمند و گرامی
زیبا نوشته اید و
( به نظر من )
زیباتر سروده اید
اجرکم من الله
التماس دعا
آرش پورعلیزاده
1391/9/3 در ساعت : 12:21:21
من اما دسته ها و هیات های هم سراغ داریم که بویی نبرده اند از حسین. چگونه حسین به هیاتی می‌رود وقتی عده ای در میانه ی دعواها و دسته‌هاشان از هیچ رذیلتی فروگذار نیستند؟ این میان اما حساب پاکان جداست ...
فرزانه سعادتمند
1391/9/3 در ساعت : 13:15:33
سلام ودرود استاد
طنین مهربا نام تودرگوش زمین پیچید
بسیار زیباست
اجرتان با سالار شهیدان
سید علی اصغر موسوی
1391/9/5 در ساعت : 1:57:7
عظم الله اجورنا و اجورکم!
بازدید امروز : 10,298 | بازدید دیروز : 28,254 | بازدید کل : 120,701,251
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی