ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
حضرت استاد خادمیان ؛ یار صادق...مصراع تق تقی خانم محمودی (تق تق تق تق غم ام که باران دارم) از حیث وز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
هر چند سرور عزیز واستاد بنده جناب خوش عمل عزیز ایراد وزنی را رد فر موده اند اما باز هم به    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
... سرکار خانم محمودی شاعر بانویی مسلط بر عروضند...مصراع اول ایراد وزنی ندارد: - تق تق تق تق.....م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما با نوی گرامی هر چند زیباست - اما مصرع اول نسیت به مصرع های دیگر وزن کم دارد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدرضا کاکائی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدرضا کاکائی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود - مطالب ارزنده ای را حضرت دوست استاد ارجمند جناب خوش عمل کاشانی در باره ی یک بیت    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بارها گفته ام که ارادتمند هیچگاه نمی آیم ادعا کنم که در بین پنجاه و حتی صد شاعر معاصر (از انقلاب به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



سلام تولدت مبارک

سلام چه خوب شد که اومدی
دلم پشت در منتظرت بود
خیلیا مث من منتظرت بودن
تو که اومدی اتفاقای جالبی افتاد
خیلی جالب بودن بقول تهرونیا اون ور تر از جالب
اومدنت روی لبای خیلیا لبخند آورد
اصلا تو همه چی با خودت آوردی همه چی تو که اومدی ما چیزی کم نداشتیم و نداریم
بابا تو دیگه کی بودی بقول یک از رفقا مثل تو فقط خودتی وبس
مثل نداری که، دوم نداری ، اولِ اولی، اولِ اول و آخَرِ آخَر، دمت گرم خیلی دوسِت دارم ماهی ماه نه
بابا کم گفتم تو خودِ خورشیدی نه بازم بالاتر بازم بقول پایتختیا اون ورتر از خورشیدی...
اومدن تو عشق و تکمیل کرد
مهربونی رو به اوج رسوند لبخند رو اونقدر زیبا کرد که عطرش تا هند رسید

یادمه یه روز که از اومدنت سالها گذشته بود یه کار خیلی قشنگی کردی توی یه درگیری که با دشمنای جونی وخونی ت داشتی یه عده ازونا اسیرت شدن اون روز تو اونا رو به صف کردی باسوادا توی یه صف بی سوادا توی یه صف اون وقت گفتی اونایی که باسوادن اگه هرکدومشون چن تا از رفقای تو رو باسوادشون کنن آزادن......

اما میدونی الان که نیستی توی یه سرزمینی سراغ دارم ادمای خوبی که دارن به دیگران سواد یاد میدن زندونی ان درست برعکسِ برعکس منو ببخش که ناراحتت کردم کاش تو بودی کاش...

بازم یادمه تو یه روز گفتی من دستای یه کارگرو میبوسم یادمه گفتی مزد کارگرو باید هنوز عرقش خشک نشده پرداخت کرد اما... همین الان توی همون سرزمینی که وقت اومدنت ایوان کسری فروریخت خیلی ازین ارزشایی که تو باخودت اوردی فرو ریخته
مهربونی تعطیله
عشق جرمه
محبت گناهه
صداقت ...یه نوع....چی بگم ....ولش کن...
اصلا اگه من همین الان که باتو دارم راحت اینجوری حرف میزنم با بعضیا حرف بزنم کارم درومده
حسابی
هیچ کسی به بازو و دست کارگرای این سرزمین بوسه که نمیزنه هیچ شاید باطومم بزنه وشاید وشاید وهزاران شاید دیگه تازه حق وحقوقشونم ۶ ماه ویکسال پرداخت نمیشه....

کاش تو برای همیشه بودی
خیلی حرف زدم نه این یه ذره ش بود.....از دردهای دلِ همه که خیلیاش موند.....
نمیخوام بیشتر دلگیر شی منو ببخش فقط میخواستم بگم تولدت مبارک همین
هوامو داشته باشی
نه فقط هوای منو
هوای همه رو
بوس بوس بوس تولدت مبارک
راستی ازون کیک تولد خوشگلت سهم مارو ندیده نگیری ها
بازم بوس بوس

😘😘😍😍
☺️☺️☺️☺
#علی_اکبر_مقدم

۹۷/۹/۳


موضوعات :  نثر ادبی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/9/3 در ساعت : 14:2:52   |  تعداد مشاهده این شعر :  109


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 10,404 | بازدید دیروز : 26,373 | بازدید کل : 104,538,577
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی