ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما با عرض معذرت مصرع دوم بیت مطلع وزن اضافه دارد - - - - اینگ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ولی اله بایبوردی
سپاس - استاد ارجمند جناب اقتداری عزیز - جسارتا عرض می کنم : - به قول حضرت شاعر - چه گویم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شما. - آنچه را در باره ی شعرتان فرموده اید بیشتر در ذهنتان بوده وگرنه شعری که بنده خوانده   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ولی اله بایبوردی
سلام. - - استاد ارجمند جناب اقتداری عزیز. - - سپاس از دیدگاه ارزشمندتان. - - دور از ز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شما. - غزل عاشقانه وگله آمیز ی خواندم. - باید به عرض برسانم که احساس می شود از ردیف «نم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شما. - مضمون خوبی ست ولی نتوانسته اید خوب پردازش کنید. - ارتباط بین ابیات ومصراع ها در    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید روح الله باقری
سلام و درود جناب آقای خوش عمل ! - با تشکر از لطف و عنایت شما - البته منظور بنده از استعمال کل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین وفا
سلام و سپاس بانو احمدوند گرامی - سروده انتظارتان زیباست. قلمتان مانا - - یک نکته: در مصرع: با   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام - اساساً چیزی بنام سپکو و پریسکه همان قالب طرح و هاشور است که جناب استاد وندادیان در دهه ۴۰   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



لولویِ زلزله‌ٔ نبودن مادر


هنوز دارد به دیشب فکر می‌کند

هنوز دارد تنِ دخترِ داستانش

مِثلِ بید می‌لرزد 

هنوز دارد گَرد و خاکِ آوارِ پس‌لرزه‌ها را

می‌تکاند از دست و پاهایش 

هنوز دارد با چشمانِ آستیگماتِ حروف

به زبانِ اشارهٔ پسرِ ساکتِ قصه‌اش اعتماد 

ـ واردِ تنگنایِ اتاقِ اتفاق می‌شود

هنوز دارد با ‌لحنِ لام تا کامِ کلمه

نگاه می‌کند به احتمالِ فضایِ خاکستریِ نوشته‌اش 


هنوز نمی‌دانم!

کُجایِ شایدناکُجا

ادامهٔ ماجرا را جاگذاشته

در اتاق یا اطاق؟

ـ خودم را از کنارِ درِ کاغذیِ داستانش کنار،

با تشر، بی خبر

می‌کِشم گوشِ کودکِ درونِ کنجکاوم را 

وَ با لحنی‌اخمی به او می‌گویم:

فضولی بس است 

وَ ناگهان...

وَ ناگهان...

وَ ناگهان...

از خواب بیدار
وَ تازه می‌فهمم بی اجازه از اراده

عکسِ سیاه و سفیدِ این داستان را

در قابِ خوابِ دیشب دیده‌ام!


آه!

من از لُولُویِ زلزلهٔ نبودنت مادر

چقدر تکیده 

چه بسیار

با بغضِ ماسیده بر گلو ترسیده‌ام!

 


سیدمحمدرضالاهیجی

کلمات کلیدی این مطلب :  مادر ، عشق ، شهید محبت ، یتیمی ، خواب ، سیدمحمدرضالاهیجی ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1398/11/26 در ساعت : 11:50:16   |  تعداد مشاهده این شعر :  57


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 7,588 | بازدید دیروز : 52,646 | بازدید کل : 117,489,992
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی