ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود جناب سلطانی نژاد غزل خاطره شعر خوبی بود؛ اما دو عیب داره یکی درهم ریختگی آن است که به زحمت می ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما جناب پور افشار عزیز - قافیه های ماژیک وشیک را به علت فارسی نبودن - ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
باسلام و درود خدمت شما - ممنون از تذکر شما:اولآ بنده از نقد آقای خوش عمل کاشانی نه تنها ناراحت نشد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
[ س َی ْ یا ] - با سلام و درود - جناب رشیدی راد عزیز و گرامی مایه ی شگفتی بسیار است که به ناظم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
با سلام و درود خدمت شما استاد جناب آقای عباس خوش عمل کاشانی و تشکر بابت وقتی که گذاشتید برای نقد شعر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مجتبی باقی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بسم الله النّور - در این سروده ی آیینی قابل قبول اثر طبع غرّای جناب مهندس باقی اگر نخواهم وارد جزئ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
بنام خدا - با سلام - شعر جناب صفا دل یعنی غزلهایشان همیشه خواندنی هستند - میزبانی باران...کسی    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



سربه هوا
رفتم میان خاطره ها زندگی کنم
بی تو چگونه... آه... چرا زندگی کنم؟!
 
از دست های سرخ زمین زخم خورده ام
تا در نگاه سبز خدا زندگی کنم
 
وقتش رسیده است که با انتخاب مرگ
از ریشه های خاک رها زندگی کنم
 
سبزم ولی کسی که مرا زرد کرده است
می خواهد از درخت جدا زندگی کنم
 
از شاخه ام جدا شده بر باد رفته ام
افتاده ام که سر به هوا زندگی کنم
 
انگار سر به زیر شدن نیست قسمتم
شاید خدا نخواسته تا زندگی کنم
 
عظیمه ایرانپور
کلمات کلیدی این مطلب :  عظیمه ایرانپور ، غزل امروز ، سربه هوا ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1398/7/15 در ساعت : 10:8:35   |  تعداد مشاهده این شعر :  69


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  بیژن عظیمی     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
#شعر_خوب_بخوانیم سربه هوا رفتم میان خاطره ها زندگی کنم بی تو چگونه... آه... چرا زندگی کنم؟! از دست های سرخ زمین زخم خورده ام تا در نگاه سبز خدا زندگی کنم وقتش رسیده است که با انتخاب مرگ از ریشه های خاک رها زندگی کنم سبزم ولی کسی که مرا زرد کرده است می خواهد از درخت جدا زندگی کنم از شاخه ام جدا شده بر باد رفته ام افتاده ام که سر به هوا زندگی کنم انگار سر به زیر شدن نیست قسمتم شاید خدا نخواسته تا زندگی کنم #عظیمه_ایران_پور #نقد_شعر "سربه هوای" عظیمه را در ایرافتا خواندم. جایی که در آخرین پست ستون نقدش با این همه اساتید پرطمطراق که چند تریلی برای کشیدن القاب و انسابشان کفایت نمی کند، این کلمات از سوی " طارق خراسانی " به عنوان نقد حک شده بود: #سلام_زیبا_روان_عالی_درپناه_خدا... شاید این اتفاق بی تاثیر نبود در این که چند خطی برای شاهکار سر به هوای عظیمه قلمی کنم. به کارگیری وزن: #مفعول_فاعلات_مفاعیل_فاعلن دست در گردن ردیف گوشنواز " زندگی کنم " انداخته تا نه از شعر بلکه از درونیات انسانی رونمایی کند که نامش شاعر است. #عظیمه_ایران_پور که مدتی است در تعقیب آثارش هستم و آن چه در دو سال اخیر از او دیده ام روزهایی است که سیر صعودی توفیق آثارش بر هر گزینه ای دیگر می چربد. جدا از این برداشت سادگی، صمیمیت، آرامش، گویشی که نه تنها از شعر پیشی گرفته، بی تردید و اغراق می توان آن را عصاره ی طبع شاعر نامید، چنان گوش را می نوازد و طبع را می سازد که مخاطب نه تنها احساس خواندن شعر ندارد بلکه فکر می کند در ژرفای طبع صاحب اثر غرق شده و راه پیش و پس ندارد. استفاده و به کارگیری قافیه با صدای کشیده (الف) مهارتی دیگر است که باید نوع به کارگیری آن را در این اثر ارزشمند ستود. شاعر به قدری به مضمون، ساختار، ابزار تشکیلاتی شعر و از همه مهمتر به زبان و نوع بیانش مسلط است که انگار رو در روی مخاطب نشسته است و گفتگو می کند. بی تردید خروجی چنین اثری از زبان انسانی که درونیاتش را در قالب شعر روح بخشیده نمی توان شعر انگاشت و موزون بودن و هماهنگی بین زبان و احساس و بیان حالات متفاوت را از نقش مرکب بروی کاغذ می توان مرتبه ای از شعر دانست که اتصال مستقیم و بدون واسطه ای با طبع خداداد دارد. پس از مباحث فنی و نظری که به آن پرداختیم واکاوی برخی ابیات این اثر هم خالی از لطف نیست. آن جا که شاعر می گوید: از دست های سرخ زمین زخم خورده ام تا در نگاه سبز خدا زندگی کنم جدایی شاعر از قالب جسمانی انسانی و سیر در حالات مختص شاعر را چنان تصویر می کند که واژه های به کار گرفته شده در آن مثل زخم خوردن از دست سرخ زمین و زندگی در نگاه سبز خدا تنها ترکیباتی می تواند باشد که چنین تصویر واضحی از تخیل شاعر را نقش کند. هرچند گلایه و کنایه تند و تیز شاعر که در عین لطافت به خالق‌در بیت مقطع می گوید هم بی نظیرست و نمی توان همتایی برایش جست. آن جا که طبعش را اینچنین شکوفا می کند: انگار سر به زیر شدن نیست قسمتم شاید خدا نخواسته تا زندگی کنم هر چه هست وجود چنین شعرایی که با طبعشان شعر می سرایند به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد ولی وجود این شاعران در میان خیل اساتیدی که تسمه به گرده شاعران بی نام و نشان می کشند و فخر می فروشند نوید آغازی است که غنچه ی وجودش مدیون شعرای بی ادعا و نام و نشان است. عزت زیاد #وحید_سلیمی_بنی ۱۵ مهر ۱۳۹۸ @poetryhouse
بازدید امروز : 28,999 | بازدید دیروز : 30,871 | بازدید کل : 113,301,583
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی