ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما با عرض معذرت مصرع دوم بیت مطلع وزن اضافه دارد - - - - اینگ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ولی اله بایبوردی
سپاس - استاد ارجمند جناب اقتداری عزیز - جسارتا عرض می کنم : - به قول حضرت شاعر - چه گویم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شما. - آنچه را در باره ی شعرتان فرموده اید بیشتر در ذهنتان بوده وگرنه شعری که بنده خوانده   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ولی اله بایبوردی
سلام. - - استاد ارجمند جناب اقتداری عزیز. - - سپاس از دیدگاه ارزشمندتان. - - دور از ز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شما. - غزل عاشقانه وگله آمیز ی خواندم. - باید به عرض برسانم که احساس می شود از ردیف «نم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شما. - مضمون خوبی ست ولی نتوانسته اید خوب پردازش کنید. - ارتباط بین ابیات ومصراع ها در    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید روح الله باقری
سلام و درود جناب آقای خوش عمل ! - با تشکر از لطف و عنایت شما - البته منظور بنده از استعمال کل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین وفا
سلام و سپاس بانو احمدوند گرامی - سروده انتظارتان زیباست. قلمتان مانا - - یک نکته: در مصرع: با   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام - اساساً چیزی بنام سپکو و پریسکه همان قالب طرح و هاشور است که جناب استاد وندادیان در دهه ۴۰   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



برفراز نیزه

بر فراز نیزه یارب آفتاب است اینکه هست
 یاکه راس زاده ختمی ماب است اینکه هست

بس  محاسن گشته در وجه جمیلش منجلی
گرچه باخون سرش یکسرخضاب است اینکه هست

پیکرش را هرکه در ذهنش تجسم کرد ،گفت
پاره پاره گوئیا ام الکتاب است اینکه هست

زلف خونینش مگر   افتاده  در دست نسیم
کاینچنین دلها از او در پیچ و تاب است اینکه هست

گرچه او را در کنار آب عطشان کشته اند
تشنه اما بر لب خونینش آب است اینکه هست

"آنکه نورش روشنی بخش دل ما بود رفت"
در  فلک پیچیده  آوای رباب است اینکه هست

شد صدایی ظهر خون از نای عطشانش بلند
کاخ در کاخ  از طنین او خراب است اینکه هست

چون سپیدی زد دل سنگ  سیاهی را شکافت
شام در شام از تبش  در التهاب است اینکه هست

درجهان بس خیزش از پیغام  او نشأت گرفت
رهبر آزاده هر انقلاب است اینکه هست

کی شود سرد این حرارت در قلوب عاشقان
زآتش سودای او دلها کباب است اینکه هست

بیم محشر داشتم در دل که هاتف مژده داد
 ای شهودی شافع یوم الحساب است اینکه هست
 
علی شهودی
۲۲ شهریور ۹۸ مصادف با ۱۳ محرم الحرام ۱۴۴۱
تبریز

کلمات کلیدی این مطلب :  نیزه ، آفتاب ، حسین ، کربلا ، اربعین ، زینب ، شهودی ،

موضوعات :  عاشورایی ،

   تاریخ ارسال  :   1398/7/6 در ساعت : 7:59:15   |  تعداد مشاهده این شعر :  179


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 28,146 | بازدید دیروز : 33,275 | بازدید کل : 117,368,046
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی