ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود بانو. - شعر زیبایی از شما خواندم .شعر در مصراع اول زیبا شروع شده است ؛ اما مصراع دوم (بوسه کر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود برادر ارجمندم جناب ابو طالبی نژاد عزیز. - امیدوارم با نگاه انتقادی بنده ، به محضرتان    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : نورعلی بهاروند
سلام و سپاس از دقت نظر استادان ارجمندم خانی لنگرودی عزیز و خوش عمل کاشانی گرانقدر.درقافیهٔ مورد اشار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
”چون زمزمه ی نیمه شبی آهسته - مانند چکید شبنمی آهسته - سخت است دل از تو کندن ای ماه خدا - خ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
سلام و عرض ادب خدمت خواهر گرامی، بانو محبوب - از غزل هایتان لذت برده و می برم. هرچند به نظر حقیر ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر سرور و استادم - جناب خوش عمل خوش طینت .قبل از هر چیز باید تشکر کنماز این که تمام    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر جناب خادمیان ، یار صادق و عزیز.در این سروده اشکال بزرگی وجود دارد که از شاعر فرهیخته و کارک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
"کلاغی که پَرَش راشُسته در حوض دغل بازی - به آبِ زمزم و کوثر نشاید شُست پرهای سیاهش را ..."لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام‌و عرض ادب و احترام . - جناب حسین وفا و دیگربرادر ارجمند که مسئول نقد هستید و نامتان را ذکر نف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
باسلام و عرض ادب. - چون جناب حاج محمدی نقدی داشتند، خصوصا در ارتباط با بیت دوم، حقیر هم جسارت میکن   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«غزل گریه می سرود»
«غزل گريه مي سرود»
 
آمد سلام كرد كمي ريز نقش بود 
در چشم هاي باور من خسته مي نمود  
 
لبخند روي گونه اش آرام مي دويد
وقتي نشست چادر خود را كمي گشود 
 
- بانوي آب ! حال تو انگار خوب نيست
آهسته روي شانه ام آمد سرش فرود
 
باران گرفته است تنم خيس مي شود 
بردم به گيسوان بلندش پناه زود
 
اندوه چشم هاي تو حال مرا گرفت
دست خودش نبود غزل گريه مي سرود !
 
دارد به سمت روسري اش دست مي برد
جاري به روي شانه ي او مي شود دو رود 
 
حالا نشسته ايم كسي حرف مي زند
حالا كسي به حسرت من تكيه داده بود
 
شايد هزار بار تو را خواب ديده ام 
شايد هزار بار، از اين خواب ها چه سود! 
 
در دور دست جاده كسي محو مي شود 
دزدانه ابر آمد و خورشيد را ربود 
 
آيينه، آب، كوچه، زني پرسه مي زند
در گرگ و ميش ذهن من آرام مثل دود 
 
با دست و پاي بسته رها مي كند مرا
اين بخت، اين هميشه ي اندوه، اين حسود !
کلمات کلیدی این مطلب :  حسود ، چادر ، کوچه ، جاده ، ریزنقش ، لبخند ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1398/1/15 در ساعت : 20:34:47   |  تعداد مشاهده این شعر :  179


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

صمد ذیفر
1398/1/16 در ساعت : 14:26:18
سلام
و درود بر شما جناب استاد صفادل باصفا
لذت بردم..دستمریزاد
قلم تان همواره نویسا باد و توانا
ان شـــــــــــاء الله
بازدید امروز : 25,917 | بازدید دیروز : 56,511 | بازدید کل : 110,681,150
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی