ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود بانو. - شعر زیبایی از شما خواندم .شعر در مصراع اول زیبا شروع شده است ؛ اما مصراع دوم (بوسه کر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود برادر ارجمندم جناب ابو طالبی نژاد عزیز. - امیدوارم با نگاه انتقادی بنده ، به محضرتان    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : نورعلی بهاروند
سلام و سپاس از دقت نظر استادان ارجمندم خانی لنگرودی عزیز و خوش عمل کاشانی گرانقدر.درقافیهٔ مورد اشار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
”چون زمزمه ی نیمه شبی آهسته - مانند چکید شبنمی آهسته - سخت است دل از تو کندن ای ماه خدا - خ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
سلام و عرض ادب خدمت خواهر گرامی، بانو محبوب - از غزل هایتان لذت برده و می برم. هرچند به نظر حقیر ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر سرور و استادم - جناب خوش عمل خوش طینت .قبل از هر چیز باید تشکر کنماز این که تمام    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر جناب خادمیان ، یار صادق و عزیز.در این سروده اشکال بزرگی وجود دارد که از شاعر فرهیخته و کارک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
"کلاغی که پَرَش راشُسته در حوض دغل بازی - به آبِ زمزم و کوثر نشاید شُست پرهای سیاهش را ..."لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام‌و عرض ادب و احترام . - جناب حسین وفا و دیگربرادر ارجمند که مسئول نقد هستید و نامتان را ذکر نف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
باسلام و عرض ادب. - چون جناب حاج محمدی نقدی داشتند، خصوصا در ارتباط با بیت دوم، حقیر هم جسارت میکن   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



یا حسین (ع)

سرخ است هوا، سرخ تر از خون سر تو
باد است که آتش زده در زلف تر تو
آب است که هرگز به لبانت نرسیده
رود است که جاری شده از دور و بر تو
خورشید همان داغ عظیمی ست که یک روز
برخاسته با اذن خدا از جگر تو
کردند جهان را به غم عشق گرفتار
هفتاد و دو پروانه ی آتش به پر تو
از روز بلندت چه بگویم سر بی تاب؟
از ظهر و غروب و شب و وقت سحر تو
ای بر سر نی مرثیه خوان غم عالم
ای خون خدا ریخته از فرق سر تو
بس تیر که می آمد و بس تیغ که می خورد
بر گردن و پیشانی و دست قمر تو
بالای سر ماه رسیدی جگرت سوخت
از ناحیه ی درد، دو تا شد کمر تو
می رفت که طوفان بشود در اقیانوس
وقتی که زمین خورد ز اسبش پسر تو
داغی ست که در سینه ی ما سرد نگردد
داغ نفس سوخته ی شعله ور تو
با تلخی دنیا فقط اینگونه توان ساخت
با صرف حدیث از دهن نی شکر تو
از شعر به جز چشم تو من هیچ ندانم
از روز ازل بود دلم در به در تو
محتاج به چیز دگری نیستم ای دوست
غیر از نظر لطف خدا و نظر تو

کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  عاشورایی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/6/28 در ساعت : 15:23:25   |  تعداد مشاهده این شعر :  482


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

علی گیاهی
1397/7/3 در ساعت : 11:14:57
سرخ است هوا، سرخ تر از خون سر تو
باد است که آتش زده در زلف تر تو
آب است که هرگز به لبانت نرسیده
رود است که جاری شده از دور و بر تو

////////////////////////////////

درود چه زیبا و عمیق سرودید ماجور باشید //انشالله
بازدید امروز : 26,007 | بازدید دیروز : 56,511 | بازدید کل : 110,681,240
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی