ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بر اساتید گرانقدر.... - شعر زیبای استاد و نظرات خوب اساتید را خواندم. تنها چیزی که به نظرم آ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



شمع بودم سوختم این دود ، آه آخر است

 


شمع بودم سوختم این دود ، آه آخر است

صبح شد برخیز ای جان، ایستگاه آخر است 

زندگی هر روز دارد سمت پیری می رود

مردن ما انتخابی نیست ، راه آخر است

سیب را از شاخه چیدم شرم آمد توبه را

بسکه با هر گاز گفتم این گناه آخر است

درد دوری از وطن با اهل غربت آشناست

روی بر گردان مسافر این نگاه آخر است

تلخی زخم زبان ها قسمت بازنده هاست

عبرت تاریخ ها بر دوش شاه آخر است


گاه دنیا را خطایی ساده بر هم می زند

گاه بار اولین هم ، اشتباه آخر است


 
کلمات کلیدی این مطلب :  شمع ، بودم ، سوختم ، این ، دود ، ، ، آه ، آخر ، است ، ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1391/9/17 در ساعت : 13:40:53   |  تعداد مشاهده این شعر :  13414


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

سیاوش پورافشار
1391/9/19 در ساعت : 21:29:50
بنام خدا
ضمن عرض تسلیت به مناسبت درگذشت استاد عمرانی برای ایشان علو درجات در بهشت برین از پروردگار عالمیان خواستاریم
همچنین تبریک به مناسبت دوسالگی شدن این سایت وزین
احسان اکابری عزیز از جمله شاعرانی است که همیشه به دنبال تغییر و بهتر شدن در وادی شعر بوده است و همیشه تشنه نقد و راهنمایی بوده است و نتیجه آن هم این بوده که امروز غزلی چنین زیبا از ایشان بخوانیم
سلوکی زیبا در این شعر می بینیم انگار شاعر در راه تجربیات درونگرایی خود سالخورده است و کلمات و پیام به دل می نشیند
از نظر وحدت موضوع یا به نوعی ارتباط دورنی عمودی به غیر از بیت 5 که کمی دور به نظر می رسد غزل قابل قبولی است
همچنین برای تقویت زبانی این شعر برای احسان عزیز پیشنهادات زیر را دارم :
در بیت 3: ((شرم آمد توبه را)) پیشنهاد: ((شرمم آمد توبه را))
دربیت آخر(( گاه بار اولین هم ، اشتباه آخر است)) پیشنهاد: ((اشتباه اولین گاه اشتباه آخر است))
برای احسان اکابری عزیز آرزوی موفقیت دارم
حمید خصلتی
1391/9/21 در ساعت : 16:6:1
دراین شعر با شروعی زیبا روبرو هستیم که از عبارتی کلیشه ای سرچشمه گرفته است. شمع وسوختن اینقدر در اشعار دیگران بدون هیچ گونه آفرینشی استفاده شده که ناخوداگاه در هر فضایی استفاده شود یاد آور همان فضا های آشناست اما در این شعر دودی که از شمع بلند می شود تصویری است ازآخرین آهی که شاعر هنرمندانه به آن اندیشیده است.آه اخر در مصراع اول وایستگاه آخر در مصراع دوم بسیار با هم هماهنگ هستند وبه خوبی در خدمت اندیشه ی شاعر قرار گرفته اند.این شروع هنرمندانه چندان دوامی ندارد واز بیت دوم به بعد شعر از ان تصاویر بکر خالی میشود وخیلی صریح به بیان واقعیت های زندگی میپردازد:
زندگی هر روز دارد سمت پیری می رود
این صراحت انقدر ادامه پیدا می کند تا در بیت سوم تعبیر نه چندان شاعرانه ی گاز زدن خودش را در شعر قالب می کند.
شاید اندکی تامل وعجله نکردن در سرودن شعر وشاید چینش ابیات می توانست ابیاتی زیبا راخلق کند مثلا این بیت :درد دوری از وطن با اهل غربت آشناست

روی بر گردان مسافر این نگاه آخر است
این بیت در عین سادگی و دور از آرایه هایی که به تکلف شعر می انجامد به فضایی آشنا اشاره می کند نگاه آخر مسافری که دارد به غربت می رود.
در این بیت:
تلخی زخم زبان ها قسمت بازنده هاست

عبرت تاریخ ها بر دوش شاه آخر است
با نوعی مضمون آفرینی روبرو هستیم که یاد اور مضمون های سبک هندی است. هرچند ضعف ساختاری بیت باعث شده است تا مضمون خلق شده چندان به چشم نیاید.
بیت آخر اما بیت زیبایی است که البته نیاز به پرداخت دارد. سادگی این بیت واستفاده کردن از واژه هایی دم دست وآشنا برای مخاطب از ان بیتی قابل قبول ساخته است وبه نظر من یاد اور فضای آشنا دربعضی از ابیات فاضل نظری است.
پیشنهاد دوست عزیز جناب پور افشار برای مصراع آخر پیشنهاد مناسبی است. موفق باشید
نام ارسال کننده :  سید حسین موسوی     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
اقای اکابری این شعر شمع بودم سوختم بسیار عالی بود
موفق باشید دوست عزیز

..........................

سلام
درود آقای موسوی
سپاسگزارم
نام ارسال کننده :  بهنازپیروز     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
شعر پر محتوایی بود,جوری که میشه گفت هر بیت خودش شاه بیته,موفق باشین
نام ارسال کننده :  بهنازپیروز     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
شعر پر محتوایی بود,جوری که میشه گفت هر بیت خودش شاه بیته,موفق باشین
نام ارسال کننده :  بهنازپیروز     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
شعر پر محتوایی بود,جوری که میشه گفت هر بیت خودش شاه بیته,موفق باشین

..............................

سلام
ممنونم
نظر لطفتونه
نام ارسال کننده :  سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
باسلام واحترام . اشعار خوبی بود. لطفا نام شاعرش رو ذکر بفرمایید. سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
نام ارسال کننده :  سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
سلام وادب. جناب آقای احسان اکابری از شعر خوب تون بهره بردیم. دقت نکرده بودم وکمی بعد از ارسال پیام متوجه شدم که شاعرش شما هستید سید اصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
علی سعادتخانی
1391/9/17 در ساعت : 14:53:22
سلام بر احسان عزیز/غزل دلچسبی بود احسان لذت بردم اساسی

.......
آقای سعادتخوانی عزیز
امیدوارم حالتون خوب باشه
از اینکه شعر این تازه کار مورد توجه شما قرار گرفته خوشحالم
ملیحه رجائی
1391/9/17 در ساعت : 23:42:25
درود بر شما
غزل بسیار زیبایی ست, آفرین

.....

درود خانم رجائی عزیز
سپاسگزارم از شما
علی فردوسی
1391/9/18 در ساعت : 13:38:42
سلام احسان جان

آفرین خیلی غزل قشنگی بود. جدا دوستش داشتم.

فقط دوست داشتم مصراع آخر یه کم دست کاری بشه. مضمونش همین باشه ولی از لحاظ کلام یه کم بهتر بشه

ولی در کل عالی بود

..........

سلام اقای فردوسی عزیز
امیدوارم حالتون خوب باشه
سپاسگزارم از شما
مصرع اخر فکر خودم رو هم مشغول کرده دوست داشتم بگم اشتباه اولین هم اشتباه آخر است ولی نتوسنتم درست لغات رو کنار هم بچینم
مصطفی پورکریمی
1391/9/17 در ساعت : 20:6:1
سلام جناب اجابری عزیز

به به از این غزل بسیار زیبا ،الحمدلله آثار اخیرتان همه در اوج اند موفق باشید

.........................

سلام آقای پور کریمی عزیز
ممنونم
از اینکه مورد پسند شما قرار گرفته خوشحالم
امیر سیاهپوش
1391/9/22 در ساعت : 13:6:18
احسنت جناب اکابری. زیبا پر مغز و بدیع

سیب را از شاخه چیدم شرم آمد توبه را

بسکه با هر گاز گفتم این گناه آخر است

.................................................

سلام آقای سیاهپوش عزیز
امیدوارم حالتون خوب باشه
ممنونم از شما
نظر لطفتونه



علی‌رضا علی‌سلیمانی
1391/9/18 در ساعت : 13:23:39
سلام.

مرحبا.

سیب را از شاخه چیدم شرم آمد توبه را

بسکه با هر گاز گفتم این گناه آخر است

......................

سلام اقای سلیمانی عزیز
سپاسگزارم

سید نقی عباس «کیفی»
1391/9/17 در ساعت : 16:15:5
سلام بر شما استاد گرامی
اشعارتان بسيار زيبا هستند.
قلمتان توانا.

صبح شد برخیز ای جان، ایستگاه آخر است
.
مردن ما انتخابی نیست، راه آخر است
.
گاه بار اولین هم، اشتباه آخر است

.....................

سلام اقای سید نقی عباس عزیز
انشالله که حالتون خوب باشه

من یه تازه کارم و استاد نیستم

سپاسگزارم که شعرم رو مطالعه کردید
سحر دگلی (آریایی)
1391/9/18 در ساعت : 16:59:1
سیب را از شاخه چیدم شرم آمد توبه را

بسکه با هر گاز گفتم این گناه آخر است

سلام و درود و احترام جناب اکابری ارجمند
درود بر ناب قلم تواندمتان

قلمتان جاودان
احساستان در امان باد

**********************

سلام خانم سحر عزیز
امیدوارم حالتون خوب باشه
خوشحالم که شعرم مورد قبول شما واقع شده
سپاس
ایمان کریمی
1391/9/18 در ساعت : 0:13:26
سیب را از شاخه چیدم شرم آمد توبه را
بسکه با هر گاز گفتم این گناه آخر است
سلام
خیلی زیبا و دلنشین بود غزلتون

...........

سلام آقای کریمی عزیز
خوشحالم که مورد توجه شما قرار گرفته
ممنون
ناصر عرفانیان
1391/9/18 در ساعت : 15:21:14
باسلام وعرض تسلیت این ایام آقای اکابری عزیزخیلی خیلی غزل باطراوت وجذاب ودلنشینی است
دست مریزاد وصد ها آفرین استفاده بردیم

منصور ومو ئد باشید

********************

سلام استاد عرفانیان عزیز
انشالله که در سلامت کامل باشید
من هم این ایام رو تسلیت میگم

خوشحالم که شعرم مورد توجه شما قرار گرفته
ممنونم
سیاوش پورافشار
1391/9/17 در ساعت : 20:0:31
درود احسان
دوستان درست گفتند غزلی خوب و شیوا است و البته حکیمانه

...................................

سلام آقای پور افشار عزیز
سپاسگزارم
خوشحالم که پیشرفتی در کارم دیده میشه
اشرف گیلانی
1391/9/18 در ساعت : 11:40:17
مردن ما انتخابی نیست ، راه آخر است

ممنون از شعر

............

درود خانمی گیلانی عزیز
سپاسگزارم از شما
سیده فاطمه صداقتی نیا
1391/9/18 در ساعت : 16:34:45
تلخی زخم زبان ها قسمت بازنده هاست
عبرت تاریخ ها بر دوش شاه آخر است
...
واقعا زیبا...
ممنونم هم تبار

*********************

درود خانم صداقتی نیا عزیز
از لطف شما سپاسگزارم
زنده باشی
بازدید امروز : 7,795 | بازدید دیروز : 30,526 | بازدید کل : 122,753,974
logo-samandehi