ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



سرباز فراری / حسین آکین ترکیه
   حسین آکین متولد 1965 میلادی در شهر سینوپ نزدیک دریای سیاه است . این نویسنده و روزنامه نگار ترک تاکنون 20 کتاب در زمینه های مختلف ادبی منتشر کرده است . 
 
 
 
« سرباز فراری »


تا مرگ صورت زندگی مان را نپوشاند
گلی خودرو در گورستان شکوفه می زند
در سکوتی منجمد
در زمستان جهانی جهان
پرندگان و کودکانمان روز گارشان خوش باد !
تا بر روی سنگ سیاه برف سپید نبارد
یار رفته نیز روزگاری باز خواهد گشت
 
چاقوهای کند دوباره تیز شدم آغازیدند
و رب النوع اشیاء از عرقش بندگانی افرید
و زندگان سر افراز را در اعماق خاک دفن کردند
و کتاب های سیاه
به روی خودشان هم نیاوردند
از کتاب ارتور رمبو آن صفحات را پاره می کنم
می دانم که اگر اتش آتش باشد
خشک و تر را با هم می سوزاند و خاکستر می کند
شاپرکی که در دهانش شعله های آتش دارد
خانه های دروغ و ریا را پاک خواهد کرد
این امکان ندارد که رسم دنیا همچنان باقی بماند
که من به تو عسل بدهم از زردی پر
و تو عروسک زرد موی باربی !
تا مرگ راه خانه هایمان را پیدا نکند
شب خیمه ی سیاهش را بر دوش ما می کشد
آسمان خراش ها سینه ی اسمان را شکافته اند
خنجری در گلویم خفته است
اما دل بسته ام
به این سوختن و ساختن
دنیا همیشه اینگونه خواهد بود
که خون سرخ رنگ و شیر سفید باشد …
دهانم طعم گس خواهد داشت
و زبانم تر از قطره آبی
همه ی اینها را گفتم
اما تو ای یار غمگین مباش
که با سخن گفتن دردهایمان کم می شود
و با گفتگو سخن به نئشگی می نشیند
چنانچه اگر شهری شهر باشد
آن شیراز است !
 

..................................................................................................

 

ادبیات فارسی روایت مدام هجرت و هجران است

یادداشتی از من در وبسایت شخصی ام:  www.sherastan.ir
 


کلمات کلیدی این مطلب :  ادبیات معاصر ترک ، حسین آکین ، وحید ضیایی ،

موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1393/8/18 در ساعت : 0:24:30   |  تعداد مشاهده این شعر :  1021


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,686 | بازدید دیروز : 26,511 | بازدید کل : 133,571,156
logo-samandehi