ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
سرکار خانم زهرا ضیایی مثل اغلب اوقات این غزل را نیز زیبا پرداخته اند.به گمان خود برای زیباتر شدن این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما.نوشیدم از زلال اندیشه ی شما. - سر بلند باشید. - ...و اما در بیت یکی مانده   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد ابراهیم جاذب نیکو
با سلام و عرض ادب و احترام به همه ی عزیزان فرهیخته و اساتید بزرگواری که دیده رنجه نموده و نقشی به یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فاضله هاشمی
آهنگ وفاصله ی بین جملات ، این احساس رودرخواننده به وجودمیاره که داره یه شعررومیخونه نه یه نثرادبی رو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سلام. - «دندان برای این همیشه کِرم خواهد خورد...» - پر واضح است که مقصود شاعره محترمه این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
درود جناب ایزدی گنابادی عزیز. - در مورد ضعف تألیف در آن بیت که اشاره فرمودید من واقعآ متوجه نشدم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب پور افشار. - در بیت دوم به لحاظ بیانی تصویر شاعرانه ی خوبی شکل گرفته است. - اما پرد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام . - دوستان نظرات جناب استاد خوش عمل را در خصوص وزن شعر چشم و گوش بسته بپذیرند و بر مجادله و چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
....البته در شعر جناب «جاذب نیکو» به زعم کمین ، اشکال دیگری هم وجود دارد که اتفاقآ در مصراع اول بیت    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



طنز "درد عیال"

"درد عیال"
 

گران شد گوجه و گریان عیالم

شبی گفتا که فکری کن به حالم

ز دست هر بادمجان دور قاب چین

میان بسترم در اشتعالم

اگر فردا رسد مهمانی از راه

چه خواهی داد پاسخ بر سوالم؟

 نه در یخچالمان رب است و گوجه

به یغما رفته مایحتاج سالم

ز دست سود جویان تا چه موقع

پریشان باشم و هر شب بنالم؟

" دلی در سینه دارم آتش افروز"

شده نزدیک وقت ارتحالم

برو فردا در این آشفته بازار

سفارش کن برای اشتغالم

به او گفتم که تا بوق سگ از صبح

به فکر لقمه ای نان حلالم

برو حالا بیاور چای دبشی

که من سرگرم بازی با رئالم

برای رفع درد دست و پایت

طبیبی گفته آنها را بمالم

#مهدی_سیدحسینی

کلمات کلیدی این مطلب :  گوجه ، رب ، آشفته بازار ، چای ، بوق ، سگ ،

موضوعات :  اجتماعی ، طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1397/7/9 در ساعت : 22:23:9   |  تعداد مشاهده این شعر :  230


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1397/7/10 در ساعت : 22:59:5
برای رفع درد دست و پایت
طبیبی گفته آنها را بمالم
سلام ودرود برشما
---------------
سلام و سپاس از نگاه زیباتون
مجتبی اصغری فرزقی
1397/7/15 در ساعت : 8:44:6
کار شما را خواندم
موفق باشید

خوبه
____________
سلام جناب اصغری
ممنون از نظر لطف شما
ماندگار باشید
بازدید امروز : 19,088 | بازدید دیروز : 41,280 | بازدید کل : 106,973,796
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی