ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پایانه ی حلب، آغاز تو شد!


میدان در رکاب تو بود
و با عزم تو استخوان می ترکاند
و چشم و گوش را
دلبسته و عاشق به محضرت می فرستاد.
 
خسته از حضور هماره ات
پولاد در شگفت مانده بود
و جاده از نفس می افتاد و به گردت نمی رسید
اما
وقتی از جام چشم ات می نوشید
دل به دلِ جوان ات می سپرد و سرمستی می کرد.
 
می دانستی که داعش
همان  «کوکلوکس کلان » غرب وحشی است
با لقاحی خارج از رحِم
محصول صهیونیست های انگلوساکسون
عقال به سرهای ریاض و دوحه و ابوظبی
ماسونِ رمانتیک فرانسوی
و گربه رقصانیِ اردوغان عثمانی.
آنها سپید می پوشیدند و سیاه را می کشتند
اینها سیاه می پوشند
و سپید و سپیده را.
 
از قیامت کربلای پنج
تا خاکریز دفاع از حرم پیامدار کربلا
بیست و نه سال  گذشت
آنگاه، بوی شادی دستان ات
برای چیدن سیب سرخ شهادت
در حلب پیچید.
 
می خواستم شادی رفتن باشکوه ات را
در معبر بودن های دریغ انگیز
چاووش بخوانم!
دیدم عرف و عوام تاب نمی آورند
در دل شکستم و نوحه سرودم.
 
پایانه ی حلب
آغاز تو شد
و تازه ترین شقایق پرپر برای ما!
                               نوزدهم مهر ماه نود و چهار


موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1394/7/19 در ساعت : 11:27:39   |  تعداد مشاهده این شعر :  814


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محمدمهدی عبدالهی
1394/7/19 در ساعت : 17:11:37
سلام و عرض ادب استاد نبوی عزیز
درود بر شما
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
درود بر جناب عبداللهی گرامی
سپاسگزارم از حضورتان.
سرافراز باشید.
محمدرضا جعفری
1394/7/22 در ساعت : 14:2:18
درود............
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
درود بر جنابعالی.
پاینده باشید.
بازدید امروز : 14,387 | بازدید دیروز : 38,555 | بازدید کل : 127,325,286
logo-samandehi