ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
سرکار خانم زهرا ضیایی مثل اغلب اوقات این غزل را نیز زیبا پرداخته اند.به گمان خود برای زیباتر شدن این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما.نوشیدم از زلال اندیشه ی شما. - سر بلند باشید. - ...و اما در بیت یکی مانده   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد ابراهیم جاذب نیکو
با سلام و عرض ادب و احترام به همه ی عزیزان فرهیخته و اساتید بزرگواری که دیده رنجه نموده و نقشی به یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فاضله هاشمی
آهنگ وفاصله ی بین جملات ، این احساس رودرخواننده به وجودمیاره که داره یه شعررومیخونه نه یه نثرادبی رو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سلام. - «دندان برای این همیشه کِرم خواهد خورد...» - پر واضح است که مقصود شاعره محترمه این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
درود جناب ایزدی گنابادی عزیز. - در مورد ضعف تألیف در آن بیت که اشاره فرمودید من واقعآ متوجه نشدم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب پور افشار. - در بیت دوم به لحاظ بیانی تصویر شاعرانه ی خوبی شکل گرفته است. - اما پرد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام . - دوستان نظرات جناب استاد خوش عمل را در خصوص وزن شعر چشم و گوش بسته بپذیرند و بر مجادله و چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
....البته در شعر جناب «جاذب نیکو» به زعم کمین ، اشکال دیگری هم وجود دارد که اتفاقآ در مصراع اول بیت    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



تنهاترین
تنهاترین
از منزوی هم منزوی تر بوده ام من،افتاده خلقی بی جهت در پوستینم
در کودکی ها،نوجوانی ها،جوانی،قسمت نشد از زندگی سیبی به چینم
خلق من شوریده سر، کاری عبث بود،از مشتی آب و گل که بیهوده هدر شد
مارا در این دنیا چه جای شادمانی،جان چون چراغ صبحدم درآستینم
دنیا به کام مردم نا اهل چرخید،طبع بلندم مایه ی بی حاصلی شد
اسب مرادی زیر پای خود ندیدم،افتاده ای بی دست و پا از روی زینم
در پیچ و خم های ره عشقی جگر سوز،با نا امیدی ها شب تارم سحر شد
بیگانه ام با رسم ایام و زمانه،گویی غریبم در دیار و سر زمینم
دریای درد من دگر ساحل ندارد،دریای بی ساحل شد از اول نصیبم
با،بار پیری مانده ام در موج غم ها،تنها ترینم ای"رها"تنها ترینم
علی میرزائی "رها"    
کلمات کلیدی این مطلب :  منزوی ، پوستین ، کودکی ، جوانی ، آب و گل ، پیچ و خم ، صبحدم ، سحر ، ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/10/15 در ساعت : 17:6:39   |  تعداد مشاهده این شعر :  117


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

صمد ذیفر
1397/10/20 در ساعت : 11:48:41
سلام
و درود جناب استاد میرزایی عزیز
پاینده باشید و نویسا
ان شاء الله
___________________________
سلام و سپاس از محبت شما
شاد و سلامت باشید
بازدید امروز : 17,087 | بازدید دیروز : 26,671 | بازدید کل : 106,910,273
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی