ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
درود/ من براین باورم، پس از سرودن شعر و پخش آن، شعرازمخاطب است یعنی خوانش و نظر خواننده ی شعر مهم اس   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مرد دریانوش مردستان!

ای درد! امشب از دل این زائر غمگین چه می خواهی؟
دلخستگی ها را شنیدی باز هم چندین چه می خواهی؟

از داغ این آیینه ها پردیس هم بغضی گران دارد
با من بگو! ای خسرو فرهاد کش، شیرین چه می خواهی؟

بگذار تا چشم سکون از درد مجنون سینه اش خون است
این برف و طوفان بگذرد، با سینه ی پرکین چه می خواهی؟

از دست دل بردی نگاه مست خورشید نگارستان
دیگر چه می خواهی بگو! از محنت دیرین چه می خواهی؟

آواره کردی روح شیدا را در این دریای بی پایان
اکنون دگر از جان این لولی وش مسکین چه می خواهی؟

افتاده در محراب خون آن مرد دریا نوش مردستان
از چشم های مست او بر نیزه ی خونین چه می خواهی؟

تلواسه ی این جان مجنون کشته هر جا چشم لیلا را
ای روح سرگردان بگو! از کاکل رنگین چه می خواهی؟

ازدل ربودی گوهر چشمی که مهرش در خدا پیوست
باری بگو از دفتر و آیینه و آیین چه می خواهی؟

ای خرقه ات افتاده بر جان پریشان شقایق ها!
از طره ی مشکین گل در خلوت پرچین چه می خواهی؟

بر دار محرابت چه می­خواهی سر مردان ایرانشهر؟
آخر بگو! از سام حیدر، جان فروردین چه می خواهی؟

رحمی به عشاقت نباشد نیک می دانم، ولی ای عشق!
از شرحه های نینوا، از چند و از چندین چه می خواهی؟
                                         یازدهم آذر نود
 
کلمات کلیدی این مطلب :  زائر ، آیینه ، لیلی ، مجنون ، عشق ، عشق ، عاشورا ،


   تاریخ ارسال  :   1397/6/24 در ساعت : 2:48:45   |  تعداد مشاهده این شعر :  474


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

رضا محمدصالحی
1397/6/24 در ساعت : 8:29:56
درود بر شما

عالی ... از بهترین هایی که این چند وقت خوانده ام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درود و رحمت بر جناب عالی
از لطف و محبت تان سپاسگزارم.
پاینده باشید.
علی گیاهی
1397/6/26 در ساعت : 9:31:47
درودبرشما و زیباسرودید
ــــــــــــــــــــــــــــ
درود بر جناب عالی
از محبت و نگاه تان سپاسگزارم.
سرافراز باشید.
نغمه مستشارنظامی
1397/6/27 در ساعت : 17:43:9
درود بر شما
ـــــــــــــــــــــــ
درود بر سرکار عالی
سپاسگزارم از نگاه تان.
برقرار باشید.
بازدید امروز : 31,898 | بازدید دیروز : 29,634 | بازدید کل : 120,660,909
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی