ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما با عرض معذرت مصرع دوم بیت مطلع وزن اضافه دارد - - - - اینگ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ولی اله بایبوردی
سپاس - استاد ارجمند جناب اقتداری عزیز - جسارتا عرض می کنم : - به قول حضرت شاعر - چه گویم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شما. - آنچه را در باره ی شعرتان فرموده اید بیشتر در ذهنتان بوده وگرنه شعری که بنده خوانده   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ولی اله بایبوردی
سلام. - - استاد ارجمند جناب اقتداری عزیز. - - سپاس از دیدگاه ارزشمندتان. - - دور از ز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شما. - غزل عاشقانه وگله آمیز ی خواندم. - باید به عرض برسانم که احساس می شود از ردیف «نم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شما. - مضمون خوبی ست ولی نتوانسته اید خوب پردازش کنید. - ارتباط بین ابیات ومصراع ها در    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید روح الله باقری
سلام و درود جناب آقای خوش عمل ! - با تشکر از لطف و عنایت شما - البته منظور بنده از استعمال کل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین وفا
سلام و سپاس بانو احمدوند گرامی - سروده انتظارتان زیباست. قلمتان مانا - - یک نکته: در مصرع: با   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام - اساساً چیزی بنام سپکو و پریسکه همان قالب طرح و هاشور است که جناب استاد وندادیان در دهه ۴۰   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بار سفر بسته
k107_photo_۲۰۲۰-۰۱-۲۸_۱۸-۵۸-۳۱.jpg
 
 
بگذار که امشب به رُخت چشم بدوزم
آنقدر نگاهت بکنم تا که بسوزم
ای بارِ سفر بسته اگر خواب نرفتی ...
برخیز و ببین غصّه چه آورد بروزم 
*
آنشب که پریشان وسطِ کوچه دویدی
سیلی زد و یک مرتبه از درد پریدی 
آن لحظه که با چرمیِ شلّاق تو را زد
آنگاه که پیشِ همه دشنام شنیدی
وقتی که به بازویِ تو زد با بُنِ شمشیر
با سوزِ جگر از تهِ دل آه کشیدی
**
وقتی که سه نامرد شکستند پرت را
خوردی به زمین بعد گرفتی کمرت را ...
 
از درد نشستی و من از شرم نشستم
پیچیدی و من یک شبِ صد سال شکستم 
 
 آتش به جگر داشتم و دیده ی جاری  
وقتی که سَرَت خورد به دیوارِ کناری
 
ایکاش میانِ غل و زنجیر نبودم
تو جایِ علی بودی و من جایِ تو بودم
 
آنشب به سَرم زد بزنم زیرِ همه چیز
اِعراض کنم از سرِ قولم به نبی نیز 
 
امّا چه کنم  فاطمه .. ای یاسِ کبودم ... 
آلوده به پیمان شکنی نیست وجودم
 
ای چلچله ی سوخته بینِ در و دیوار 
از پیشِ علی کوچ نکن .. دست نگهدار ...
 
تعجیل نکن .. زینب مان تاب ندارد
در بسترِ مرگی و حسن خواب ندارد
 
هی میپرد از خواب ز کابوسِ شبانه
ابلق شده موهای سرش دانه به دانه
*
رنگ از رخِ دُردانه ی مان پاک پریده ست
در خویش فرو رفته و از خلق بریده ست
جویا ز طبیبان شده ام لکنتِ او را ...
گفتند که این نیز از آثارِ کشیده ست
**
خوراکِ حسینت که شده گریه ی خالی  
در نیّت روزه ست سه ماهِ متوالی 
 
من هستم و تنهایی و طفلانِ عزادار
تعجیل نکن یاسِ نبی .. دست نگهدار ...
 
تنها چه کنم با غمِ دوریت چه سازم
حالی که دل افسرده ترین مردِ حجازم
 
آسودنت انگار .. قراری ازلی بود  
پرپر شدنِ فاطمه هم سهمِ علی بود
 
 
 
#مهران_ساغری
#فاطمیه_۹۸
 
۹۸/۱1/0۸
کلمات کلیدی این مطلب :  فاطمه ، علی ، حسن ، حسین ، زینب ، مهران ساغری ،


   تاریخ ارسال  :   1398/11/8 در ساعت : 19:59:49   |  تعداد مشاهده این شعر :  50


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1398/11/10 در ساعت : 16:0:57
سلام آقای ساغری گرامی
خیلی عالی بود احسنت
مهران ساغری
1398/11/24 در ساعت : 10:13:8
سلام علیکم .. ممنون از لطفتون
بازدید امروز : 10,619 | بازدید دیروز : 25,976 | بازدید کل : 117,184,010
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی