ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
"کلاغی که پَرَش راشُسته در حوض دغل بازی - به آبِ زمزم و کوثر نشاید شُست پرهای سیاهش را ..."لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام‌و عرض ادب و احترام . - جناب حسین وفا و دیگربرادر ارجمند که مسئول نقد هستید و نامتان را ذکر نف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
باسلام و عرض ادب. - چون جناب حاج محمدی نقدی داشتند، خصوصا در ارتباط با بیت دوم، حقیر هم جسارت میکن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - دوست عزیز جناب پژوهنده - اولا : اگر اندکی می پژوهیدید کلمه ای مناسب تر از «سکو»[به تخفیف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی معصومی
درود و عرض ارادت - استاد نازنین - هزاران سپاس از این همه دقت نظر - ... - مورد اول اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود گرامی جناب آقای معصومی - شعر زیبایی از شما خواندم اما دو نکته ی عروضی وجود دارد که احتمال دار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهنازمحمودی
جناب کاظمی شاعر بزرگوار. چندی پیش نظری نوشتم مبنی بر پیشنهاد ویرایش قافیه مصراع نخست . چرا که یمن با   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین وفا
سلام و احترام استاد خادمیان عزیز - سال نو مبارک - ان شاالله همیشه برقرار باشید و تندرست و عزتمند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
سلام و درودبی پایان نثار استاد بزرگوارم جناب خوش عمل کاشانی - ممنونم از این که قابل دونستین و س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
...پر واضح است که حنظله ی عزیز کوشیده تا در اولین رباعی سال جدیدش شگفتی زایی کند.خوانده و شنیده ـ آن   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



جزیره
دارد جنون این جزیره باز با ماه کامل اوج می‌گیرد حال و هوای خانه طوفانیست یعنی پدر را موج می‌گیرد هم توی چشمش اشک می‌لرزد هم توی مشتش، آب در لیوان مادر همیشه می‌رسد از راه با گام‌هایی در هم و لرزان انگشت، توی حلقه‌ی ضامن لیوان و مشت محکم بابا پخشست ترکش های نارنجک مانند لیوان در هوا حالا با سوت قبل از  انفجار بمب در گوش‌هامان می‌زند فریاد افتادن موشک میان رود رقصیدن سفره، صدای داد   خِش‌خِش، صدای موج بی‌سیم است خَش خَش، تماس دست با چاقو مثل گل سرخی که روی نی..‌ مادر گلاویزست با چاقو ذرّات خردل در هوا پخش است از میز می‌ریزد سُس خردل از بین لب‌ها کَف، کفِ قایق بی‌هوش روی دامن مخمل تا باز می‌گردد به خود از جنگ از خانه بیرون می‌زند، بابا هر روز پیدا می‌کنیم او را جایی میان خانه و دریا
کلمات کلیدی این مطلب :  ،


   تاریخ ارسال  :   1397/9/20 در ساعت : 3:47:38   |  تعداد مشاهده این شعر :  158


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 16,047 | بازدید دیروز : 24,586 | بازدید کل : 108,834,934
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی