ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر همگی.از خوانش غزل زیبای جناب درویشی در حال التذاذ بودم که ناگهان در مصراع دوم بیت چهارم لنگه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
سلام. چه شعر پر احساسی و چه لحظه های پرظرافتی. احسنت. ای کاش این معدود مشکلات وزنی را هم حل می کردید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
- مولانا «ابو ذئیب ذئب بن کلب بن سنّور بن فاره» در محفل جمعی از اصحاب ادب ، غزلی آیینی از شاعری ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود جناب سلطانی نژاد غزل خاطره شعر خوبی بود؛ اما دو عیب داره یکی درهم ریختگی آن است که به زحمت می ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما جناب پور افشار عزیز - قافیه های ماژیک وشیک را به علت فارسی نبودن - ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
باسلام و درود خدمت شما - ممنون از تذکر شما:اولآ بنده از نقد آقای خوش عمل کاشانی نه تنها ناراحت نشد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
[ س َی ْ یا ] - با سلام و درود - جناب رشیدی راد عزیز و گرامی مایه ی شگفتی بسیار است که به ناظم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
با سلام و درود خدمت شما استاد جناب آقای عباس خوش عمل کاشانی و تشکر بابت وقتی که گذاشتید برای نقد شعر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



رهبر انقلاب از هنرمند مدیحه نمی خواهد!

تنها کسی که از هنرمند مدیحه نمی خواهد رهبر انقلاب است
سال هاست از پس حوادث پرفراز و نشیب سیاسی توجه به چهره فرهنگی و هنری رهبر معظم انقلاب مورد غفلت قرار گرفته است. خواستیم تا درگفتگویی پیرامون شخصیت فرهنگی هنری حضرت آیت الله خامنه ای به بحث بنشینیم و از این میان به سراغ یک چهره نقاد در حوزه فرهنگ و هنر رفتیم. اکبر نبوی را با نقد فیلم هایش می شناسیم و کمتر می دانیم که او خود در مستندسازی فردی فعال است و بیش از سه دهه است به صورت جدی شعر و شاعری را پیگیری می کند. این که نبوی در سال های دور عضو شورای سردبیری روزنامه رسالت بوده است نشان می دهد که او علاوه بر هنر  وقلم نسبت به سیاست نیز بی تفاوت نیست. چنین ویژگی هایی ما را به انتخاب اکبر نبوی برای چنین گفتگوی خطیری مشتاق تر کرد.
 
مقام معظم رهبری درسال های اخیر در مورد مسائل فرهنگی و هنری اظهار نظرهای فراوانی داشته اند، این موضع گیری ها و بیانات در مواقع گوناگون و مختلف بوده است. با توجه به این حجم از پراکندگی اگر در مجموع بخواهید برآیند خود را از شخصیت ایشان در عرصه فرهنگ و هنر بیان کنید، چگونه بحث را آغاز می کنید
در جمهوری اسلامی ایران مسئولانی که در حوزه فرهنگ و هنر سخن می گویند سه گروه هستند. گروه نخست کسانی را شامل می شود که درک و فهمی از این دو رکن خطیر ندارند و بر پایه ی درک قشری و سطحی از دین و هنر، هرگاه که از هنر سخن می گویند، هزاران اما و اگر را در پس و پیش سخنان خود می آورند و پس از آن هم هفت بار دهان خود را آب می کشند که چرا در این باره سخن گفته و دهان را به موضوعی حرام آلوده اند. گروه دوم کسانی هستندکه به خاطر پستی که در این حوزه گرفته اند، از فرهنگ و هنر سخن می گویند. سخنانی کم مایه و سطحی و شعاری .این گروه زمانی که آن پست را ندارند، فرهنگ و هنر را فراموش می کنند و به دنیایی که به آن تعلق دارند باز می گردند.  شما به کسانی که در این سال ها به وزارت ارشاد آمده اند و مسئولیت گرفته اند، نگاهی بیاندازید تا مصداق این گروه را به راحتی پیدا کنید. حتی کسانی بودند که وزیر ارشاد شدند اما دغدغه و دلمشغولی شان فرهنگ و هنر نبود. آنها شخصیت هایی سیاسی بودند. به تعبیری شاکله فردی این ها فرهنگ و هنر نیست و برای مقولاتی از این دست شرافت ذاتی هم قائل نیستند.
گروه سوم ( که صد البته اندک اند ) کسانی هستند که شاکله و شخصیت آنان فرهنگی است و هیچ موقع انتخاب اولشان سیاست یا اقتصاد یا امور صنعتی و ... نیست. سرشت ایشان با فرهنگ و هنر درآمیخته است. مقام معظم رهبری برجسته ترین شخصیت و مسوول در ایران است که سرشت و شاکله اصلی شخصیت ایشان فرهنگ و هنر است و نمی توانیم شخصیت ایشان را منهای فرهنگ و هنر ببینیم و تحلیل کنیم.
علت این امر چیست؟
در درجه نخست به تربیت اسلامی اصولی و همه جانبه ی ایشان مربوط می شود. یادمان باشد که اسلام در ذات خود، دینی فرهنگی است و از سوی دیگر دین هنر است. شما به تعابیر و تفاسیر زیبایی شناسانه پیامبر بزرگوار اسلام و امامان معصوم از زندگی و هستی و انسان و طبیعت و ... یک نگاه کوچک بیاندازید تا ببینید زیبایی و درک آن که منشا و مبدا پیدایش هنر است تا کدام مرتبه و ساحت در نگاه بلندشان جلوه گری می کند. در نگاه این بزرگواران، همه ی هستی جلوه ی زیبایی و هنر الهی است. چرا که از زیبایی مطلق ( حضرت حق ) جز زیبایی نمی تراود. طبیعتا کسی که در این مکتب بالیده و ابعاد آن را ادراک کرده و زیباجو و زیباطلب باشد، نمی تواند نسبت به فرهنگ و بویژه هنر بی تفاوت باشد و خود را از دریای زیبایی و هنر برکنار بدارد. حضرت خامنه ای پرورش یافته و تربیت شده ی چنین مکتبی با چنین پیشوایانی است. ایشان در توحید و با توحیداند. کسی که در توحید مستغرق باشد تشنه ی مشتاق زیبایی و هنر است و همواره خود را به ادب توحید متذکر می داند. من با صراحت می گویم آن گروه از عالمان دین که به هنر بی توجه اند و بعضا آن را لغو و بیهوده می شمارند، فهم و درک اسلامی شان ناقص است و در توحید می لنگند. این گروه نسبت به بخشی از معارف پیشوایان دین که درک و فهم زیبایی و هنر است ادب نمی کنند.
دغدغه و دلمشغولی و تمنای فرهنگی و هنری مقام رهبری به سالهای پس از انقلاب مربوط نمی شود. هنر و درک زیبایی شناسانه از همان سالهای جوانی حضرتشان قابل دیدن است.ایشان از سالهای جوانی با انجمن های ادبی و شعری تراز اول در خراسان و تهران رفت و آمد داشته اند. چند تن ازشاعران تراز اول آن زمان از دوستان صمیمی رهبری بوده اند. از مرحوم مهدی اخوان ثالث تا زنده یاد محمد قهرمان که هم یکی از شاعر ان بزرگ سبک هندی در روزگار ماست و هم پژوهشگر بزرگی بوده و صائب شناس سترگی است و تصحیح صائب او هنوز نظیر ندارد. این ها شخصیت های برجسته ای بودند و با این که اختلاف سنی قابل توجهی با رهبری دارند، دوستان صمیمی آقا بودند. برای مثال مرحوم غلامرضا قدسی از شاعران مطرح خراسان و کشور از جمله این افراد است.
می توان گفت مقام معظم رهبری جزو کسانی بودند که در زمان جوانی مورد توجه شاعران بزرگ کشوری بودند. مرحوم امیری فیروزکوهی که در مقام ادبی و شعری و علمی او هیچ کس تردیدی ندارد، بارها می گفته است که من بعد از ادیب پیشاوری، شعر شناس تر از آقای خامنه ای ندیدم! این مطلب را من از آقای موسوی گرمارودی نقل می کنم. ادیب پیشاوری در سال 1309 فوت کرده است. بدیع الزمان فروزانفر و مجتبی مینوی از شاگردان ادیب پیشاوری هستند.
نکته ی دیگری که کمک می کند تا به ژرفای نگاه ایشان به فرهنگ و هنر پی ببریم این است که حضرتشان تصمیم گرفته بودند پس از پایان ریاست جمهوری، هیچ مسوولیتی را نپذیرند و بیشترین وقت و فرصت خود را برای فرهنگ و هنر و رشد و بالندگی آن صرف کنند. ایشان این تصمیم را مدتها پیش از ارتحال حضرت امام گرفته بودند. ولی ظاهرا تقدیرشان چیز دیگری بود. گرچه سعی بسیار کردند تا مسوولیت رهبری را قبول نکنند اما اکثریت اعضای خبرگان استنکاف آقا را قبول نکردند و بر رای و خواست خود پافشاری نمودند.
 
مقام معظم رهبری اعتقاد دارند که شعر در سال های اخیر روند رو به رشدی را داشته است و شعر بعد از انقلاب اسلامی در مسیر پییشرفتی که داشته، دارد شکل می گیرد آیا به نظر شما در سایر هنرها نیز این حرکت رو به جلو وجود دارد مثلا مانند سینما؟
در مورد شعر که کاملا موافقم. بنده در سال 67 مقاله بلندی نوشتم و ادوار شعر فارسی را به سه دوره ی کلی تقسیم کردم: از نخست تا مشروطه. از مشروطه تا پیروزی انقلاب و از انقلاب اسلامی تا به این سو.
شعر بعد از انقلاب یک وضعیتی پیدا کرده  که به تعبیر صحیح کلمه می توانیم بگوییم که انقلابی بزرگ در شعر به وجود آمده است. پس در زمینه شعر در این سال ها، اعتقاد و نگاه حضرت رهبری را قبول دارم و معتقدم هیچ کس نمی تواند منکر آن باشد. مگر بیماردلان و و نادانان. اما در دو حوزه یعنی سینما و موسیقی بحث متفاوت است. به نظر من به دلیل عوامل بازدارنده ای که در ارتباط با این دو حوزه وجود دارد انقلاب نتوانسته است اهدافش را دراین آنگونه که باید محقق کند. این عوامل بازدارنده در برابر خود رهبری نیز وجود دارد و حتی ایشان هم از این عوامل رهایی ندارند. امام خمینی هم در این زمینه راه گریزی نداشتند. این عوامل بازدارنده واقعیت هایی جدی هستند. یکی از این عوامل، مواضع مذهبیون قشری است که از یک قدرت اجتماعی هم برخوردارند. این گروه در مقابل شعر مقاومتی ندارند چون شعر به هر حال جزو پدیده های تاریخی این کشور است. اما در زمینه موسیقی و سینما مقاومت و مخالفت، بعضا با سرشت و اساس این دو هنر است و مقاومت ها هم بسیار جدی است. ریشه اش هم به همان موضوعی برمی گردد که در آغاز این گفتگو اشاره کردم. این گروه، در توحید می لنگند. اگر این مقاومت ها نبود می توانستیم شاهد شکوفایی زیادی در هنر موسیقی و سینما باشیم.
با همه ی این مقاومت ها و عوامل بازدارنده، موسیقی در برخی جنبه ها مسیر خیلی خوبی پشت سر گذاشت و اتفاقات خوبی را شاهد بودیم. اما نتوانستیم از همه ی ظرفیت های موسیقی ( که انتزاعی ترین هنر است ) بهره بگیریم.
در مورد سینما باید بگویم که سینما بعد از انقلاب مجددا متولد شد. در شکل گیری این سینما کسانی نقش جدی دارند. یکی از این افراد مقام رهبری است که حمایت هایی جدی و موثری از سینما و فیلمسازان کرده اند. شما اگر به مجموعه گفتگوهای ایشان در دهه شصت با رسانه ها از جمله روزنامه جمهوری اسلامی مراجعه کنید. گوشه ای از این حمایت ها را می بینید.
مخصوصا مصاحبه های سال 63؟
بله دقیقا. مشخص است که سینما برای ایشان موضوعیت دارد، نه به معنای ضرورت زمانی. ضرورت زمانی یعنی آن که اگر زمان گذشت دیگر آن مساله از اهمیت می افتد و موضوعیت خود را از دست می دهد. عرض کردم که ایشان بنا به تربیت توحیدی و مکتبی، برای فرهنگ و هنر شرافت ذاتی قائل اند. شاید این را کسانی دوست نداشته باشند که بازگو شود و شاید خود ایشان هم نخواهند جایی بازگو شود اما ایشان از عوامل اصلی شکل گیری حوزه هنری بوده اند. حمایت ها ی معنوی ایشان و شاید هم مادی شان برای پدید آمدن حوزه ی اندیشه و هنر اسلامی  بسیار موثر بود. ما داریم از دوره ای حرف می زنیم که در آن زمان برخی از بزرگان دینی حتی با سرود جمهوری اسلامی هم مشکل جدی داشتند.  در دهه شصت مقاومت هایی نسبت به سینما وجود دارد. البته امام خمینی با آن جمله تاریخی در بهشت زهرا مسیر را باز کرد. امام فرمود: «ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم» اگر امام آن جمله را نمی گفت معلوم نبود چه بلایی سر سینما می آمد. اگر شما به فضای آن زمان بروید خواهید دید که به خاطر سابقه بد سینما در رژیم طاغوت، بسیاری از متدینین موثر در انقلاب هم با سینما مشکل داشتند. با این حال، با تمام این مقاومت ها سینما در بعد از انقلاب گام های بسیار بزرگی برداشت و در این مسیر مرهون حمایت های جدی مقام رهبری است.
این موضع گیری ها تا سال 85 و به طور شاخص آن دیدار ماندگار با فیلمسازان ادامه می یابد
وقتی که به مجموعه حمایت های رهبری از سینما نگاه می کنید به سال 85 و آن دیدار تاریخی می رسید. در آن دیدار، ایشان یک بار دیگر مواضع روشن و پیشرو خود را در باره ی سینما در ساحتی برتر بیان می کنند. ایشان در آن دیدار می گویند: «کلید پیشرفت کشور در دست سینماست.» ایشان سینما را هنر برتر روزگار ما می دانند. دقت کنید که این تعابیر را یک مرجع تقلید دارد می گوید. این که یک مقام مذهبی این کلمات را می گوید، بسیار اهمیت دارد و به نوعی اعلام موضع مکتبی و دینی است و با حرف های یک مقام سیاسی تفاوتی سرشتین دارد.
 
حال و هوای آن جلسه به نظرتان چی بود جلسه ای که دیگر تکرار نشد
متاسفانه من در آن جلسه نبودم. البته آقای مهندس جعفری جلوه از من برای شرکت در جلسه و اداره ی آن دعوت کرد ولی چون برای ساخت یک فیلم مستند در فرانسه بودم، علیرغم اشتیاقی که داشتم توفیق حضور پیدا نکردم. به همین دلیل انرژی و اکسیژن آن جلسه ی فوق العاده راهبردی را اسشمام نکردم. پس از بازگشت به ایران نوار ویدئویی کامل آن را دیدم و بیشتر حسرت خوردم. در همان نوار ویدئویی کاملا روشن بود که حضرت رهبری به دنبال تاکید بر چه موضوع مهمی هستند و با تکریم سینما و سینماگر می خواهند چه پیام روشن و راهگشایی به مسوولان و نهادهای مذهبی بدهند. همچنین بسیار مشخص بود که ایشان می خواهند ساختارهای مندرس مربوط به سینما را بشکنند و ساختاری جدید و مبتنی بر ارزش و اهمیت و نقش کلیدی سینما شکل بدهند. اما متاسفانه همچون بسیاری از رهنمودها و تاکیدات و محکماتی که ارائه کرده بودند، در فضای تجلیل و خطابه های حضراتی که در فراموش کردن و فراموشاندن رهنمودهای ملی و راهگشای رهبری، به استادی رسیده اند، فراموش شد و آقایان بعد از مدت کوتاهی به همان ساختارهای معیوب و کهنه متوسل شدند و به راه خود رفتند 
شرکت کنندگان از یک طیف خاص هم نبودند
کاملا درست است. از طیف های مختلف بودند. و تقریبا نمایندگان طیف های گوناگون سینما در آن جلسه سخن گفتند و دیدگاه های خود را بدون لکنت و با صراحت مطرح کردند.
 
 اگر ما بخواهیم از آن جلسه یک یادگاری داشته باشیم مخصوصا از آن یادگاری هایی که مسئولان عمل نکردند
دو تا نکته به نظر من کلیدی بود که متاسفانه اصلا  به آن توجه نشد. اول این که سینما کلید پیشرفت کشور است. ایشان در این اعلام موضع تعارف نمی کردند و اهل تعارف هم نیستند. تحقق این مهم مستلزم تامین لوازم و بسترهایی است. بخشی از این بستر، اعتبارات و بودجه های مناسب است. چه برای تقویت بخش سخت افزاری سینما و چه بعد نرم افزاری سینما. وجه برجسته ی سخت افزار سینما، سالن است. ما به لحاظ سالن نمایش به شدت فقیریم. از معدود کشورهای دنیا هستیم که سینما داریم اما سالن نمایش کم داریم. به شدت در این زمینه فقر داریم. بستر دوم بخش نرم افزاری است. ایشان می خواستند سینما بر تعهدات ملی خود و درکش از زمان بیفزاید و به معنای درست و دقیق کلمه فرزند زمان باشد. سینمای زمان آگاه لوازمی دارد که بخشی از آن را باید مسوولان دولتی و بخش های عمومی و دستگاه های حاکمیتی فراهم کنند و بخش دیگر را سینماگران.
نکته دوم نقد اجتماعی است. ایشان در آن جلسه می گویند گاهی اوقات چیزهایی گفته می شود، که به منزله ی مشت به من است ولی من آن ها را تحمل می کنم.
چرا تحمل می کنند؟ برای این که می خواهند به دیگران بیاموزند که سعه صدر و آستانه ی تحمل خود را بالا ببرند و گوش خود را برای شنیدن نقد باز نگه دارند. نقد باعث رشد می شود. و ایشان این مهم را با همه ی وجود درک می کنند. کرسی های آزاد اندیشی هم که برای دانشگاه ضروری دانستند بر پایه ی همین نگاه است. سوال اینجاست که ما چقدر تحمل نقد داریم؟ یکی از مهم ترین و بارزترین وجوه سینما که می تواند نقد را به شکل عینی در عرصه تولید محقق بکند ، داشتن فیلم سیاسی است. سینمای سیاسی بنایش بر نقد قدرت است. منظورم فقط قدرت سیاسی نیست. ممکن است سینمای سیاسی قدرت اقتصادی و یا قدرت تبلیغاتی را نقد کند. و سایر حوزه های قدرت را. با این حال، ما سینمای سیاسی نداریم. چون تحمل آن را نداریم. از ناحیه مسئولان. مسئولانی که باید این حرف رهبری را جدی بگیرند اما نمی گیرند.
پس دو نکته کلیدی در آن فرمایشات وجود داشت که هر دو مورد غفلت واقع شده است .
 
ایشان در آن دیدار تاکید می کنند که اگر کارگردان فیلم خوبی نساخت، تنها او مقصر نیست بلکه او درونیات خودش را می سازد و بعد انتقاد را متوجه سایر نهادهای فرهنگی از جمله نهادهای دینی مانند حوزه می کند و می گویند این ها چقدر برای آن کارگردان اصلا خوراک برای ساخت فیلم آماده کرده اند
همینطور است. در کشور ما تنها کسی که از سینماگر طلبکار نیست، رهبری است. مابقی همه از سینما و سینماگر طلبکارند. این نکته بسیار مهمی است. نکته بعدی این است که سینماگران ما در طیف های مختلفی هستند و بسیاری از آن ها برادر بودن خودشان را ثابت کرده اند البته این سخن به این معنا نیست که مطلق سینماگران کشور مورد تایید من هستند. به عنوان کارشناس بعضی ها را از جنبه های مختلف تایید نمی کنم. اما کلیت سینما، برادری و خواهری خودش را ثابت کرده است.
نقطه مقابلش معدودند کسانی که مثل رهبری سینما را محرم بدانند عموما نگاه به سینما نگاه نامحرمی است.
 
این نگاه هم در نهادهای تصمیم گیر است و هم تصمیم ساز
بله هم نهادهای سیاست گذار و هم تاثیر گذار. نکته دیگری که می خواهم بیان کنم که متاسفانه فرهنگ کشور را در عرصه عمل جریان فراماسون فرهنگی مدیریت می کند. بحث امروز و دیروز هم نیست.
‌آیا منظورتان این است که مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی ماسون هستند؟
هرگز منظورم این نیست. ولی جریان فکری ماسونی دارد به اشکال مختلف صحنه را مدیریت می کند. مثلا ماسون فرهنگی چه کار می کند؟ ضرورت سازی می کند. گاهی اوقات با وجهه ی انقلابی و به تناسب مدیری که پیش رویش است، خودش را تنظیم می کند. اگر پیش مدیر حزب اللهی برود خود را حزب اللهی نشان می دهد و برای او ضرورت سازی می کند. پیش مدیری که گرایش شبه روشنفکری دارد طور دیگری ضرورت سازی می کند. اولویت ها را دست کاری می کند. برای استناد سخن ام مبنی بر مدیریت صحنه توسط فراماسون فرهنگی چند نمونه ذکر می کنم. اکنون سی و شش سال از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد. آیا شما می توانید یک فیلم سینمایی قدرتمند ( از جنبه ی فیلمنامه و کارگردانی ) برای من نام ببرید که توانسته باشد دلایل، ضرورت ها و چگونگی انقلاب اسلامی را روایت کند؟ بیست و هفت سال از پایان جنگ تحمیلی غرب و شرق علیه ایران می گذرد. آیا ما می توانیم یک فیلم سینمایی شاخص و شایسته نام ببریم و بگوییم که این فیلم توانسته است دلایل حمله ی عراق به ایران، پشت پرده ی جنگ و چگونگی مقاومت ملت مظلوم ایران را نمایش دهد و برای نسل امروز که جنگ و دفاع را ندیده است راوی هنرمندانه و صادقی باشد؟ آزادی خرمشهر در سال شصت و یک، همه ی معادلات جنگ را تغییر داد و همه ی حامیان جهانی و منطقه ای حزب بعث را شگفت زده کرد. آیا یک فیلم سینمایی قدرتمند داریم که آن حماسه ی بزرگ را روایت کند؟ نمونه ها از این دست پرشمارند. این بی توجهی ها و کم کاری ها ناشی از چیست؟ آیا کسی در ضرورت ساخت چنین آثاری تردید دارد؟ مسوولان کم کاری کرده اند یا هنرمندان؟ و پرسش های بسیاری از این دست. در نقطه ی مقابل، هم در تلویزیون و در سینما با انبوهی از آثار کم خاصیت و بی خاصیت و برخوردار از درون مایه های سکولار و لائیک روبرو می شویم و متحیر و سردرگم می مانیم که ما را چه می شود. البته من سالهاست به خاطر تحلیل و باوری که نسبت به صحنه ی مدیریت فرهنگی کشور دارم نه تعجب می کنم و نه پرسشی برایم بوجود می آید.
من سالهاست که نسبت به جریان ماسون فرهنگی نگرانی های جدی دارمدارم و شش سال است که این نگرانی را به شکل علنی می گویم. اما بجای توجه به اصل سخنم با بایکوت و حذف روبرو شده ام. ... بگذریم.
   
 به شخصیت معظم له برگریدم. نگاه ایشان به رمان چگونه است و رابطه شخص رهبری با رمان و داستان چیست؟
در حوزه رمان من گمان می کنم هیچ رمان برجسته ای نیست که به فارسی ترجمه بشود و آقا آن را نخوانده باشد. این دغدغه اساسی ایشان است که ریشه اش به قبل انقلاب برمی گردد. این دغدغه به این خاطر است که ایشان جهان رمان را می شناسد. هر رمان یک جهانی دارد. جهان رمان جهانی انسانی است. برآمده ی تجربه های زندگی فردی و جمعی است. روایتگر مجموعه موقعیت های انسانی است. ایشان توصیه های جدی در حوزه تولید رمان داشته اند که توجه نشده است. ما هنوز یک رمان شاخص در حوزه انقلاب نداریم.
 
در حوزه جنگ چطور؟
از سوی عزیزانی چون احمد دهقان و داود امیریان و چند از نویسندگان غیرتمندکارهای خوبی نوشته شده است اما هنوز به رمان تراز نرسیده ایم. خاطرات خوبی داریم که می تواند منشا رمان یا فیلم بشود. می توان این خاطرات را به زبان هنر بازآفرینی کرد. ولی ...
 
رهبری در دیدار سال 85 با فیلسمسازان می گویند، هنرمند حرفی به جز حرف دل خودش را نمی تواند بزند یا به عبارتی هنرش چیزی جز تجلیات درونی خودش نیست با این اوصاف، نظرتان در مورد تولید محصولات هنری که دستوری یا سفارشی باشند، چیست؟
کار دستوری، به تولید اثر هنری مبتنی بر جوشش نمی انجامد. اما بحث سفارش متفاوت است. می توانیم به هنرمند سفارش بدهیم تا او با نگاه و هاضمه ی هنری خودش اثری را پدید آورد. این کار اصلا مذموم نیست. اما چنانچه مسوول یا یک سیاستمدار، بخواهد نگاه و زاویه دید و چگونگی تولید اثر را دیکته کند این دیگر هنر نیست مهندسی است. با دستور اثر هنری پدید نمی آید. اما هنرمند وقتی سفارش می گیرد در درون خودش آن را به چیزی جدید تبدیل می کند و بسیاری از آثار هنری به وجود آمده یک نوعی سفارش هستند.
روزگاری در پاسخ به بحث هنر متعهد و هنر غیر متعهد می گفتم مگر هنر غیر متعهد هم داریم؟ هنرمندان در درجه اول به جهان آرمانی خودشان متعهدند.
متاسفانه تلقی اکثر مدیران، از هنر متعهد، مبتنی بر نگاه ایدئولوژیک است. نگاه رهبری به هنر مطلقا ایدئولوژیک نیست. بسیاری از مدیران فرهنگی چه در گذشته و چه در امرزو وقتی می خواهند از هنر مثبت دم بزنند، منظورشان هنر ایدئولوژیک است. ایدئولوژی برای هر فعالیت جمعی سم مهلک است.
 
ایدئولوژی به چه معنا؟ منظورتان از ایدئولوژی را واضح بیان کنید
حق دارید این پرسش را مطرح کنید. چرا که در ذهن همه ی ما ایدئولوژی با دین برابر نشسته است. متاسفانه آقای مطهری هم ایدئولوژی را مساوی با دین دانسته است. ایدئولوژی یک مسلک است یک مرام است. ایدئولوژی به همراه آورنده یک نوع تصلب و جمود غیرعقلانی است. ایدئولوژی ها زندگی محدودی دارند و با ایدئولوژی های جدید جایگزین می شوند. برای یک هدف و مقصد شکل می گیرند و سپس فانوس عمرشان خاموش می شود.
هنر از جزم اندیشی جدا است
درست است. هر چیزی که رنگ ایدئولوژی به خود بگیرد سم است. اما ما هنر متعالی داریم . من در تقسیم بندی هنر، دو نوع هنر را بیشتر نمی شناسم. هنر فطری و هنر طبیعی.
هنر فطری همان هنر الهی است و هنر طبیعی همان هنر مادی است و اتفاقا جلو ه ای از شیطان هم در هنر طبیعی یافت می شود. هنر طبیعی خودش ساحت و مراتب دارد. هنر فطری هم مراتب دارد. آقا به هنر فطری تاکید دارند و هنر فطری هنر ایدئولوژیک نیست.  
 
اجازه بدهید به سراغ شعر برویم و به جایگاه شعر در نزد ایشان بپردازیم. شاید یکی از جلوه های اهمیت دادن ایشان به مقوله شعر، همین جلسات سالیانه با شاعران باشد
این یکی از جلوه ها است. ایشان بسیار بالاتر به این مسئله توجه دارند. اما همه ی نکته اینجاست که وقتی مسائل به مرتبه های بعد از خودشان می رسد فاصله ها با مبانی نظری و فکری ایشان معنادار می شود. نمی خواهم بگویم که معادلات صد و هشتاد درجه عکس می شود اما می توانم بگویم که خیلی متفاوت می شود.
مثلا چند رکن اساسی در زمینه شعر و سایر هنرها برای ایشان می توانیم در نظر بگیریم.یکی از آن ها این است که ایشان خیلی به طرد هنرمندان قائل نیستند.
به خط کشی میان هنرمندان با شیوه و روشی که برخی از مدیران و نیروی معروف به ارزشگرا به آن عمل می کنند، اعتقاد ندارند. مگر هنرمندانی که واقعا با مبانی دین یا نظام در تعارض باشند یعنی خصومت دارند اما برخی ها تفاوت نگاه دارند اما متخاصم نیستند. مانند هوشنگ ابتهاج که سر ماجرای حزب توده بازداشت شد ابتهاج از قله های غزل فارسی است. آقا در مورد هوشنگ ابتهاج دستورات ویژه دادند. زیرا ابتهاج از قلمش در راه معارضه با جمهوری اسلامی استفاده نکرده بود. تفاوت نگاه، حرمت و جایگاه ابتهاج را در پیش آقای خامنه ای نمی شکند.
حالا از ایشان که جدا می شویم در رده های پایین تر مدیرانی می بینیم که شاعران نسل انقلاب را نیز تحمل نمی کنند! با کوچکترین اظهار نظر مخالف او را طرد می کنند. اگر این آقایان به سیره عملی رهبری نظر بیندازند بخشی از مشکلات ما در حوزه فرهنگ و هنر حل می شود.
نکته ی مهم دیگر اینکه تنها کسی که از هنرمند مدیحه نمی خواهد رهبر معظم انقلاب است.
 
با توجه به مسائلی که بیان شد و اهمیتی که در نگاه رهبر معظم انقلاب به حوزه فرهنگ و هنر وجو دارد، چه اقدامات و یا سیست گذاری هایی از جانب ایشان در راستای عملی کردن این نگاه ها انجام گرفته است
ببینید رهبری که منطقا نباید وارد مصادیق بشوند، ایشان باید رهنمودهای کلی را بدهند و راهبری کنند. در حوزه های مختلف کشورداری هم همین طور است. به تعبیر استاد عزیزم مرحوم آقای پرورش نظام ولایت، »چهره پرور» است،« مهره پرور» نیست. منظورشان نظام ولایت الهی است. که در مراتب بعدی به نبوت و ائمه معصومین و سپس فقهای عهده دار نیابت می رسد. آقای خامنه ای هم در طول این ولایت هستند باید چهره پرور باشند و به گمان من هستند. اگر بنا باشد فقط بکن و نکن بگویند افراد می شوند مهره.
 
سخن آخر
برای فرهنگ و هنر شرافت ذاتی قایل باشیم. همچون رهبری، نگاه زیبایی شناسانه و توحیدی پیشوایان مکتب مان را به درستی ادراک کنیم. کسانی که ادعای پیروی از رهبری دارند دستکم بکوشند محکمات تفکر و اندیشه ی ایشان را در حوزه فرهنگ و هنر دریابند و از اجتهادهای منجمد و قشری خود دست بردارند.
 گفتگو از محمدصابر چشم براه و شهاب الدین مژده
 


موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1394/11/20 در ساعت : 3:47:0   |  تعداد مشاهده این شعر :  1649


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محمدرضا جعفری
1394/11/20 در ساعت : 21:38:7
درود...........کاری ارزشمند و مهم را ارائه کرده اید......موفق باشید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
درود بر جناب جعفری عزیز
از لطف تان سپاسگزارم.
سربلند باشید.
جابر ترمک
1394/11/22 در ساعت : 17:23:49
همیشه پاینده رهبرم
______________________
درود بر جناب ترمک گرامی
ممنونم از حضورتان.
سرافراز باشید.
بازدید امروز : 16,860 | بازدید دیروز : 21,910 | بازدید کل : 114,274,054
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی