ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز و گرامی جناب رضاپور - درود بر شما - اولا بکار بردن اصطلاح ادغام در این مورد غلط مصطلحی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام،استاد حاج محمدی عزیز! - صحبت از املاء کلمات نبود، - صحبت از ادغام واژه ها بود در هنگامی ک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی

- دوثط اَذیظ و گرامی جناب مهمّد اَلی رذاپور - هتما اجاضح می دحید کح با منتغ خودطان با هَذرط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و ارادت، - متشکرم از وقتی که گذاشتید جناب استاد خوش عمل عزیز! - بنده، قائل به حد وسطی درب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
سلام - بنده هم قبول دارم که نقد بجا بود ، ولی انصافا لحن حضرتعالی و البته کمی هم پاسخ آقای خوش عم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر همگی.از خوانش غزل زیبای جناب درویشی در حال التذاذ بودم که ناگهان در مصراع دوم بیت چهارم لنگه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
سلام. چه شعر پر احساسی و چه لحظه های پرظرافتی. احسنت. ای کاش این معدود مشکلات وزنی را هم حل می کردید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
- مولانا «ابو ذئیب ذئب بن کلب بن سنّور بن فاره» در محفل جمعی از اصحاب ادب ، غزلی آیینی از شاعری ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود جناب سلطانی نژاد غزل خاطره شعر خوبی بود؛ اما دو عیب داره یکی درهم ریختگی آن است که به زحمت می ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



کلاغ ها ....
افسوس کلاغها نمی دانند
گیرایی واژه های لالم را
ورنه به ورق ورق گل این دشت
با رنگ بهار می نوشتم باز
تعبیر ترانه های کالم را
***
من پوپک مست عاشقی بودم
کز حنجره ام بهار گل می کرد
هر نغمه که می سرودم از ماندن
در وسعت سینه ی پرستوها
صد ساقه ی اشتیاق می رویید
وان ساقه هزار بار گل می کرد
***
پاییز فرانخوانده ای آمد
بیچاره پرنده هام کوچیدند
در حسرت گرمی گل خورشید
یکباره بنفشه هام پوسیدند
***
من ماندم و داغ سهره ای تنها
کاو را به فریب باغها بردند
مجموعه ی نغمه های شادش را
از جنگل ما کلاغها بردند
***
گفتند مرا که در لجنزاران
چونان جسدی به خاک بسپارم
اندیشه ی پاک پایمالم را
قربانی جلوه ی خزان سازم
سوسنبر و یاس و پامچالم را
خامند کلاغها نمی فهمند
چندی است که آفتاب هم دیگر
با سایه نمی برد ملالم را
***
خامند کلاغها نمی فهمند
بر پله ی رنج بود اگر دیدم
معنای عروج را کمالم را
خامند کلاغها نمی فهمند
پرواز به حیطه ی خیالم نیست
اینسان که شکسته اند بالم را
چندی است که از کران خاموشی
اشباح ز شعله رسته می ریزند
خاکستر مرده ی فراموشی
تا محو کنند اشتعالم را
***
می میرم و خود نمی پذیرم نک
مضمون گذشت ماه و سالم را
در پرده ی زندگی زوالم را
***
گویند به استحاله دل خوش کن
گویی که ندیده اند حالم را!

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1398/7/15 در ساعت : 19:38:54   |  تعداد مشاهده این شعر :  95


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 2,394 | بازدید دیروز : 37,800 | بازدید کل : 114,947,430
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی