ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ولی اله بایبوردی
سلام. - - استاد ارجمند جناب اقتداری عزیز. - - سپاس از دیدگاه ارزشمندتان. - - دور از ز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شما. - غزل عاشقانه وگله آمیز ی خواندم. - باید به عرض برسانم که احساس می شود از ردیف «نم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شما. - مضمون خوبی ست ولی نتوانسته اید خوب پردازش کنید. - ارتباط بین ابیات ومصراع ها در    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید روح الله باقری
سلام و درود جناب آقای خوش عمل ! - با تشکر از لطف و عنایت شما - البته منظور بنده از استعمال کل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین وفا
سلام و سپاس بانو احمدوند گرامی - سروده انتظارتان زیباست. قلمتان مانا - - یک نکته: در مصرع: با   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام - اساساً چیزی بنام سپکو و پریسکه همان قالب طرح و هاشور است که جناب استاد وندادیان در دهه ۴۰   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود....آنچه را که ذیلآ منعکس می کنم پیش از این به صورت نظر ارسال شد که وقعی ننهادید.... - - دو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز و گرامی جناب رضاپور - درود بر شما - اولا بکار بردن اصطلاح ادغام در این مورد غلط مصطلحی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام،استاد حاج محمدی عزیز! - صحبت از املاء کلمات نبود، - صحبت از ادغام واژه ها بود در هنگامی ک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی

- دوثط اَذیظ و گرامی جناب مهمّد اَلی رذاپور - هتما اجاضح می دحید کح با منتغ خودطان با هَذرط   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پستچی
پستچی - آمد ترق ترق در زد مه جبین در به روی او واکرد گفت :سلام از کجا نامه آمده است ؟ چه کسی نامه را فرستاده است ؟ گفت پستچی :سلام نامه از شهر یار آمده است به گمان خوشنویس و خطاط است مه جبین نامه را گرفت ونشست گفت :ممنون و در را بست بسم ربی که تو را آفرید لیلا جان بسم ربی که مرا دید لیلا جان بسم ربی که دید افسردم داشتم از غم تو می مردم بسم ربی که مهربانی کرد عشق من را وی آسمانی کرد مه جبین دست هایش لرزید اشک هایش به صورتش لغزید طالب جسم تو نبودم من عاشق خنده ی تو بودم من تو مرا دست محتسب دادی باز از چشم من نیافتادی آبروی مرا نبر ای گل بگذارش بخواند این بلبل الوداع عشق آسمانی من الوداع راز زندگانی من نامه پایان گرفت لیلا جان باز باران گرفت لیلا جان
کلمات کلیدی این مطلب :  پستچی ،نامه ،شهریار ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1398/4/1 در ساعت : 11:17:33   |  تعداد مشاهده این شعر :  177


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 23,379 | بازدید دیروز : 46,400 | بازدید کل : 116,434,353
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی